English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
remove slag سرباره را برداشتن
Other Matches
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
dross slag سرباره
slag ladle کفچه سرباره
foamed slag سرباره جوشان
cinder زینتر سرباره
cinders زینتر سرباره
basic slag سرباره قلیایی
dump slag سرباره دورریز
ground basic slag سرباره توماس
sticky slag سرباره چسبناک
silicate slag سرباره سیلیکات
viscous slag سرباره لزج
oxidizing slag سرباره احیاء
slag سرباره گرفتن
skim سرباره گرفتن
refining slag سرباره پالایش
removal of slag برداشت سرباره
skims سرباره گرفتن
skimmed سرباره گرفتن
foamed blast furnace slag سرباره کوره بلند
slag شلاکه گرفتن سرباره
recucing slag سرباره احیاء کننده
disintegrating slag سرباره متلاشی شده
pumicestone slag سرباره سنگ پایی
deoxidizing slag سرباره یا شلاکه احیا شده
clinker اجر بسیار محکم لعابدار سرباره
pick up برداشتن
pickup برداشتن
delete برداشتن
removing از جا برداشتن
ingether برداشتن
ingather برداشتن
takes برداشتن
includes در برداشتن
include در برداشتن
moistening نم برداشتن
flaw مو برداشتن
flaws مو برداشتن
deleted برداشتن
deleting برداشتن
countertrace برداشتن از
deletes برداشتن
glom برداشتن
take برداشتن
removing برداشتن
sublate برداشتن
take up برداشتن
to mop up برداشتن
to pick up برداشتن
to pull off برداشتن
to run away with برداشتن
to take up برداشتن
remove از جا برداشتن
lift برداشتن
removes برداشتن
removes از جا برداشتن
remove برداشتن
lifts برداشتن
lifting برداشتن
lifted برداشتن
flaws ترک برداشتن
decodes برداشتن رمز
to come at a bound <idiom> خیز برداشتن
To co away with . To remove. To eliminate . ازمیان برداشتن
flaw ترک برداشتن
decoded برداشتن رمز
decode برداشتن رمز
twists تاب برداشتن
resign دست برداشتن
desist دست برداشتن
surmount ازمیان برداشتن
cease دست برداشتن
surmounting ازمیان برداشتن
surmounts ازمیان برداشتن
twist تاب برداشتن
twisting تاب برداشتن
transcribing رونوشت برداشتن
heave خیز برداشتن
unhood سرپوش برداشتن از
picturize فیلم برداشتن از
dequeue برداشتن اقلام یک صف
to have one's p taken عکس برداشتن
to fly to arms سلاح برداشتن
emarginate برداشتن حاشیه از
to d. the cloth رومیزی را برداشتن
to carry arms سلاح برداشتن
give up دست برداشتن از
snap up تند برداشتن
off take rudder سکان برداشتن
ingether خرمن برداشتن
demountable قابل برداشتن
to receive a wound زخم برداشتن
to break step غلط پا برداشتن
feet پاچنگال برداشتن
uncap سر پوش برداشتن از
heaved خیز برداشتن
surmounted ازمیان برداشتن
uncap کلاه از سر برداشتن
run away with برداشتن و در رفتن
to take the photograph of عکس برداشتن از
to take off برداشتن بردن
to sweep away ازمیان برداشتن
shuffle off به عجله برداشتن
break step غلط پا برداشتن
make a copy of رونوشت برداشتن
removes برداشتن مهر
machines براده برداشتن
machined براده برداشتن
machine براده برداشتن
spoon با قاشق برداشتن
elide ازاخر برداشتن
elides ازاخر برداشتن
eliding ازاخر برداشتن
unveil حجاب برداشتن
list سیاهه برداشتن
step قدم برداشتن
step گام برداشتن
stepping قدم برداشتن
unveils حجاب برداشتن
unveiling حجاب برداشتن
clearance برداشتن مانع
removing برداشتن مهر
spooned با قاشق برداشتن
spooning با قاشق برداشتن
spoons با قاشق برداشتن
gait گام برداشتن
remove برداشتن مهر
warp تاب برداشتن
warped تاب برداشتن
warps تاب برداشتن
maps نقشه برداشتن از
map نقشه برداشتن از
unveiled حجاب برداشتن
stepping گام برداشتن
elided ازاخر برداشتن
crack شکاف برداشتن
transcribe رونوشت برداشتن
unmasks نقاب برداشتن از
cracks شکاف برداشتن
polls نمونه برداشتن
poll نمونه برداشتن
polled نمونه برداشتن
transcribed رونوشت برداشتن
unmask نقاب برداشتن از
unmasked نقاب برداشتن از
transcribes رونوشت برداشتن
unmasking نقاب برداشتن از
to run away with برداشتن ودر رفتن
to sel a person a pup کلاه کسیرا برداشتن
crack شکاف برداشتن ترکیدن
disburden بار از دوش برداشتن
to take notes of یاد داشت برداشتن از
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
cracks شکاف برداشتن ترکیدن
decontrol دست از کنترل برداشتن
paced شیوه گام برداشتن
ingather انباشتن خرمن برداشتن
remove the seal from مهر چیزی را برداشتن
racing of motor دور برداشتن موتور
racing of generator دور برداشتن مولد
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
work in مشکلات را از میان برداشتن
overcrop زیاد حاصل برداشتن از
to get anything out of the way کاری را ازمیان برداشتن
multiplicate چندین نسخه برداشتن از
to have two strings to one bow با یک دست دو هندوانه برداشتن
to lift one's hand دست به سوگند برداشتن
to lift up one's hand دست بدعا برداشتن
paces شیوه گام برداشتن
pace شیوه گام برداشتن
defused فیوز بمب را برداشتن
defuses فیوز بمب را برداشتن
defusing فیوز بمب را برداشتن
curl تاب برداشتن فردادن
curls تاب برداشتن فردادن
curled تاب برداشتن فردادن
withdraw عقب کشیدن برداشتن
withdraws عقب کشیدن برداشتن
To pluck ones eyebrows. زیر ابرو برداشتن
defuse فیوز بمب را برداشتن
yerk هل دادن شکاف برداشتن
leave alone <idiom> دست از سر کسی برداشتن
to whisk away or off تند بردن برداشتن
untread بعقب گام برداشتن
vorlage خیز برداشتن از ناحیه قوزک پا
pick up <idiom> برداشتن چیزی ازروی زمین
turbary حق برداشتن خاک از زمین غیر
take off برداشتن پرواز کردن هواپیما
split ترک برداشتن تقسیم کردن
buckled تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
buckles تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
spread oneself too thin <idiom> با یک دست چند هندوانه برداشتن
to raise the v توری یانقاب ازروی برداشتن
weeding برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
weeded برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com