Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
profuse
سرشار ساختن
Other Matches
profuse
سرشار
plenitudinous
سرشار
alive
سرشار
profluent
سرشار
pyrotechnical
سرشار
plenteous
سرشار
galore
سرشار
gushing
سرشار
affluent
سرشار
brim full
سرشار
gushingly
بطور سرشار
mellifluent
سرشار از عسل
overflow
سرشار شدن
overflowed
سرشار شدن
overflows
سرشار شدن
opulence
وفور سرشار
goldmines
منبع در آمد سرشار
overfilling of battery
سرشار کردن باتری
goldmine
منبع در آمد سرشار
scareup
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
sheds
خون جاری ساختن جاری ساختن
shedding
خون جاری ساختن جاری ساختن
shed
خون جاری ساختن جاری ساختن
fabricating
ساختن
upbuild
ساختن
fabricates
ساختن
build
ساختن
pills
حب ساختن
inventing
ساختن
constructed
ساختن
construct
ساختن
generating
ساختن
put-up
ساختن
set up
ساختن
put up
ساختن
invents
ساختن
fabricate
ساختن
fabricated
ساختن
creating
ساختن
creates
ساختن
create
ساختن
generates
ساختن
bulid
ساختن
manufactured
ساختن
manufacture
ساختن
makes
ساختن
carbonize
کک ساختن
pellet
حب ساختن
confect
ساختن
make
ساختن
fabrication
ساختن
manufactures
ساختن
dree
ساختن با
fashions
مد ساختن
fashioning
مد ساختن
buildings
ساختن
constructs
ساختن
miscreate
بد ساختن
constructing
ساختن
builds
ساختن
upgrading
ساختن
fashioned
مد ساختن
fashion
مد ساختن
indite
ساختن
invent
ساختن
invented
ساختن
upgrade
ساختن
upgraded
ساختن
upgrades
ساختن
pill
حب ساختن
bridge
پل ساختن
remake
از نو ساختن
composes
ساختن
idolizing
بت ساختن
idolizes
بت ساختن
idolized
بت ساختن
bridged
پل ساختن
bridges
پل ساختن
forborne
ساختن با
produce
ساختن
produced
ساختن
produces
ساختن
idolised
بت ساختن
idolises
بت ساختن
idolising
بت ساختن
idolize
بت ساختن
compose
ساختن
unifying
تک ساختن
minted
ساختن
minting
ساختن
mints
ساختن
to t. up
ساختن
to get along
ساختن
to go in with
ساختن با
to make away
ساختن
to make a shift
ساختن
unifies
تک ساختن
mint
ساختن
remakes
از نو ساختن
generate
ساختن
unify
تک ساختن
generated
ساختن
gaunt
زننده ساختن
sepulchers
قبر ساختن
nauseate
متنفر ساختن
wettest
مرطوب ساختن
notifying
اگاه ساختن
notify
اگاه ساختن
familiarize
اشنا ساختن
maximizes
بیشینه ساختن
familiarizes
اشنا ساختن
maximises
بیشینه ساختن
maximising
بیشینه ساختن
notified
اگاه ساختن
familiarizing
اشنا ساختن
maximised
بیشینه ساختن
maximize
بیشینه ساختن
maximized
بیشینه ساختن
notifies
اگاه ساختن
familiarized
اشنا ساختن
familiarising
اشنا ساختن
familiarises
اشنا ساختن
familiarised
اشنا ساختن
outraged
بی حرمت ساختن
outrage
بی حرمت ساختن
reconciling
راضی ساختن
reconciles
راضی ساختن
subverting
واژگون ساختن
reconcile
راضی ساختن
subverts
واژگون ساختن
improvising
بالبداهه ساختن
improvises
بالبداهه ساختن
outrages
بی حرمت ساختن
diversifying
گوناگون ساختن
diversify
گوناگون ساختن
sepulchre
قبر ساختن
sepulchres
قبر ساختن
subvert
واژگون ساختن
maximizing
بیشینه ساختن
diversified
گوناگون ساختن
diversifies
گوناگون ساختن
subverted
واژگون ساختن
outraging
بی حرمت ساختن
detatch
جدا ساختن
improvise
بالبداهه ساختن
denigration
سیاه ساختن
accustoms
معتاد ساختن
minimised
کمینه ساختن
minimises
کمینه ساختن
minimising
کمینه ساختن
minimize
کمینه ساختن
minimized
کمینه ساختن
minimizes
کمینه ساختن
minimizing
کمینه ساختن
disturb
مضطرب ساختن
disturbs
مضطرب ساختن
internalization
درونی ساختن
necessitate
ناگزیر ساختن
necessitated
ناگزیر ساختن
necessitates
ناگزیر ساختن
necessitating
ناگزیر ساختن
accustoming
معتاد ساختن
accustom
معتاد ساختن
discover
مکشوف ساختن
discovered
مکشوف ساختن
discovering
مکشوف ساختن
discovers
مکشوف ساختن
produce
ساختن محصول
produced
ساختن محصول
produces
ساختن محصول
disable
ناتوان ساختن
disables
ناتوان ساختن
disabling
ناتوان ساختن
ensure
مطمئن ساختن
ensured
مطمئن ساختن
ensures
مطمئن ساختن
insures
مطمئن ساختن
insuring
مطمئن ساختن
snarl
خشمگین ساختن
snarled
خشمگین ساختن
snarling
خشمگین ساختن
relieving
بر جسته ساختن
humidified
مرطوب ساختن
humidifies
مرطوب ساختن
humidify
مرطوب ساختن
humidifying
مرطوب ساختن
vitiate
معیوب ساختن
vitiate
ناپاک ساختن
vitiated
معیوب ساختن
vitiated
ناپاک ساختن
vitiates
معیوب ساختن
vitiates
ناپاک ساختن
vitiating
معیوب ساختن
vitiating
ناپاک ساختن
wet
مرطوب ساختن
wets
مرطوب ساختن
relieves
بر جسته ساختن
relieve
بر جسته ساختن
snarls
خشمگین ساختن
denude
عاری ساختن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com