Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
fixed star
ستاره ثابت
Other Matches
binary star
ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
double star
ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
Lesghi star
ستاره لسگی
[این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
dog star
ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
planet
ستاره سیار ستاره بخت
planets
ستاره سیار ستاره بخت
concentrator
وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
stelliform
ستاره وار ستاره وش
fixed capital
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
standing order
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing orders
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
sample
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
standing
ثابت دستورالعمل ثابت
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
stellar
پر ستاره
starless
بی ستاره
aster
ستاره
asterisks
ستاره
star
ستاره
asterisk
ستاره
starred
ستاره
stars
ستاره
fixes
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fix
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
polaris
ستاره قطبی
lunette
ستاره صغیر
neptune
ستاره نپتون
polestar
ستاره قطبی
proto star
پیش ستاره
lucifer
ستاره بامدادی
pluto
ستاره پلوتو
planetesimal
کوچک ستاره
asteroid
شبیه ستاره
mars
ستاره مریخ
morning star
ستاره بامدادی
morning star
ستاره صبح
moring star
ستاره بامداد
asteroids
شبیه ستاره
multiple star
ستاره چندگانه
neutron star
ستاره نوترونی
north star
ستاره قطبی
north star
ستاره شمالی
nova
فانی ستاره
medusa
ستاره دریایی
polaris
ستاره جدی
pulsating star
ستاره تپنده
star bit
بیت ستاره
starlet
ستاره کوچک
starlet
ستاره کوره
stellate
ستاره مانند
stelliform
بشکل ستاره
rolling stone
<idiom>
ستاره سهیل
supergaint
ستاره ابرغول
y winding
اتصال ستاره
y network
شبکه ستاره
y connection
اتصال ستاره
vesper
ستاره غروب
companion
ستاره ندیم
uranus
ستاره اورانوس
star washer
واشر ستاره ای
y voltage
ولتاژ ستاره
sabaism
ستاره پرستی
comet
ستاره گیسودار
sea nettle
ستاره دریای
star connection
اتصال ستاره
comets
ستاره گیسودار
star finder
ستاره یاب
astronomers
ستاره شناس
farsi be engilisi
ارایشگاه ستاره
star spangled
مزین به ستاره
starfish
ستاره دریایی
star spangled
ستاره نشان
starlike
ستاره مانند
star voltage
ولتاژ ستاره
astronomer
ستاره شناس
asterial
ستاره شکل
astrologers
ستاره شناس
astrologer
ستاره شناس
asterism
نشان ستاره
pip
ستاره سردوش
pipping
ستاره سردوش
pips
ستاره سردوش
asteroidal
مانند ستاره
astronavigation
ستاره نوردی
astronmer
ستاره شناس
pipped
ستاره سردوش
cameleopardalis
ستاره زرافه
an infinitude of stars
تعدادنامحدودی ستاره
hexagram
ستاره شش وجهی
stellar
شبیه ستاره
asterisk
نشان ستاره
shooting star
ستاره ثاقب
shooting stars
ستاره ثاقب
asterisks
نشان ستاره
stellar
ستاره وار
camelopard
ستاره زرافه
lodestaror load
ستاره قطبی
finger fish
ستاره دریایی
sea pad
ستاره دریایی
Jove
ستاره مشتری
astral
شبیه ستاره
gaint star
ستاره غول
georgium sidus
ستاره جرج
dwarf star
ستاره کوتوله
hesper
ستاره مغرب
hesperus
ستاره شام
Pole Star
ستاره قطبی
loadstar
ستاره قطبی
loadstar
ستاره راهنما
lodestar
ستاره راهنما
evening star
ستاره شامگاهی
goats
ستاره جدی
d. star
ستاره جفتی
lodestar
ستاره قطبی
daystar
ستاره بامداد
day star
ستاره بامداد
goat
ستاره جدی
blazing star
ستاره دنباله دار
star globe
ستاره یاب کروی
moring star
ستاره صبح ناهید
receptor
ستاره مساعد گیرنده
syzygy
استقرارسه ستاره در خط مستقیم
campaign star
نشان جنگی ستاره
the north star
ستاره قطبی یا شمالی
trigon
سه حالتی ستاره سه تایی
receptors
ستاره مساعد گیرنده
bronze star medal
مدال ستاره برنز
castor
ستاره اول دو پیکر
trigon
اجتماع سه ستاره باهم
medusoid
مانند ستاره دریایی
pulsating star
ستاره ضربان دار
regulus
ستاره قلب الاسد
asterisk
با ستاره نشان کردن
castors
ستاره اول دو پیکر
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
azimuth
ازیموت ستاره السمت
all-star
تیم تمام ستاره
twinkling
چشمک زدن ستاره
stardom
ستاره شدن سینماوغیره
Dingbat
نوشتاری که حاوی ستاره
starfinder
دستگاه ستاره یاب
starlight
وابسته بنور ستاره
pentagram
ستاره پنج راس
pentalpha
ستاره پنج پره
all star
تیم تمام ستاره
star delta switch
کلید ستاره مثلث
supergaint
ستاره فوق غول
he can read the sky
ستاره شناس است
stellular
شبیه ستاره کوچک
stellify
بشکل ستاره درامدن
stellify
بشکل ستاره دراوردن
giant star
ستاره بزرگ و درخشان
asterisks
با ستاره نشان کردن
star crossed
دارای ستاره نحس
asterism
هر چیزی شبیه ستاره
casters
ستاره اول دو پیکر
comet
ستاره دنباله دار
comets
ستاره دنباله دار
asteroid
ستاره مانند ستارهای
asteroids
ستاره مانند ستارهای
venus
زن زیبا ستاره زهره
star of bethlehem
ستاره بیت اللحم
starred
نشان ستاره اختر
astreated
تزئین شده با ستاره ها
lucky star
<idiom>
ستاره بخت واقبال
caster
ستاره اول دو پیکر
star
نشان ستاره اختر
stars
نشان ستاره اختر
starlit
روشن شده از نور ستاره
hydromedusa
نجم البحر یا ستاره دریایی
planetarium
سیاره نما ستاره دیدگاه
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
astronomy
علم نجوم ستاره شناسی
solstitium
[نقطه]
انقلاب
[ستاره شناسی]
astrological
منسوب به علم ستاره شناسی
pole position
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
planetariums
سیاره نما ستاره دیدگاه
cometography
شرح ستاره دنباله دار
the track of a comet
مسیر ستاره دنباله دار
ace
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
starred
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
aces
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
sirius
ستاره کاروان کش درکلب اکبر
stars
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
astrology
طالع بینی ستاره شناسی
star turn
ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
He has not a single star in all the seven skies.
<proverb>
یک ستاره در هفت آسمان ندارد.
star
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
copernician
وابسته به کپرنیک ستاره شناس لهستانی
see stars
<idiom>
براثر ضربه به سر ستاره دور سر دیدن
Cup
پیاله
[صورت فلکی]
[ستاره شناسی]
Crater
پیاله
[صورت فلکی]
[ستاره شناسی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com