Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
pulsating star
ستاره ضربان دار
Other Matches
pulse repetition
تجدید ضربان پی امد ضربان
double star
ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
binary star
ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
Lesghi star
ستاره لسگی
[این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
dog star
ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
planet
ستاره سیار ستاره بخت
planets
ستاره سیار ستاره بخت
concentrator
وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
stelliform
ستاره وار ستاره وش
throbbed
ضربان
sphygmus
ضربان
tictac
ضربان
ticktack
ضربان
pulsed
ضربان
pulsation
ضربان
fitch
ضربان
baet
ضربان
surges
ضربان
surged
ضربان
surge
ضربان
throbs
ضربان
throbbing
ضربان
ictus
ضربان
throb
ضربان
beat
ضربان
beats
ضربان
pulse
ضربان
heartbeat
ضربان قلب
beats
ضربان نبض
heart rate
ضربان قلب
beat frequency
فرکانس ضربان
impluse meter
ضربان سنج
pulsation
ضربان ستارهای
pulse repetition
تکرار ضربان
impluse frequency
فرکانس ضربان
beat
ضربان نبض
heartbeats
ضربان قلب
panted
ضربان تپش
panted
ضربان داشتن
pant
ضربان تپش
pant
ضربان داشتن
pulsing
ضربان امواج
voltage impluse
ضربان ولتاژ
data pulse
ضربان داده
heart beat
ضربان قلب
stethoscope
گوشی ضربان سنج
stethoscopes
گوشی ضربان سنج
acrotism
فقدان ضربان یا تپش
arrhythmic
نامنظمی ضربان نبض
extrasystole
ضربان اضافی قلب
pitter-patter
چک چک باران و غیره ضربان
pitter patter
چک چک باران و غیره ضربان
My heartbeat is even .
ضربان قلبم منظم است
tricrotic
ضربان نبض بطورسه ضربهای
to skip
[heartbeat]
انداختن یک تپش
[ضربان قلب]
cardiograph
دستگاه ثبت ضربان قلب
electrocardiogram
ثبت ضربان قلب بوسیله برق
beat
تغییرات شدت صوت در اثرتداخل ضربان
beats
تغییرات شدت صوت در اثرتداخل ضربان
pit a pat
با ضربات تند و متوالی درحال ضربان
pacemakers
دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
pacemaker
دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
to skip
[heartbeat]
حذف کردن یک تپش
[ضربان قلب]
electrocardiograph
دستگاه برقی ضربان نگارقلب تپش نگار
eurythmy
ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
eurhythmy
ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
starred
ستاره
asterisks
ستاره
asterisk
ستاره
stellar
پر ستاره
star
ستاره
starless
بی ستاره
aster
ستاره
stars
ستاره
hesperus
ستاره شام
lodestaror load
ستاره قطبی
sea nettle
ستاره دریای
lodestar
ستاره راهنما
uranus
ستاره اورانوس
lodestar
ستاره قطبی
starlet
ستاره کوچک
loadstar
ستاره راهنما
loadstar
ستاره قطبی
starlet
ستاره کوره
hesper
ستاره مغرب
evening star
ستاره شامگاهی
star voltage
ولتاژ ستاره
star spangled
ستاره نشان
star spangled
مزین به ستاره
stelliform
بشکل ستاره
finger fish
ستاره دریایی
sea pad
ستاره دریایی
stellate
ستاره مانند
star finder
ستاره یاب
fixed star
ستاره ثابت
gaint star
ستاره غول
starlike
ستاره مانند
star connection
اتصال ستاره
georgium sidus
ستاره جرج
lucifer
ستاره بامدادی
sabaism
ستاره پرستی
y winding
اتصال ستاره
y network
شبکه ستاره
pulsating star
ستاره تپنده
y voltage
ولتاژ ستاره
y connection
اتصال ستاره
planetesimal
کوچک ستاره
polestar
ستاره قطبی
vesper
ستاره غروب
pluto
ستاره پلوتو
polaris
ستاره قطبی
star washer
واشر ستاره ای
polaris
ستاره جدی
nova
فانی ستاره
lunette
ستاره صغیر
medusa
ستاره دریایی
proto star
پیش ستاره
supergaint
ستاره ابرغول
star bit
بیت ستاره
moring star
ستاره بامداد
rolling stone
<idiom>
ستاره سهیل
morning star
ستاره صبح
morning star
ستاره بامدادی
multiple star
ستاره چندگانه
neptune
ستاره نپتون
neutron star
ستاره نوترونی
north star
ستاره قطبی
north star
ستاره شمالی
shooting stars
ستاره ثاقب
starfish
ستاره دریایی
hexagram
ستاره شش وجهی
astronomer
ستاره شناس
astronomers
ستاره شناس
companion
ستاره ندیم
mars
ستاره مریخ
Pole Star
ستاره قطبی
astral
شبیه ستاره
Jove
ستاره مشتری
goat
ستاره جدی
astrologer
ستاره شناس
astrologers
ستاره شناس
asterisk
نشان ستاره
asterisks
نشان ستاره
comets
ستاره گیسودار
pip
ستاره سردوش
pipped
ستاره سردوش
pipping
ستاره سردوش
pips
ستاره سردوش
asteroid
شبیه ستاره
asteroids
شبیه ستاره
shooting star
ستاره ثاقب
comet
ستاره گیسودار
stellar
ستاره وار
stellar
شبیه ستاره
astronmer
ستاره شناس
asterial
ستاره شکل
an infinitude of stars
تعدادنامحدودی ستاره
asterism
نشان ستاره
d. star
ستاره جفتی
cameleopardalis
ستاره زرافه
day star
ستاره بامداد
daystar
ستاره بامداد
asteroidal
مانند ستاره
dwarf star
ستاره کوتوله
farsi be engilisi
ارایشگاه ستاره
astronavigation
ستاره نوردی
goats
ستاره جدی
camelopard
ستاره زرافه
stellify
بشکل ستاره درامدن
the north star
ستاره قطبی یا شمالی
syzygy
استقرارسه ستاره در خط مستقیم
supergaint
ستاره فوق غول
stellular
شبیه ستاره کوچک
trigon
سه حالتی ستاره سه تایی
trigon
اجتماع سه ستاره باهم
lucky star
<idiom>
ستاره بخت واقبال
astreated
تزئین شده با ستاره ها
venus
زن زیبا ستاره زهره
receptor
ستاره مساعد گیرنده
caster
ستاره اول دو پیکر
castor
ستاره اول دو پیکر
casters
ستاره اول دو پیکر
castors
ستاره اول دو پیکر
giant star
ستاره بزرگ و درخشان
he can read the sky
ستاره شناس است
stars
نشان ستاره اختر
starred
نشان ستاره اختر
medusoid
مانند ستاره دریایی
star
نشان ستاره اختر
campaign star
نشان جنگی ستاره
bronze star medal
مدال ستاره برنز
receptors
ستاره مساعد گیرنده
asterisk
با ستاره نشان کردن
asterisks
با ستاره نشان کردن
all star
تیم تمام ستاره
all-star
تیم تمام ستاره
twinkling
چشمک زدن ستاره
stardom
ستاره شدن سینماوغیره
asterism
هر چیزی شبیه ستاره
azimuth
ازیموت ستاره السمت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com