Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (7 milliseconds)
English
Persian
knead
سرشتن امیختن
kneaded
سرشتن امیختن
kneading
سرشتن امیختن
kneads
سرشتن امیختن
Other Matches
shape
سرشتن
shapes
سرشتن
ro rub up
سرشتن
brew
دم کردن سرشتن
brewed
دم کردن سرشتن
brews
دم کردن سرشتن
mix
اشوردن سرشتن
mixes
اشوردن سرشتن
forms
شکل گرفتن سرشتن
form
شکل گرفتن سرشتن
formed
شکل گرفتن سرشتن
incorporate
امیختن
incorporating
امیختن
mingled
امیختن
mingle
امیختن
inosculate
امیختن
interblend
در هم امیختن
amalgamating
امیختن
intermingling
با هم امیختن
intermingles
با هم امیختن
intermingled
با هم امیختن
intermingle
با هم امیختن
mingles
امیختن
incorporates
امیختن
mingling
امیختن
amalgamated
امیختن
amalgamate
امیختن
mix
امیختن
admix
امیختن
mixes
امیختن
immix
در هم امیختن
meddles
امیختن
meddled
امیختن
meddle
امیختن
combines
امیختن
interblend
امیختن
amalgamates
امیختن
blend
امیختن
mell
امیختن
fused
امیختن
synthesizes
امیختن
fuse
امیختن
synthesizing
امیختن
synthesized
امیختن
synthesize
امیختن
synthesising
امیختن
combine
امیختن
synthesises
امیختن
synthesised
امیختن
brew
امیختن
brewed
امیختن
interlard
امیختن
blends
امیختن
synthetize
امیختن
combining
امیختن
intermixing
در هم امیختن
to stir up
امیختن
brews
امیختن
to alloy gold with copper
امیختن
carbonation
عمل امیختن با
sulfuret
با گوگرد امیختن
womanize
بازنان امیختن
shuffling
بهم امیختن
sulfurate
با گوگرد امیختن
interfusion
بهم امیختن
shuffles
بهم امیختن
sentimentalize
با احساسات امیختن
inviscade
با چسب امیختن
interlace
در هم امیختن در هم بافتن
inviscate
باچیزچسبناک امیختن
immingle
درهم امیختن
oxygenize
با اکسیژن امیختن
mixing in place
امیختن در جا مخلوط در جا
commingle
بهم امیختن
carburet
باذغال امیختن
plant mixing
امیختن در کارخانه
intermix
بهم امیختن
shuffled
بهم امیختن
shuffle
بهم امیختن
interweave
باهم امیختن
oxygenating
اکسیژن امیختن
oxygenates
اکسیژن امیختن
oxygenated
اکسیژن امیختن
oxygenate
اکسیژن امیختن
coalescing
بهم امیختن
coalesces
بهم امیختن
scrambles
درهم امیختن
coalesce
بهم امیختن
scrambling
درهم امیختن
fused
فیوزدارکردن امیختن
fuse
فیوزدارکردن امیختن
folds
بهم امیختن
folded
بهم امیختن
interweaves
باهم امیختن
scrambled
درهم امیختن
coalesced
بهم امیختن
interwove
باهم امیختن
scramble
درهم امیختن
fold
بهم امیختن
interweaving
باهم امیختن
mixing
بهم زدن امیختن
interfuse
بهم امیختن افشاندن
mixes
امیختن مخلوط کردن
pepsinate
با جوهر گوارنده امیختن
compound
: ترکیب کردن امیختن
compounded
: ترکیب کردن امیختن
sulfate
با اسید سولفوریک امیختن
loading
امیختن موادخارجی به شراب
attemper
نرم کردن امیختن
mix
امیختن مخلوط کردن
sulphate
با اسید سولفوریک امیختن
grade
جورکردن باهم امیختن
intermix
در هم امیختن با هم مخلوط کردن
compounds
: ترکیب کردن امیختن
conjugate
درهم امیختن توام
grades
جورکردن باهم امیختن
sectarianize
با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن
aluminum coating by spraying amalgamate
روکش الومینیوم کردن امیختن
immingle
بهم امیختن مخلوط کردن
insalivate
با خدو اغشتن با بزاق امیختن
to mull a mull of
داغ کردن و امیختن باادویه و قند
barbarize
با تعبیر بیگانه و غیر مصطلح امیختن
premix
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
miscibility
قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
lard to butter
جازدن کره بوسیله امیختن باچربی هاو روغنهای دیگرمانند پیه خوک
consolidation
درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
admix
مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
to puddle clay and sand
ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
womannize
زن صفت کردن مخنث کردن بازنان امیختن
interosculate
بهم پیوستن بهم امیختن
roadmix
اختلاط در سر راه امیختن در راه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com