Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English
Persian
nitrogen hardening
سخت گردانی ازتی
Other Matches
nitrogenous
ازتی
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
strain hadening
سخت گردانی کششی سخت گردانی تغییر بعدی
ptomaine
مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
short cycle annealing
سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
rambled
سر گردانی
regimental
گردانی
ramble
سر گردانی
rambles
سر گردانی
exception handling
استثنا گردانی
data handling
داده گردانی
magnetization
مغناطیس گردانی
revolvable
دور گردانی
rim drive
لبه گردانی
file handling
پرونده گردانی
rectification
راست گردانی
transliteration
نویسه گردانی
hardening
سخت گردانی
repeals
باز گردانی
repeal
باز گردانی
runaround
دور سر گردانی
thinning
رقیق گردانی
magnetizing field
میدان مغناطیس گردانی
double hardening
سخت گردانی مضاعف
hot tempering
سخت گردانی درجهای
magnetizing current
جریان مغناطیس گردانی
induced magnetization
مغناطیس گردانی القائی
magnetization characteristic
منحنی مغناطیس گردانی
work hardening
سخت گردانی سرد
induction harening
سخت گردانی القائی
magnetic biasing
مغناطیس گردانی مقدماتی
strain hadening
سخت گردانی سرد
partial jurisdiction
حق خود گردانی محدود
strain hadening
سخت گردانی کرنشی
temper hardening
سخت گردانی بازپخت
softening point
نقطه نرم گردانی
softening furnace
کوره نرم گردانی
toughen by sparks
سخت گردانی با جرقه
selective hardening
سخت گردانی انتخابی
radiation hardening
سخت گردانی تابشی
quenching and tempering
ترساندن و سخت گردانی
quench age hardening
سخت گردانی و ترساندن
age hardening
سخت گردانی زمانی
precipitation hardening
سخت گردانی رسوبی
hardening room
اطاق سخت گردانی
hardening distortion
شکستگی سخت گردانی
ausformig
سخت گردانی اوستینیتی
austemper
سخت گردانی حرارتی
austemper
سخت گردانی باینیت
broken hardening
سخت گردانی شکسته
curing vessel
فرف سخت گردانی
hardening furnace
کوره سخت گردانی
curing oven
کوره سخت گردانی
case hardening
سخت گردانی سطحی
direct quenching
سخت گردانی مستقیم
cementation
سیمانکاری سخت گردانی
hardening crake
ترک سخت گردانی
hard surfacing
سخت گردانی سطحی
hardening constituent
جزء سخت گردانی
case harden
سخت گردانی سطحی
aging
سخت گردانی زمانی
electrolytic deposition
متالیزه گردانی گالوانیکی
cure rate
سرعت سخت گردانی
carburizer
ماده ویژه سخت گردانی
self hardening steel
فولاد خود سخت گردانی
simplifcation
ساده گردانی مختصر سازی
battalion landing team
تیم پیاده شونده گردانی
age hardening susceptibility
تقبل سخت گردانی زمانی
strain age hardening
سخت گردانی کرنشی زمانی
simplifications
ساده گردانی مختصر سازی
simplification
ساده گردانی مختصر سازی
salt bath hardening
سخت گردانی حمام نمک
gas case hardening
سخت گردانی پوسته گازی
mold drying oven
کوره خشک گردانی قالبی
depth of hardening zone
عمق ناحیه سخت گردانی
hardening strain
تغییر طول سخت گردانی
oil hardening steel
فولاد سخت گردانی روغنی
hard facing alloy
الیاژ سخت گردانی سطحی
cold upsetting die
حدیده چاق گردانی سرد
reinstatement of revolving credit
اعتبار گردانی را تجدید کردن
quenched and tempered condition
حالت ترساندن و سخت گردانی
high frequency induction hardening
سخت گردانی القایی فرکانس بالا
gas fired hardening tempering furnace
کوره سخت گردانی و بازپخت گازسوز
salt bath case hardening
سخت گردانی سطحی حمام نمک
quenching and tempering furnace
کوره ویژه سخت گردانی و ترساندن
air hardening
سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
flame hardening
سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
dispersion hardening
سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
cyaniding
سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
age hardening
سخت گردانی همبسته ها به وسیله تشکیل محلول جامد فوق اشباع و رسوب مقادیراضافی در اثر گذشت زمان
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
transliterate
عین کلمه یاعبارتی را اززبانی بزبان دیگر نقل کردن حرف بحرف نقل کردن نویسه گردانی کردن
strain hardenability
سخت گردانی سخت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com