English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
pachydermatous ستبر پوست
Other Matches
grossed ستبر
gross ستبر
grossing ستبر
sturdy ستبر
sturdiest ستبر
sturdier ستبر
stout ستبر
stouter ستبر
burly ستبر
stoutest ستبر
grosser ستبر
grosses ستبر
thickest ستبر
thick ستبر
robustious ستبر
stalwart ستبر
stalwarts ستبر
thicker ستبر
grossest ستبر
pachyder mata ستبر پوستان
d. bed ستبر مرگ
elephantine کلان ستبر
thicken ستبر کردن
thickened ستبر کردن
thickens ستبر کردن
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
robust ستبر هیکل دار
biggest ستبر ادم برجسته
robustly ستبر هیکل دار
big ستبر ادم برجسته
bigger ستبر ادم برجسته
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
tegumnentum پوست طبیعی پوست
peel پوست انداختن پوست
peels پوست انداختن پوست
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
skinless بی پوست
parer پوست کن
goatskins پوست بز
tegmen پوست
peels پوست
dermis پوست
skin پوست
dermatalgia پوست
peel پوست
strippers پوست کن
stripper پوست کن
rinds پوست
peltry پوست
peeling پوست
cuticle پوست
crustal پوست
skinning پوست
skinned پوست
scalp پوست سر
cortex پوست
cortices پوست
swanskin پوست قو
skinner پوست کن
skins پوست
shells پوست
rind پوست
bark پوست
barked پوست
flayer پوست کن
neurilemma or lema پوست پی
integument پوست
shelling پوست
hull پوست
shell پوست
tunc پوست
hulls پوست
glume پوست
barking پوست
encrustation پوست
goatskin پوست بز
husk پوست
tegmentum پوست
encrustations پوست
shale پوست
goat پوست بز
hides پوست
goats پوست بز
hide پوست
barks پوست
husks پوست
aboveboard پوست کنده
skinner پوست فروش
thin skinned پوست نازک
skiver پوست تراش
slipe پوست کندن از
transcutaneal عبورکننده از پوست
peeled پوست کنده
crusted پوست دار
beaver پوست سگ ابی
picked پوست کنده
skin effect اثر پوست
skinny پوست واستخوان
skin and bone پوست واستخوان
taxidermist پوست ارا
shuck پوست نخودوغیره
whitey سفید پوست
taxidermy پوست ارایی
hard shell سخت پوست
scalps پوست فرق سر
scabs پوست زخم
skinning پوست پوستی
scrota پوست بیضه
scrotum پوست بیضه
scrotums پوست بیضه
tegmentum پوست طبیعی
scalps پوست سر بامو
scalp پوست سر بامو
skinned پوست پوستی
scab پوست زخم
moulting پوست اندازی
skin پوست پوستی
chafing پوست رفتگی
scalp پوست فرق سر
chafes پوست رفتگی
chafe پوست رفتگی
scalps پوست کندن از سر
thick skinned پوست کلفت
skins پوست پوستی
mantle پوست روکش
mantles پوست روکش
scalp پوست کندن از سر
scscalable پوست کندنی
dermotropic پوست گرای
unhusk پوست کندن
oxhide پوست گاو
endoderm درون پوست
entoderm درون پوست
onionskin پوست پیاز
erythema التهاب پوست
negress زن سیاه پوست
ethiope سیاه پوست
pachydermatous پوست کلفت
egg shell پوست تخم
desquamate پوست انداختن
desquamate پوست ریختن
pachydrmatous پوست کلفت
drum head پوست طبل
drumhead پوست طبل
dry bones پوست واستخوان
ecdysis پوست اندازی
ecdysis پوست ریختن
ectorderm برون پوست
ethiopian سیاه پوست
molt پوست اندازی
excoriate پوست کندن از
flense پوست کندن
malacodermous نرم پوست
kipskin دسته پوست
kid skin پوست بزغاله
in plain english پوست کنده
glumaceous پوست دار
impassiveness پوست کلفتی
hypodermis پوست زیرین
husked پوست کنده
flench پوست کندن
malicorium پوست انار
excoriation پوست رفتگی
excorticate پوست کندن
moleskin پوست کورموش
mesoderm میان پوست
exuviate پوست انداختن
fellmonger پوست فروش
fellmonger دلال پوست
melanotic سیاه پوست
melanic سیاه پوست
hulled پوست کنده
scarf skin پوست برونی
bast پوست درخت
blach hulled سیاه پوست
pityriasis شوره پوست
broadtail پوست بره
calf skin پوست گوساله
calfskin پوست گوساله
phyma برامدگی پوست
periderm پوست اطراف
periderm پوست برونی
hardshell سخت پوست
corticated پوست دار
albinism سفیدی پوست
alphosis بیرنگی پوست
scalable پوست کندنی
ross پوست کندن
ross پوست درخت
apple peel پوست سیب
rhytidome پوست درخت
barky پوست دار
corticate پوست دار
percutaneous از راه پوست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com