Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
noli me tangere
سرطان پوست گل حنا
Other Matches
endermic
انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma
مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological
مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
cancri
سرطان
carcinoma
سرطان
carcinogenic
سرطان زا
cancers
سرطان
cancer
سرطان
sarcocele
سرطان خایه
cancroid
سرطان جلدی
alpha cancri
الفا- سرطان
carcinogen
سرطان زای
crabs
برج سرطان
crab
برج سرطان
cancroid
شبه سرطان
carcinogenesis
تولید سرطان
scrotocele
سرطان صفن
leukemia
سرطان خون
sarcocele
سرطان بیضه
cancer
برج سرطان
cancers
برج سرطان
carcinogens
سرطان زای
carcinology
علم سرطان شناسی
noma
سرطان جوف دهن
oncology
سرطان شناسی
[پزشکی ]
cervical cancer
سرطان دهانه رحم
[پزشکی]
cervical carcinoma
[CC]
سرطان دهانه رحم
[پزشکی]
cervix cancer
سرطان دهانه رحم
[پزشکی]
cancer of the cervix
سرطان گردن رحم
[پزشکی]
cancer of the cervix
سرطان دهانه رحم
[پزشکی]
cervical cancer
سرطان گردن رحم
[پزشکی]
cervical carcinoma
[CC]
سرطان گردن رحم
[پزشکی]
cervix cancer
سرطان گردن رحم
[پزشکی]
skins
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned
پوست کندن با پوست پوشاندن
skin
پوست کندن با پوست پوشاندن
carcinogen
ماده مولد یا مشدد سرطان سرطانزا
carcinogens
ماده مولد یا مشدد سرطان سرطانزا
Jimmy Carter has cancer.
جیمی کارتر بیماری سرطان دارد.
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
tegumnentum
پوست طبیعی پوست
peel
پوست انداختن پوست
peels
پوست انداختن پوست
precancerous
وابسته به قبل از سرطان مرحله قبل از سرطانی
xanthochroid
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
skinless
بی پوست
skinned
پوست
peels
پوست
peel
پوست
parer
پوست کن
cortices
پوست
cortex
پوست
shelling
پوست
skinning
پوست
skin
پوست
peltry
پوست
neurilemma or lema
پوست پی
cuticle
پوست
crustal
پوست
skins
پوست
shells
پوست
goats
پوست بز
goat
پوست بز
shale
پوست
shell
پوست
dermatalgia
پوست
rinds
پوست
integument
پوست
peeling
پوست
glume
پوست
flayer
پوست کن
husk
پوست
husks
پوست
hide
پوست
dermis
پوست
rind
پوست
skinner
پوست کن
encrustations
پوست
barked
پوست
tunc
پوست
barks
پوست
scalp
پوست سر
stripper
پوست کن
encrustation
پوست
goatskins
پوست بز
strippers
پوست کن
goatskin
پوست بز
barking
پوست
bark
پوست
swanskin
پوست قو
tegmentum
پوست
hides
پوست
hull
پوست
hulls
پوست
tegmen
پوست
dermotropic
متمایل به پوست
cuticular
وابسته به پوست
dermatozoa
انگلهای پوست
dermatoid
پوست مانند
cuticular
پوست مانند
cutis
پوست زیرین
dermoidal
پوست مانند
dermatosis
اماس پوست
dermatopathy
ناخوشی پوست
dermoid
شبیه پوست
dermatology
پوست شناسی
shuck
پوست نخودوغیره
parchmenty
پوست مانند
dermoid
پوست مانند
dermoidal
شبیه پوست
dermatography
شرح پوست
dermatographia
پوست نگاری
sheep skin
پوست گوسفند
derm
زیر پوست
decorticate
پوست کندن از
debark
پوست کندن از
chafe
پوست رفتگی
skins
پوست پوستی
chap
ترک
[در پوست]
chap
شکاف
[در پوست]
skinning
پوست پوستی
chap
خشگی پوست
to strip something off
کندن
[پوست]
onion skin
پوست پیاز
barky
پوست دار
skinned
پوست پوستی
chafes
پوست رفتگی
chafing
پوست رفتگی
calfskin
پوست گوساله
calf skin
پوست گوساله
broadtail
پوست بره
blach hulled
سیاه پوست
bast
پوست درخت
corticated
پوست دار
corticate
پوست دار
skin effect
اثر پوست
apple peel
پوست سیب
alphosis
بیرنگی پوست
albinism
سفیدی پوست
aboveboard
پوست کنده
picked
پوست کنده
taxidermy
پوست ارایی
skinner
پوست فروش
whity
سفید پوست
pachydermatous
ستبر پوست
whitey
سفید پوست
pachydermatous
پوست کلفت
pachydrmatous
پوست کلفت
papillose
مانندبرامدگی پوست
parachroma
بیرنگی پوست
parer
پوست تراش
oxhide
پوست گاو
onionskin
پوست پیاز
melanotic
سیاه پوست
mesoderm
میان پوست
moleskin
پوست کورموش
molt
پوست اندازی
negress
زن سیاه پوست
encrustation
پوست زخم
Afrikaners
سفید پوست
Afrikaner
سفید پوست
peltmonger
پوست فروش
transcutaneal
عبورکننده از پوست
scalable
پوست کندنی
scarf skin
پوست برونی
tegmentum
پوست طبیعی
scscalable
پوست کندنی
taxidermist
پوست ارا
skin and bone
پوست واستخوان
slipe
پوست کندن از
skiver
پوست تراش
thick skinned
پوست کلفت
ross
پوست کندن
percutaneous
از راه پوست
periderm
پوست برونی
periderm
پوست اطراف
phyma
برامدگی پوست
pityriasis
شوره پوست
thin skinned
پوست نازک
rhytidome
پوست درخت
ross
پوست درخت
melanic
سیاه پوست
malicorium
پوست انار
malacodermous
نرم پوست
endoderm
درون پوست
entoderm
درون پوست
erythema
التهاب پوست
ethiope
سیاه پوست
ethiopian
سیاه پوست
egg shell
پوست تخم
desquamate
پوست انداختن
desquamate
پوست ریختن
drum head
پوست طبل
drumhead
پوست طبل
dry bones
پوست واستخوان
ecdysis
پوست اندازی
ecdysis
پوست ریختن
ectorderm
برون پوست
excoriate
پوست کندن از
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com