Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
homogeneous earth dam
سد خاکی همگن
Other Matches
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
assault craft
ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
antiamphibious minefield
میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
equal
همگن
equals
همگن
equalled
همگن
homogeneous
همگن
equaling
همگن
equaled
همگن
equalling
همگن
homogeneous mixture
مخلوط همگن
homogeneous reaction
واکنش همگن
clones
ابزار همگن
cloning
ابزار همگن
cloned
ابزار همگن
clone
ابزار همگن
homogeneous catalyst
کاتالیزور همگن
homogeneous production function
تابع تولید همگن
quadratic homogeneous function
تابع همگن درجه دوم
linear homogenous production function
تابع تولید خطی همگن
cohesion
نیروی جاذبه بین ذرات همگن
euler theorem
در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
terrene
خاکی
wood louse
خر خاکی
dust colour
خاکی
earthy
خاکی
earthen
خاکی
worldly
خاکی
amphibious pack
تک اب خاکی
earthly
خاکی
tellurian
خاکی
mundane
خاکی
amphibious
اب خاکی
embankments
سد خاکی
embankment dam
سد خاکی
embankment
سد خاکی
edaphic
خاکی
earth-bound
خاکی
earth dam
سد خاکی
earthborn
خاکی
terrestrial
خاکی
earth fill dam
سد خاکی
fuse plug
سرریز خاکی
earethliness
خاکی بودن
landing forces
قوای اب خاکی
pulverulence
حالت خاکی
geophyte
گیاه خاکی
amphibious tank
تانک اب خاکی
amphibious reconnaissance
شناسایی اب خاکی
amphibious pack
بارهای اب خاکی
amphibious operation
عملیات اب خاکی
amphibious lift
ترابری اب و خاکی
amphibious force
نیروی اب خاکی
ground ivy
پاپیتال خاکی
amphibious transport ship
ترابر اب خاکی
amphibious vehicle
خودروی اب خاکی
angleworm
کرم خاکی
earth born
خاکی فانی
dew worm
کرم خاکی
landing party
گروه اب خاکی
earth dam
بند خاکی
milleped
جنس خر خاکی
earth road
راه خاکی
milliped
جنس خر خاکی
earth work
کارهای خاکی
earth work
عملیات خاکی
earthiness
طبیعت خاکی
mold etc
خاکی کردن
earthiness
خاکی بودن
lobworm
کرم خاکی
alkaline earth
قلیایی خاکی
vault formed in the earth
طاق خاکی
khaki
خاکی رنگ
amphibian
ابی خاکی
amphibian
هواپیمای اب و خاکی
amphibian
وسیله اب و خاکی
semiterrestrial
نیمه خاکی
dun
سمند خاکی
earthworms
کرم خاکی
earthworm
کرم خاکی
amphibious
خاکی و ابی
terricolous
خاکزی خاکی
terrestrial
زمین خاکی
vallation
دیوار خاکی
embankment
دیوار خاکی
embankments
دیوار خاکی
earthworks
عملیات خاکی
zoned earth dam
سد خاکی ناهمگن
soils
خاکی کردن
soiling
خاکی کردن
soil
خاکی کردن
dust color
رنگ خاکی
bordering
پشته خاکی
bordered
پشته خاکی
border
پشته خاکی
rain worm
کرم خاکی
staging
تمرین اب خاکی
warping tug
یدک کش اب خاکی
adaphic organism
زیستمند خاکی
earthwork
ختل خاکی
borrow area
محل قرضه سد خاکی
brandling
یکجور کرم خاکی
benching
جان پناه خاکی
joint amphibious operations
عملیات مشترک اب خاکی
amphibious striking forces
نیروهای ضربتی اب خاکی
establishing authority
فرماندهی نیروهای اب خاکی
vales
زمین جهان خاکی
alkaline earth oxide
فلز قلیایی خاکی
vale
زمین جهان خاکی
landing ship dock
اسکله فرود اب خاکی
boat team
تیم قایق اب خاکی
amphibious squadron
گردان عملیات اب خاکی
shoulder
دو طرف خاکی جاده
shouldered
دو طرف خاکی جاده
shouldering
دو طرف خاکی جاده
shoulders
دو طرف خاکی جاده
amphibious lift
حمل ونقل اب خاکی
amphibious demonstration
عملیات اب خاکی نمایشی
amphibious demonstration
عملیات نمایشی اب خاکی
amphibious control group
گروه کنترل اب خاکی
amphibious assault ship
ناومخصوص هجوم اب و خاکی
amphibious assault ship
ناو هجومی اب و خاکی
amphibian floats
شناورهای ابی خاکی
alkaline earth metal
فلز قلیایی خاکی
verges
شانه خاکی جاده
amphibious task force
گروه رزمی اب خاکی
verge
شانه خاکی جاده
landing threshold
استانه فرود اب خاکی
navvies
کارگر کارهای خاکی
advance force
نیروی جلودار اب خاکی
beach party
گروه پیشرو اب خاکی
navvy
کارگر کارهای خاکی
man of mould
انسان خاکی یا فانی
assault ships
ناوهای هجومی اب خاکی
amphibious transport dock
ناومخصوص ترابری اب خاکی
amphibious tractor
خودروشنی دار اب خاکی
pay dirt
<idiom>
زیر خاکی پیدا کردن
non cohesive soil
خاکی که فاقد چسبندگی باشد
numbered wave
امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
landing vehicle
خود روشنی دار اب خاکی
scraper
یکی از ماشینهای عملیات خاکی
What on earth shall I do now?
حالاچه خاکی بسرم بریزم ؟
initiating directive
دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
khaki
لباس کار خاکی رنگ
amphibious transport dock
ناو حمل و نقل اب خاکی
amphibious command ship
ناو فرماندهی عملیات اب خاکی
agc
ناو فرماندهی نیروی اب خاکی
good
مسیر خاکی مرطوب و محکم
barbette
تپههای خاکی که توپها را بر ان قرارمیدهند
tractor
قایق اب خاکی شنی دار
benching
تختک خاکی پله بندی
earthworks
خاک کاری کارهای خاکی
landing threshold
نقطه شروع عملیات اب خاکی
tractors
قایق اب خاکی شنی دار
establishing authority
مقام مسئول نیروهای اب خاکی
curf
خاکی که اجر از ان تهیه میشود
amphibious vehicle availability table
جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
apotheosis
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
shore party
گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
apotheoses
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
serial
سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
serials
سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
causeway
راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
causeways
راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
assault shipping
ترابری دریایی در عملیات هجومی اب خاکی
fuller's earth
خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
boat group
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
boat team
تیم سوارشونده در یک قایق در عملیات اب خاکی
assault area diagram
نمودار مشخصات منطقه هجوم عملیات اب خاکی
jahemmy
جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
extraterrestrial
بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
attack transport
ناوحمل و نقل شرکت کننده درنیروی اب خاکی
tine
دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
boat diagram
دیاگرام محل قایقها درعملیات هجومی اب خاکی
strength group
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
beach master
افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
extraterrestrials
بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
range markers
علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
mounting area
منطقه سوار شدن یکانهای اب خاکی یا هوابرد
molehills
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
sea echelon
بخشی از ناوهای هجومی که در عملیات اب خاکی در دریاباقی می ماند
aeolian soil
خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
molehill
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
windrow
تل خاکی که هنگام کارماشینهای راه سازی در کنارجاده تشکیل میشود
transfer area
در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
transfer berth
دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
touchdown
درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
touchdowns
درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
neutral soil
خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
tac log group
گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
mole hill
توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
y site
نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
moto cross
مسابقه موتورسیکلت رانی درمسیر خاکی محدود تپه و پیچ جاده و پرش در دو بخش 03یا 54 دقیقه
scheduled wave
امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
marshalling
تجمع جمع شدن دور هم مجتمع شدن یکانها در عملیات اب خاکی
boat lanes
خط سریال هجوم قایقها درعملیات اب خاکی ستون قایقهای هجوم کننده
assaults
مرحله هجوم درعملیات اب خاکی هجوم کردن
short clay
خاکی که خاک رسش کم باشد خاک رس کم مایه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com