Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
group contagion
سرایت گروهی
Other Matches
batch
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batches
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
contagions
سرایت
pervasion
سرایت
infectiousness
سرایت
contagion
سرایت
contaminate
سرایت دادن
mass contagion
سرایت جمعی
infections
سرایت مرض
imperviousness
سرایت ناپذیری
infection
سرایت مرض
imperviable
سرایت ناپذیر
contaminating
سرایت دادن
impenetrableness
سرایت ناپذیری
contaminates
سرایت دادن
permeate
سرایت کردن
permeated
سرایت کردن
contaminated
سرایت دادن
permeates
سرایت کردن
infect
سرایت کردن
infecting
سرایت کردن
infects
سرایت کردن
pervasivenness
قوه سرایت
permeating
سرایت کردن
transmittance
انتقال سرایت
transmittal
انتقال سرایت
transmittancy
انتقال سرایت
transitivity
سرایت پذیری
pervasiveness
قوه سرایت یا اشباع
transitivity principle
اصل سرایت پذیری
transmissible
قابل سرایت مسری
penetrate
بداخل سرایت کردن
penetrated
بداخل سرایت کردن
penetrates
بداخل سرایت کردن
contagion
سرایت ناخوشی واگیر
contagions
سرایت ناخوشی واگیر
plague
سرایت مرض طاعون
plagued
سرایت مرض طاعون
incommunicable
غیر قابل سرایت
plagues
سرایت مرض طاعون
plaguing
سرایت مرض طاعون
amebiasis
سرایت مرض در اثرامیب
contagium
میکرب سرایت دهنده مرض
water permeates the ground
اب در زمین نفوذ یا سرایت میکند
transmissibility
انتقال پذیری قابلیت سرایت
transmission
سرایت اسبابی که بوسیله ان نیروی موتور اتومبیل بچرخهامنتقل میشود
transmissions
سرایت اسبابی که بوسیله ان نیروی موتور اتومبیل بچرخهامنتقل میشود
trimerous
سه گروهی
communally
گروهی
communal
گروهی
gregarious
گروهی
tripling
سه گروهی
triples
سه گروهی
group atmosphere
جو گروهی
congregational
گروهی
triple
سه گروهی
tripled
سه گروهی
batch quantity
کمیت گروهی
esprit de corps
روح گروهی
deck switch
کلید گروهی
mass media
رسانههای گروهی
group acceptance
پذیرش گروهی
espirit de corps
روحیه گروهی
Republican
جمهوری گروهی
group consciousness
اگاهی گروهی
group interview
مصاحبه گروهی
bulk properties
خواص گروهی
group frequency
بسامد گروهی
group factors
عاملهای گروهی
group dynamics
پویش گروهی
group drive
محرکه گروهی
group discussion
بحث گروهی
clustered devices
دستگاههای گروهی
collective protection
حفافت گروهی
gang punch
منگنه گروهی
group membership
عضویت گروهی
syntality
شخصیت گروهی
group velocity
سرعت گروهی
media
رسانههای گروهی
corporation
گروهی از مردم
corporations
گروهی از مردم
intergroup
میان گروهی
mameluke
عضو گروهی
one shot lubrication
روغنکاری گروهی
team teaching
تدریس گروهی
Republicans
جمهوری گروهی
team game
بازی گروهی
proximate analysis
تجزیه گروهی
sociogram
نگاره گروهی
group theory
نظریه گروهی
group test
ازمون گروهی
group norms
هنجارهای گروهی
group pressure
فشار گروهی
group printing
چاپ گروهی
group selector
سلکتور گروهی
group structure
ساخت گروهی
groupware
ابزار گروهی
quadrille
رقص گروهی
quadrilles
رقص گروهی
gang switch
کلید گروهی
synecology
بوم شناسی گروهی
group teaming
ریخته گری گروهی
group identification
همانند سازی گروهی
group occulating light
چراغ ناپیوسته گروهی
within group variance
پراکنش درون گروهی
group casting
ریخته گری گروهی
particular baptists
گروهی از تعمید کنندگان
ring
[algebraic structure]
حلقه گروهی
[ریاضی]
gang milling cutter
دستگاه فرز گروهی
marathons
جلسه گروهی طولانی
marathon
جلسه گروهی طولانی
activity group therapy
درمان با فعالیت گروهی
burst
گروهی از خطاهای پیاپی .
between group variance
پراکنش میان گروهی
broadside messing
ناهار خوری گروهی
bursts
گروهی از خطاهای پیاپی .
cluster controller
کنترل کننده گروهی
directive group therapy
درمان رهنمودی گروهی
gulps
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
to be the odd one out
<idiom>
نامشابه
[دیگران در گروهی]
بودن
gulping
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
cursors
گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
band
گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
bands
گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
ochlocracy
حکومت عامه یا گروهی ازمردم
cursor
گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
storage pool
گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
synecologic
وابسته به بوم شناسی گروهی
gulped
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
tetraspore
گروهی متشکل ازچهار هاگ
gulp
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
bytes
گروهی از بیتها یا ارقام باینری
group teaming plate
صفحه ریخته گری گروهی
retreat
انزوا
[گروهی برای مدتی]
byte
گروهی از بیتها یا ارقام باینری
to wriggle one's way
بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
terman group test of mental ability
آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
retreat
گوشه نشینی
[گروهی برای مدتی]
packages
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
eminence
پر مقام
[بالا رتبه]
در گروهی یا پیشه ای
lashkar
گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
package
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
packaged
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
be a fifth wheel
<idiom>
آدم اضافی یا زاید
[در گروهی از آدمها]
fox hunting
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
fox-hunting
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
odd man out
<idiom>
آدم
[چیز]
اضافه یا زاید
[در گروهی از آدمها]
media circus
تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
batches
گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
media hype
تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
do one's bit (part)
<idiom>
کار گروهی بنا به مقدار وقت واستعداد
buzzword
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
batch
گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
batch processing
سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست
octet
گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
cpu
گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
gulps
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
radical economists
منظور گروهی ازاقتصاددانان کلاسیک مانندمالتوس و مارکس میباشد
to handle something
چیزی را تحت کنترل آوردن
[وضعیتی یا گروهی از مردم]
gulping
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulp
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulped
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
groups
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
contact party
گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
to call the roll
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
colony
موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم
[مانند زندان]
motor pool
گروهی از وسائط نقلیه برای مقاصد نظامی یا حمل ونقل بنوبت
folders
گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
folder
گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
enterprises
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
enterprise
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
lombards
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
packet
گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
worded
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
word
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
packets
گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
secure electronic transactions
استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
routing indicator
گروهی از حروف که برای نشان دادن محل جغرافیایی یک ایستگاه یا یکان یا قرارگاه به کار می رود
burn notice
علامت رمز برای نشان دادن اینکه یک نفر یا گروهی ازافراد قابل اعتماد نیستند
tile
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tiles
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
halftones
توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
halftone
توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
Ivy League
نام گروهی از دانشگاههای قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده که با هماتحادیهی ورزشی و غیره دارند
central
گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل
scalable software
برنامه کاربردی گروهی که میتواند کاربردن بیشتری را روی شبکه بدون نیاز به گسترش نرم افزار جدید جا دهد
yoke
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
controvrsism
روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
colony
گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند
[زیست شناسی]
chrome dyes
کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
neo keynesians
اقتصاددانان جدید کینزی گروهی که نظریات اقتصادی انها بر خلاف نظریات طرفداران مکتب پولی است
slit trench
سنگر خندقی شکل سنگر درازکش گروهی
directories
روش سازماندهی فایلهای ذخیره شده روی دیسک دایرکتوری حاوی گروهی از فایل ها یا زیر دایرکتوری ها است
directory
روش سازماندهی فایلهای ذخیره شده روی دیسک دایرکتوری حاوی گروهی از فایل ها یا زیر دایرکتوری ها است
colony
گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
extends
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extend
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com