English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
pip ستاره سردوش
pipped ستاره سردوش
pipping ستاره سردوش
pips ستاره سردوش
Other Matches
binary star ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
double star ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
Lesghi star ستاره لسگی [این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
shower head سردوش
pipping درجه سردوش
pipped درجه سردوش
pips درجه سردوش
pip درجه سردوش
dog star ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
planets ستاره سیار ستاره بخت
planet ستاره سیار ستاره بخت
concentrator وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
stelliform ستاره وار ستاره وش
star ستاره
aster ستاره
starless بی ستاره
stars ستاره
asterisks ستاره
asterisk ستاره
starred ستاره
stellar پر ستاره
loadstar ستاره قطبی
moring star ستاره بامداد
morning star ستاره صبح
day star ستاره بامداد
morning star ستاره بامدادی
multiple star ستاره چندگانه
d. star ستاره جفتی
neptune ستاره نپتون
neutron star ستاره نوترونی
georgium sidus ستاره جرج
north star ستاره قطبی
north star ستاره شمالی
nova فانی ستاره
planetesimal کوچک ستاره
medusa ستاره دریایی
daystar ستاره بامداد
lunette ستاره صغیر
hesperus ستاره شام
hesper ستاره مغرب
lodestar ستاره قطبی
gaint star ستاره غول
lodestar ستاره راهنما
fixed star ستاره ثابت
loadstar ستاره راهنما
sea pad ستاره دریایی
finger fish ستاره دریایی
evening star ستاره شامگاهی
dwarf star ستاره کوتوله
lodestaror load ستاره قطبی
lucifer ستاره بامدادی
pluto ستاره پلوتو
y winding اتصال ستاره
y network شبکه ستاره
y connection اتصال ستاره
vesper ستاره غروب
supergaint ستاره ابرغول
stelliform بشکل ستاره
stellate ستاره مانند
rolling stone <idiom> ستاره سهیل
hexagram ستاره شش وجهی
starlike ستاره مانند
starlet ستاره کوره
starlet ستاره کوچک
uranus ستاره اورانوس
pulsating star ستاره تپنده
proto star پیش ستاره
polestar ستاره قطبی
polaris ستاره جدی
sabaism ستاره پرستی
sea nettle ستاره دریای
star connection اتصال ستاره
star bit بیت ستاره
star washer واشر ستاره ای
y voltage ولتاژ ستاره
star voltage ولتاژ ستاره
star spangled ستاره نشان
star spangled مزین به ستاره
star finder ستاره یاب
polaris ستاره قطبی
astrologers ستاره شناس
asteroid شبیه ستاره
companion ستاره ندیم
asteroids شبیه ستاره
asterial ستاره شکل
an infinitude of stars تعدادنامحدودی ستاره
stellar شبیه ستاره
mars ستاره مریخ
stellar ستاره وار
asterisks نشان ستاره
comets ستاره گیسودار
asterisk نشان ستاره
astral شبیه ستاره
Jove ستاره مشتری
goat ستاره جدی
goats ستاره جدی
comet ستاره گیسودار
astrologer ستاره شناس
asterism نشان ستاره
shooting stars ستاره ثاقب
cameleopardalis ستاره زرافه
starfish ستاره دریایی
astronomer ستاره شناس
astronmer ستاره شناس
astronavigation ستاره نوردی
asteroidal مانند ستاره
astronomers ستاره شناس
farsi be engilisi ارایشگاه ستاره
shooting star ستاره ثاقب
Pole Star ستاره قطبی
camelopard ستاره زرافه
star نشان ستاره اختر
comets ستاره دنباله دار
starred نشان ستاره اختر
venus زن زیبا ستاره زهره
supergaint ستاره فوق غول
syzygy استقرارسه ستاره در خط مستقیم
stellular شبیه ستاره کوچک
stellify بشکل ستاره درامدن
the north star ستاره قطبی یا شمالی
trigon سه حالتی ستاره سه تایی
trigon اجتماع سه ستاره باهم
stellify بشکل ستاره دراوردن
regulus ستاره قلب الاسد
comet ستاره دنباله دار
lucky star <idiom> ستاره بخت واقبال
starfinder دستگاه ستاره یاب
all-star تیم تمام ستاره
all star تیم تمام ستاره
medusoid مانند ستاره دریایی
asterisks با ستاره نشان کردن
asterisk با ستاره نشان کردن
receptors ستاره مساعد گیرنده
receptor ستاره مساعد گیرنده
astreated تزئین شده با ستاره ها
pentagram ستاره پنج راس
pentalpha ستاره پنج پره
asteroids ستاره مانند ستارهای
stardom ستاره شدن سینماوغیره
caster ستاره اول دو پیکر
campaign star نشان جنگی ستاره
Dingbat نوشتاری که حاوی ستاره
bronze star medal مدال ستاره برنز
azimuth ازیموت ستاره السمت
giant star ستاره بزرگ و درخشان
he can read the sky ستاره شناس است
asterism هر چیزی شبیه ستاره
blazing star ستاره دنباله دار
asteroid ستاره مانند ستارهای
moring star ستاره صبح ناهید
starlight وابسته بنور ستاره
shiner ستاره کلاه ابریشمی
casters ستاره اول دو پیکر
pulsating star ستاره ضربان دار
star of bethlehem ستاره بیت اللحم
star crossed دارای ستاره نحس
castors ستاره اول دو پیکر
star delta switch کلید ستاره مثلث
castor ستاره اول دو پیکر
stars نشان ستاره اختر
twinkling چشمک زدن ستاره
star globe ستاره یاب کروی
planetariums سیاره نما ستاره دیدگاه
planetarium سیاره نما ستاره دیدگاه
pole position آغازگاه [ستاره شناسی] [ارتش]
ace ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
solstitium [نقطه] انقلاب [ستاره شناسی]
aces ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
cometography شرح ستاره دنباله دار
He has not a single star in all the seven skies. <proverb> یک ستاره در هفت آسمان ندارد.
the track of a comet مسیر ستاره دنباله دار
hydromedusa نجم البحر یا ستاره دریایی
astronomy علم نجوم ستاره شناسی
starlit روشن شده از نور ستاره
star ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
stargazer کسیکه به ستاره ها خیره شده
stars ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
astrology طالع بینی ستاره شناسی
star turn ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
starred ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
sirius ستاره کاروان کش درکلب اکبر
astrological منسوب به علم ستاره شناسی
asteriated دارای اشعهء ستاره مانند
pentacle طلسمی بشکل ستاره پنج راس
planetoid اجرام ستاره مانند سیارهای شکل
copernician وابسته به کپرنیک ستاره شناس لهستانی
Cup پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
see stars <idiom> براثر ضربه به سر ستاره دور سر دیدن
Crater پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
asteroid نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
asteroids نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
infortune ستاره نحس بهرام یا کیوان وگاهی تیر
cars اطاق راه اهن هفت ستاره دب اکبر
car اطاق راه اهن هفت ستاره دب اکبر
uranology مبحث اجرام سماوی و سیارات ستاره شناسی
cama توده ابرمانندی که هسته ستاره دنباله داررافراگرفته است
noise استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
noises استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
leading lady ستاره زنی که نقش اول رادرنمایش یا سینما بعهده دارد
comas پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com