English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
casters ستاره اول دو پیکر
castor ستاره اول دو پیکر
castors ستاره اول دو پیکر
caster ستاره اول دو پیکر
Other Matches
binary star ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
double star ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
Lesghi star ستاره لسگی [این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
dog star ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
planets ستاره سیار ستاره بخت
planet ستاره سیار ستاره بخت
concentrator وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
stelliform ستاره وار ستاره وش
the twin brothers دو پیکر
constellations پیکر
constellation پیکر
effigies پیکر
arabic notation پیکر
figuring پیکر
figure پیکر
effigy پیکر
the twins دو پیکر
figures پیکر
gemini دو پیکر
digits پیکر
digit پیکر
likeness پیکر
configurational isomers هم پیکر
image پیکر
images پیکر
likenesses پیکر
iconography پیکر نگار
titans غول پیکر
half length نیم پیکر
gargantua غول پیکر
portraitist پیکر نگار
waxwork پیکر مومی
waxworks پیکر مومی
titan غول پیکر
portrayer پیکر نگار
pictorial art پیکر نگاری
ikons پیکر تصویر
iconology پیکر شناسی
icons پیکر تصویر
sculptress پیکر تراش
icon پیکر تصویر
immane غول پیکر
titaness زن غول پیکر
gigantic غول پیکر
sculptors پیکر تراش
statue هیکل پیکر
figurine پیکر کوچک
figurines پیکر کوچک
sculptor پیکر تراش
statues پیکر سازی
monstrous غول پیکر
statues هیکل پیکر
statue پیکر سازی
cora [ستون پیکر زن]
portraiture پیکر نگاری تعریف
absolute configuration پیکر بندی مطلق
giant corporation شرکت غول پیکر
paul bunyan ادم غول پیکر
giants ادم غول پیکر
reconfiguration پیکر بندی دوباره
giant ادم غول پیکر
figure head پیکر جلو کشتی
sculpture پیکر تراشی سنگتراشی کردن
sculptures پیکر تراشی سنگتراشی کردن
gargantuan غول پیکر عظیم الجثه
sculpture in miniature پیکر تراشی کوچک اندام
paintress زن پیکر نگاریا رنگ کار
warlock زن جادو گر و ساحر غول پیکر
herm هرمس [تندیس سنگی چار پیکر]
hermes هرمس [تندیس سنگی چار پیکر]
pastellist پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
antic [ستون زن پیکر یا دیگر انسان ها با شکل نامتجانس]
config.sys در DOS و 2/OS یک فایل متن اسکی که شامل فرمانهای پیکر بندی است
gigantic building ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
ground section بدنه و پیکر اصلی فرش [که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
stars ستاره
stellar پر ستاره
starred ستاره
asterisks ستاره
starless بی ستاره
star ستاره
aster ستاره
asterisk ستاره
morning star ستاره صبح
neptune ستاره نپتون
north star ستاره شمالی
multiple star ستاره چندگانه
morning star ستاره بامدادی
north star ستاره قطبی
neutron star ستاره نوترونی
moring star ستاره بامداد
medusa ستاره دریایی
loadstar ستاره قطبی
lodestar ستاره قطبی
lodestar ستاره راهنما
hesperus ستاره شام
hesper ستاره مغرب
lodestaror load ستاره قطبی
star bit بیت ستاره
lucifer ستاره بامدادی
loadstar ستاره راهنما
lunette ستاره صغیر
nova فانی ستاره
stellate ستاره مانند
star voltage ولتاژ ستاره
y voltage ولتاژ ستاره
star washer واشر ستاره ای
hexagram ستاره شش وجهی
starlet ستاره کوچک
farsi be engilisi ارایشگاه ستاره
rolling stone <idiom> ستاره سهیل
y winding اتصال ستاره
starlet ستاره کوره
y network شبکه ستاره
starlike ستاره مانند
supergaint ستاره ابرغول
y connection اتصال ستاره
uranus ستاره اورانوس
star spangled ستاره نشان
star spangled مزین به ستاره
star finder ستاره یاب
star connection اتصال ستاره
planetesimal کوچک ستاره
pluto ستاره پلوتو
polaris ستاره قطبی
polaris ستاره جدی
polestar ستاره قطبی
stelliform بشکل ستاره
proto star پیش ستاره
pulsating star ستاره تپنده
sabaism ستاره پرستی
sea nettle ستاره دریای
vesper ستاره غروب
starfish ستاره دریایی
asterisks نشان ستاره
stellar ستاره وار
stellar شبیه ستاره
an infinitude of stars تعدادنامحدودی ستاره
asterial ستاره شکل
asterism نشان ستاره
asteroidal مانند ستاره
astronavigation ستاره نوردی
astronmer ستاره شناس
shooting star ستاره ثاقب
asterisk نشان ستاره
astrologers ستاره شناس
astrologer ستاره شناس
astronomer ستاره شناس
astronomers ستاره شناس
companion ستاره ندیم
mars ستاره مریخ
comets ستاره گیسودار
Pole Star ستاره قطبی
astral شبیه ستاره
Jove ستاره مشتری
goat ستاره جدی
goats ستاره جدی
cameleopardalis ستاره زرافه
comet ستاره گیسودار
camelopard ستاره زرافه
fixed star ستاره ثابت
d. star ستاره جفتی
asteroid شبیه ستاره
shooting stars ستاره ثاقب
sea pad ستاره دریایی
evening star ستاره شامگاهی
pips ستاره سردوش
pip ستاره سردوش
finger fish ستاره دریایی
day star ستاره بامداد
gaint star ستاره غول
asteroids شبیه ستاره
pipping ستاره سردوش
dwarf star ستاره کوتوله
pipped ستاره سردوش
daystar ستاره بامداد
georgium sidus ستاره جرج
stars نشان ستاره اختر
starred نشان ستاره اختر
trigon سه حالتی ستاره سه تایی
trigon اجتماع سه ستاره باهم
venus زن زیبا ستاره زهره
star نشان ستاره اختر
lucky star <idiom> ستاره بخت واقبال
asteroids ستاره مانند ستارهای
astreated تزئین شده با ستاره ها
comet ستاره دنباله دار
asteroid ستاره مانند ستارهای
comets ستاره دنباله دار
the north star ستاره قطبی یا شمالی
azimuth ازیموت ستاره السمت
starfinder دستگاه ستاره یاب
bronze star medal مدال ستاره برنز
star of bethlehem ستاره بیت اللحم
star globe ستاره یاب کروی
moring star ستاره صبح ناهید
star delta switch کلید ستاره مثلث
star crossed دارای ستاره نحس
pentalpha ستاره پنج پره
pulsating star ستاره ضربان دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com