English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
case harden سخت گردانی سطحی
hard surfacing سخت گردانی سطحی
case hardening سخت گردانی سطحی
Search result with all words
hard facing alloy الیاژ سخت گردانی سطحی
salt bath case hardening سخت گردانی سطحی حمام نمک
Other Matches
surficial swellings بادکردگی سطحی زمین در اثریخ زدن اب زیر سطحی خاک
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
strain hadening سخت گردانی کششی سخت گردانی تغییر بعدی
short cycle annealing سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
topsoil خاک سطحی خاک سطحی را برداشتن
rambled سر گردانی
regimental گردانی
ramble سر گردانی
rambles سر گردانی
repeal باز گردانی
rim drive لبه گردانی
revolvable دور گردانی
rectification راست گردانی
thinning رقیق گردانی
hardening سخت گردانی
magnetization مغناطیس گردانی
file handling پرونده گردانی
runaround دور سر گردانی
data handling داده گردانی
transliteration نویسه گردانی
repeals باز گردانی
exception handling استثنا گردانی
induced magnetization مغناطیس گردانی القائی
hardening constituent جزء سخت گردانی
hardening crake ترک سخت گردانی
hardening distortion شکستگی سخت گردانی
hardening room اطاق سخت گردانی
magnetic biasing مغناطیس گردانی مقدماتی
hot tempering سخت گردانی درجهای
induction harening سخت گردانی القائی
cure rate سرعت سخت گردانی
curing vessel فرف سخت گردانی
age hardening سخت گردانی زمانی
ausformig سخت گردانی اوستینیتی
austemper سخت گردانی باینیت
double hardening سخت گردانی مضاعف
direct quenching سخت گردانی مستقیم
broken hardening سخت گردانی شکسته
electrolytic deposition متالیزه گردانی گالوانیکی
curing oven کوره سخت گردانی
hardening furnace کوره سخت گردانی
cementation سیمانکاری سخت گردانی
austemper سخت گردانی حرارتی
magnetization characteristic منحنی مغناطیس گردانی
softening point نقطه نرم گردانی
strain hadening سخت گردانی سرد
radiation hardening سخت گردانی تابشی
quenching and tempering ترساندن و سخت گردانی
strain hadening سخت گردانی کرنشی
quench age hardening سخت گردانی و ترساندن
precipitation hardening سخت گردانی رسوبی
temper hardening سخت گردانی بازپخت
partial jurisdiction حق خود گردانی محدود
work hardening سخت گردانی سرد
magnetizing field میدان مغناطیس گردانی
magnetizing current جریان مغناطیس گردانی
nitrogen hardening سخت گردانی ازتی
selective hardening سخت گردانی انتخابی
softening furnace کوره نرم گردانی
aging سخت گردانی زمانی
toughen by sparks سخت گردانی با جرقه
battalion landing team تیم پیاده شونده گردانی
strain age hardening سخت گردانی کرنشی زمانی
salt bath hardening سخت گردانی حمام نمک
depth of hardening zone عمق ناحیه سخت گردانی
cold upsetting die حدیده چاق گردانی سرد
carburizer ماده ویژه سخت گردانی
simplifications ساده گردانی مختصر سازی
simplification ساده گردانی مختصر سازی
simplifcation ساده گردانی مختصر سازی
self hardening steel فولاد خود سخت گردانی
mold drying oven کوره خشک گردانی قالبی
oil hardening steel فولاد سخت گردانی روغنی
reinstatement of revolving credit اعتبار گردانی را تجدید کردن
quenched and tempered condition حالت ترساندن و سخت گردانی
hardening strain تغییر طول سخت گردانی
age hardening susceptibility تقبل سخت گردانی زمانی
gas case hardening سخت گردانی پوسته گازی
gas fired hardening tempering furnace کوره سخت گردانی و بازپخت گازسوز
air hardening سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
high frequency induction hardening سخت گردانی القایی فرکانس بالا
quenching and tempering furnace کوره ویژه سخت گردانی و ترساندن
flame hardening سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
dispersion hardening سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
surface water اب سطحی
planar سطحی
decahedral ده سطحی
surface سطحی
skin-deep <idiom> سطحی
low level سطحی
shallow foundation پی سطحی
superficiality سطحی
shallower کم اب سطحی
shallowest کم اب سطحی
superficial سطحی
shallows کم اب سطحی
surfaced سطحی
skin deep سطحی
sketchy سطحی
surfaces سطحی
sketchier سطحی
sketchiest سطحی
shallow کم اب سطحی
sketchily سطحی
acrotic سطحی
statical moment لنگر سطحی
singe سوختگی سطحی
sorption جذب سطحی
adhesion جاذبه سطحی
evaporation تبخیر سطحی
surface burning احتراق سطحی
surface burst ترکش سطحی
surface charge بار سطحی
surface contact rectifier یکسوکننده سطحی
surface corrosion خوردگی سطحی
smattering دانش سطحی
skin effect اثر سطحی
pentahedral پنج سطحی
polyhedral چند سطحی
surfaces سطحی جلادادن
surfaced سطحی جلادادن
surface سطحی جلادادن
singes سوختگی سطحی
one level memory حافظه یک سطحی
singeing سوختگی سطحی
sheet washing فرسایش سطحی
singed سوختگی سطحی
surface creep خزیدن سطحی
surface detection اکتشاف سطحی
surface detection راداراکتشافی سطحی
surface treatment اندود سطحی
surface treatment اسفالت سطحی
surface treatment روکش سطحی
surface treatment عملیات سطحی
surface width عرض سطحی
suface wind باد سطحی
piers پایه و سطحی
top soil خاک سطحی
topdress سطحی ریختن
pier پایه و سطحی
trihedral سه روی سه سطحی
two level store انباره دو سطحی
split-level چند سطحی
surface drains زهکشهای سطحی
surface dressing پوشش سطحی
surface erosion فرسایش سطحی
surface evaporation تبخیر سطحی
surface inflow اب سطحی ورودی
surface irrigation ابیاری سطحی
surface leakage نشت سطحی
surface moisture رطوبت سطحی
surface ornament تزیینات سطحی
surface outflow اب سطحی خروجی
surface reverbration برگشتهای سطحی
surface soil خاک سطحی
surface targets هدفهای سطحی
surface tension کشش سطحی
superficially بطور سطحی
hexahedral مکعب شش سطحی
formal logic قضاوت سطحی
floating mine مین سطحی
interfacial tension کشش سطحی
flesh wound زخم سطحی
area load بار سطحی
extensive cultivation زراعت سطحی
extensive agriculture کشاورزی سطحی
epilimnion اب لایه سطحی
interfacial force کشش سطحی
ground swell موج سطحی
heptahedral هفت سطحی
free moisture رطوبت سطحی
adsorbent جاذب سطحی
adsorption جذب سطحی
adsorption کشش سطحی
hexahedron جسم شش سطحی
blanket grouting تزریق سطحی
multi level چند سطحی
impact burst ترکش سطحی
multilevel چند سطحی
n level logic منطق N سطحی
horizontal curve پیچ سطحی
bounding mine مین سطحی
dodecahedral دوازده سطحی
low level winds بادهای سطحی
dodecahedron دوازده سطحی
surface tensity کشش سطحی
cyaniding سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
topdress بطور سطحی پاشیدن
surface decarburization کربن گیری سطحی
heptahedron جسم هفت سطحی
octahedron جسم هشت سطحی
surface integral انتگرال سطحی [ریاضی]
surface fusion welding جوشکاری ذوبی سطحی
to skim ones the news به اخبارنگاهی سطحی کردن
capital widening افزایش سطحی سرمایه
antisurface ضد عناصر سطحی شناوردشمن
Band-Aid چارهی سطحی و موقتی
Band-Aids چارهی سطحی و موقتی
puppy love عشق سطحی و زودرس
density of surface charge چگالی بار سطحی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com