English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (2 milliseconds)
English Persian
newspaper columns ستونهای روزنامه
Other Matches
coastal convoy ستونهای حمل و نقل ساحلی ستونهای حمل بار از کشتی به ساحل
staffer مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
staffers مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
pillars of corti ستونهای کورتی
packed columns ستونهای پرشده
doubled columns ستونهای مضاعف
snaking columns ستونهای مارپیچی
parallel column ستونهای موازی
columnar basalt ستونهای بازالت
columnar basalt ستونهای سیاه سنگی
free standing columns ستونهای مستقل یا مجزا
movement table جدول حرکت ستونهای موتوری
pier mount پایه نصب ستونهای ساختمانی
pier پایه نصب ستونهای ساختمانی
piers پایه نصب ستونهای ساختمانی
peristyle ردیف ستونهای اطراف ایوان یا حیاط
sidelobe ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
apteral ایوان ستوندار فاقد ستونهای کناری
tabs کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
tab کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
mobile employment استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
table ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabled ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabling ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tables ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
journals روزنامه
papered روزنامه
journal روزنامه
papers روزنامه
the daily paper روزنامه
newspapers روزنامه
papering روزنامه
paper روزنامه
newspaper روزنامه
daybook دفتر روزنامه
logbook روزنامه دریاپیمایی
editor سردبیر روزنامه
local paper روزنامه محلی
gazetteer روزنامه نویس
day book دفتر روزنامه
newspaperman روزنامه فروش
daily news paper روزنامه یومیه
news vendor روزنامه فروش
paper boy روزنامه فروش
paper boy روزنامه رسان
paper boys روزنامه فروش
sportswriter خبرنگارورزشی روزنامه
paper boys روزنامه رسان
official jurnal روزنامه رسمی
official gazette روزنامه رسمی
newsstand روزنامه فروشی
news agent روزنامه فروش
book of account دفتر روزنامه
newsprint طبع روزنامه
journalist روزنامه نگار
journalists روزنامه نگار
journalism روزنامه نگاری
journal دفتر روزنامه
daily روزنامه یومیه
dailies روزنامه یومیه
publicist روزنامه نگار
publicists روزنامه نگار
newspaperman روزنامه نگار
cutting برش روزنامه
column ستون روزنامه
journals دفتر روزنامه
columns ستون روزنامه
newsman روزنامه فروش
newsmen روزنامه فروش
newspapermen روزنامه نگار
systyle دارای ستونهای تنگ تنگ
journalistic وابسته به روزنامه و روزنامهنگاری
unit journal دفتر روزنامه یکان
trade journal روزنامه یا مجله بازرگانی
semi monthly روزنامه یامجله دوهفتگی
sales d. دفتر فروش روزنامه
purchase journal دفتر روزنامه خرید
a newspaper's political affiliation وابستگی سیاسی روزنامه ها
name plates نام و آرم روزنامه
newspaper روزنامه نگاری کردن
newspapers روزنامه نگاری کردن
newspaperman صاحب وگرداننده روزنامه
journals دفتر روزنامه یکان
newspapermen صاحب وگرداننده روزنامه
head line عنوان سرصفحه روزنامه
newsprint ماشین چاپ روزنامه
newsstand دکه روزنامه فروشی
gazette مجله رسمی روزنامه
newsboy پسر روزنامه فروش
editoress مدیره روزنامه یامجله
commonly read paper روزنامه کثیر الانتشار
news room اطاق روزنامه خوانی
news-stand جایگاه فروش روزنامه
news stand جایگاه فروش روزنامه
headliner نویسنده سرمقاله روزنامه
intelligence journal دفتر روزنامه اطلاعات
news-stands جایگاه فروش روزنامه
journal دفتر روزنامه یکان
newsstand دکه یا کیوسک روزنامه فروشی
tabloid روزنامه نیم قطع و مصور
feuilleton پاورقی قسمت پایین روزنامه
he writes for the papers برای روزنامه هامقاله مینویسد
editorial board هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
back issue نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
city article گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
tabloids روزنامه نیم قطع و مصور
back copy نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
offprint مقاله نقل شده از روزنامه یامجله
tear sheet قطعه یا مقاله پاره شده ازمجله یا روزنامه
scrap عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrapped عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
press campaingn or stunt مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
an open letter نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
balaam موادکوتاه برای پرکردن جاهای خالی در روزنامه
there is a rush for the papers مردم را برای خرید روزنامه هجوم میکنند
scrapping عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
shirt-tail اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
scraps عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
shirt-tails اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
personals بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
itemizer کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
feuilleton کتاب یامقالهای که بصورت پاورقی در روزنامه چاپ شود
paragraphist کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
advertorial تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
papered ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papering ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
paper ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papers ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
side by side columns ستونهای پهلو به پهلو
agony aunt شخصیکهدر ستونیاز روزنامه مطلبمینویسد کهدر آن پاسخ مشکلات و نامههای خوانندگان طرح میشود
penny a liner کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
screamer اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
personal column ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
subscriber مشترک روزنامه وغیره مشترک
subscribers مشترک روزنامه وغیره مشترک
diarist روزنامه نگار وقایع نگار
diarists روزنامه نگار وقایع نگار
journalize در دفتر روزنامه وارد کردن در دفتر ثبت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com