Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (4 milliseconds)
English
Persian
glissade
سرخوردن روی شیب برفی
Other Matches
snow shoe
برفی
snowy
برفی
snowman
ادم برفی
snow cave
اتاق برفی
deadman
کارگاه برفی
calotte
قله برفی
weasels
سورتمه برفی
weasel
سورتمه برفی
snowmen
ادم برفی
snowmen
ادمک برفی
snowman
ادمک برفی
snowcap
قله برفی
snowcap
کلاهک برفی
snowslide
سرسره برفی
snow-white
سفید برفی
snowshoe
کفش برفی
snowmobile
اتومبیل برفی
snowshed
سایبان برفی
snowcap
کلاله برفی
harnessing
پوشش کفش برفی
harness
پوشش کفش برفی
harnessed
پوشش کفش برفی
sideslip
سرخوردن
skids
سرخوردن
to be disillusioned
سرخوردن
glissade
سرخوردن
slip-ups
سرخوردن
slip-up
سرخوردن
slip up
سرخوردن
skidding
سرخوردن
skidded
سرخوردن
skid
سرخوردن
glides
سرخوردن
glided
سرخوردن
glide
سرخوردن
scoots
ناگهان سرخوردن
scoot
ناگهان سرخوردن
scooted
ناگهان سرخوردن
glissade
سرخوردن در بالت
scooting
ناگهان سرخوردن
corn snow
برفی که دانه بندی درشت دارد
snowshoe
کفش اسکی باکفش برفی راه رفتن
skates
کفش یخ بازی سرخوردن
He knows the score .
سرخوردن ( واخوردگی ویأس )
skated
کفش یخ بازی سرخوردن
skate
کفش یخ بازی سرخوردن
slipped
سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slips
سرخوردن منحرف شدن از مسیر
glide path
مسیر پرواز در حال سرخوردن
slip
سرخوردن منحرف شدن از مسیر
calk
: سرخوردن روی یخ بانعل یالگد اسب مجروح شدن
thrusts
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusting
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrust
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
spread eagle
سرخوردن با عقب اسکیتهای چسبیده بهم بجا گذاشتن میلههای 2 و 3 و 4 و 6 و 7 و01 بولینگ
to rough a horse's shoes
میخ مخصوص بنعل اسب زدن برای اینکه از سرخوردن ان جلوگیری شود
ski
اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
skied
اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
skis
اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com