English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
notaries سردفتر اسناد رسمی
notary سردفتر اسناد رسمی
notary public سردفتر اسناد رسمی
Other Matches
notary سر دفتر اسناد رسمی
notary public دفتر اسناد رسمی
notaries سر دفتر اسناد رسمی
notary public's office دفتر اسناد رسمی
specialty debt تعهدات مستند به اسناد رسمی
notarial وابسته به دفتر اسناد رسمی
natarize دفتر اسناد رسمی را اداره کردن
procuration fee حق دلالی در معاملات استقراضی و رهن حق التحریر اسناد رسمی
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
notary office دفتر اسناد رسمی دفتر خانه
exordium مقدمه سردفتر
returns گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returning گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
reviews بازدید رسمی یاسان رسمی
officiary مامور رسمی مقام رسمی
officious نیمه رسمی شبهه رسمی
reviewing بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewed بازدید رسمی یاسان رسمی
review بازدید رسمی یاسان رسمی
solemn form در CL تصدیق وصیتنامه یا از طریق رسمی یعنی در دادگاه است یا ازطریق غیر رسمی یا عادی است که توسط دفاتر اسنادرسمی به عمل می اید
exchange devaluation تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
materials اسناد
delation اسناد
chain of authorities of a tradition اسناد
imputation اسناد
documents اسناد
material اسناد
ascription اسناد
records اسناد
attribution اسناد
predication اسناد
attributing اسناد کردن
documentation center مرکز اسناد
imputability قابلیت اسناد
briefcases کیف اسناد
briefcase کیف اسناد
export documents اسناد صادرات
writing obligatory اسناد تعهداور
ascribing اسناد کردن
Br اسناد دریافتنی
ascribe اسناد کردن
ascribes اسناد کردن
ascribed اسناد کردن
attributes اسناد کردن
treasury securities اسناد خزانه
misapplication اسناد غلط
liabilities اسناد دیونی
import documents اسناد واردات
assignments تخصیص اسناد
turnaround documents اسناد برگشت
treasury bills اسناد خزانه
treasury bonds اسناد خزانه
assignment واگذاری اسناد
treasury bill اسناد خزانه
forgery جعل اسناد
title deed اسناد مالکیت
attribute اسناد کردن
liability اسناد دیونی
forgeries جعل اسناد
identity paper اسناد هویت
assignment تخصیص اسناد
negotiable instrument اسناد بهادار
assignments واگذاری اسناد
documentary collection وصولی اسناد
property voucher اسناد داراییی
secret papers اسناد سری
credit instrument اسناد اعتباری
commerical papers اسناد تجارتی
ascribable قابل اسناد
s.i اسناد قانونی
ship papers اسناد کشتی
shipping documents اسناد حمل
ship's papers اسناد حمل
predicability قابلیت اسناد
attributable قابل اسناد
promissory note اسناد اعتباری
registration of documents ثبت اسناد
promissory notes اسناد اعتباری
document file پرونده اسناد
predicable قابل اسناد
aircraft records اسناد هواپیما
inquiry documents اسناد بازرسی
lost documents اسناد و مدارک گم شده
ration return اسناد هزینه جیره
documentation مدرک یا مدارک اسناد
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
registration code قانون ثبت اسناد
inventory reconciliation تطبیق اسناد موجودی
ascribing اسناد دادن دانستن
ascribes اسناد دادن دانستن
ascribed اسناد دادن دانستن
ascribe اسناد دادن دانستن
imputatively از راه اسناد یا اتهام
international acts اسناد بین المللی
imputably بطور قابل اسناد
release documents against واگذاری اسناد در مقابل
refusal to accept a bill نکول اسناد تجاری
cash items اسناد تنخواه گردان
suspension of vouchers معلق کردن اسناد
despatch documents اسناد ارسال کالا
combined transport document اسناد حمل ترکیبی
document file پرونده اسناد یکان
documents of indentity اسناد سجل احوال
suspension of vouchers برگرداندن اسناد هزینه
registry دفتر ثبت اسناد
documents against payment اسناد در مقابل پرداخت
registries دفتر ثبت اسناد
document of identity اسناد سجل و احوال
cash against documents پول در مقابل اسناد
payment against documents پرداخت در برابر اسناد
documentation ارائه اسناد یا مدارک
bearer stock اسناد در وجه حامل
negotiable instruments اسناد قابل معامله
precontract preparations تهیه اسناد قرارداد
extensions تمدید اسناد تجاری
extension تمدید اسناد تجاری
administrative crypto account نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
authenticator تایید کننده اعتبار اسناد
archive ضبط اسناد و اوراق بایگانی
deposit of instrument of ratification ایداع اسناد دال بر تصویب
burnbag سطل سوزاندن اسناد باطله
document against payment تحویل اسناد در ازای پرداخت
clearance papers اسناد خروج کشتی از بندر
imputable اسناد دادنی سزاوار سرزنش
negotiating bank بانکی که اسناد را معامله میکند
confirmed by documents <adj.> تایید شده توسط اسناد
registration of documents and lands اداره ثبت اسناد و املاک
portfolios اسناد بهادارجمع اوری شده
portfolio اسناد بهادارجمع اوری شده
instruments of ratification اسناد دال بر تصویب و تصدیق
surplusage حشو و زوائد در اسناد نوشتن
bumf اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
bill falls due on تاریخ سر رسید اسناد مدت دار
documents aganist acceptance تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
commercial paper اوراق و اسناد بهادار قابل انتقال
competroller سازمان کنترل اسناد و بودجه و اعتبارات
discount house موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
voucher register قسمت یا دفتر ثبت اسناد یااسناد هزینه
attache case چمدان یا جامه دان مخصوص حمل اسناد
factoring agent فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
disposal انهدام اسناد و مدارک یا وسایل مصرف واگذار کردن
authentication تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
d/a acceptance documentagainst تحویل اسناد درمقابل قبولی نویسی
desk accessories وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
verba chartarum fortius accipiuntur proferentem contra الفاظ اسناد بیشتر علیه امضاکننده ان قابل تعبیر است
exchange of instruments of ratification مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
covering letters نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
recitals قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
recital قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
covering letter نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
collator ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
click art صفحهای از اشکال و تصاویرکه اماده بریده شدن هستند تادر اسناد کامپیوتری مورداستفاده قرار گیرند
precedents نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedent نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
solemn رسمی
institutional رسمی
orthodox رسمی
official رسمی
formal رسمی
formmal رسمی
protests اعتراض رسمی
officiously بطورغیر رسمی
boarding call بازدید رسمی
statute mile مایل رسمی
officialize رسمی کردن
protests واخواست رسمی
cognizance اخطار رسمی
official receipt رسید رسمی
official religion دین رسمی
state religion مذهب رسمی
tux لباس رسمی
smallage کرفس رسمی
public submission مناقصه رسمی
solemn form طریقه رسمی
prontonotary سردفتراسناد رسمی
semi official نیمه رسمی
semiformal نیمه رسمی
semi officially بطورنیم رسمی
speedwell سیزاب رسمی
semiofficial نیمه رسمی
standard time زمان رسمی
aregular cook اشپز رسمی
insigne مدال رسمی
nonformal غیر رسمی
formal review بررسی رسمی
formal review سان رسمی
formal group گروه رسمی
insigne نشان رسمی
formal education اموزش رسمی
formal accountability ذیحسابی رسمی
stand on ceremony <idiom> رسمی بودن
free and easy <idiom> غیر رسمی
Full dress. Formal dress. لباس رسمی
card-carrying عضو رسمی
intrant ورود رسمی
vestment لباس رسمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com