English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (6 milliseconds)
English Persian
sodium hydrogen carbonate سدیم هیدروژن کربنات
Search result with all words
sodium monohydrogen carbonate سدیم مونو هیدروژن کربنات
Other Matches
baking soda بی کربنات سدیم
sodium carbonate کربنات سدیم
sodium bicarbonate سدیم بی کربنات
soda کربنات سدیم
sodas کربنات سدیم
sodium acid carbonate سدیم اسید کربنات
washing soda کربنات سدیم بلورین
dehydrogenize هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenate هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
hydric هیدروژن دار وابسته به هیدروژن
dehydroisomerization همپارش با هیدروژن زدایی ایزومر شدن با هیدروژن زدایی
catalytic hydrogenation هیدروژن دار کردن کاتالیزوری هیدروژن دارشدن کاتالیزوری
hydrogenation هیدروژن دار کردن هیدروژن دار شدن
carbonate کربنات
bicarbonate بی کربنات دو سود
hartshorn کربنات امونیوم
lithium carbonate کربنات لیتیوم
carbonation بصورت کربنات
nitrate of soda نینرات بی کربنات دوسود
calciferous دارای کالسیت یا کربنات اهک
natrium سدیم
sodium سدیم
lexon پلاستیک پلی کربنات که معمولاشفاف است
potash کربنات دو سود مشتق ازخاکستر چوب
sodium silicate سدیم سیلیکات
sodium metasilicate سدیم سیلیکات
glauber's salt سولفات سدیم
glauber salt سولفات سدیم
sodium bicarbonate بیکربنات سدیم
nitre نیترات سدیم
niter نیترات سدیم
soluble glass سدیم سیلیکات
hypo هیپوسولفیت سدیم
sodium sulfide سولفید سدیم
silicate of soda سدیم سیلیکات
gymnastic chack پودری از کربنات منیزیوم که ژیمناستها به دستها می مالند
nitrates نیترات سدیم یا پتاسیم
nitrate نیترات سدیم یا پتاسیم
javelle water محلول هیپوکلریت سدیم
bicarb مخفف بیکربنات سدیم
cryolite فلورید سدیم والومینیم یخ سنگ
hydrogen هیدروژن
alabaster [کربنات کلسیم نیمه شفاف در رنگ های زرد و سفید که اغلب در نورگیر پنجره استفاده می شود.]
hydrotreating هیدروژن کاری
hydrogenator هیدروژن ساز
hydrogenolysis هیدروژن کافت
liquid hydrogen هیدروژن مایع
tertiary hydrogen هیدروژن 3 درجه
secondary hydrogen هیدروژن 2 درجه
parahydrogen هیدروژن پارا
orthohydrogen هیدروژن ارتو
hydrogenation هیدروژن دهی
hydrodimerization دوپارش با هیدروژن
hydrocracking کراکینگ با هیدروژن
heydrogenize هیدروژن دادن
heavy hydrogen هیدروژن سنگین
dehydrogenation هیدروژن زدایی
active hydrogen هیدروژن فعال
acid hydrogen هیدروژن اسیدی
acid function یون هیدروژن
hydrodimerization دی مرشدن با هیدروژن
hydrogen sulphide سولفید هیدروژن
hydrogenate هیدروژن دادن
hydrogen flame detector اشکارساز شعلهای هیدروژن
labile hydrogen هیدروژن تند اثر
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
tertiary hydrogen هیدروژن نوع سوم
standard hydrogen electrode الکتورد هیدروژن استاندارد
sulphide نمک یااسترسولفید هیدروژن
hydrogenation عمل تبدیل به هیدروژن
sulfide نمک یااسترسولفید هیدروژن
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
hydrogen like atom اتم هیدروژن مانند
hydrodesulfurizing گوگرد زدایی با هیدروژن
hydrogen like orbital اوربیتال هیدروژن مانند
light hydrogen هیدروژن سبک یا معمولی
pyrolytic dehydrogenation هیدروژن زدایی تفکافتی
hydro carbon ترکیب هیدروژن و کربن
secondary hydrogen هیدروژن درجه دوم
hydride ترکیب هیدروژن دار هیدروکسید
dehydrocyclization حلقهای شدن با هیدروژن زدایی
hydrogenate سبب ترکیب چیزی با هیدروژن شدن
atomic hydrogen arc welding جوش قوسی بوسیله اتم هیدروژن
hydrochloric دارای هیدروژن و کلورین جوهر نمک
monad ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
chlorinated hydrocarbon ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
pH علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
proton هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
protons هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
hydrogenize با هیدروژن ترکیب کردن هیدروژنی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com