Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
linear speed
سرعت خطی
Search result with all words
acceleration
سرعت
acceleration
سرعت دادن
accelerator
پدال گاز سرعت دهنده
accelerators
پدال گاز سرعت دهنده
overrun
دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
overrunning
دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
overruns
دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
dump
شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
demand
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demanded
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demands
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
tempo
میزان سرعت
tempo
سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
tempo
سرعت نمایش فریم ها
tempos
میزان سرعت
tempos
سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
tempos
سرعت نمایش فریم ها
backbone
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
enhance
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhanced
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhances
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhancing
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
message
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
messages
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
jet
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jets
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jetted
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
jetting
جریانی که با سرعت زیاد از یک روزنه خارج شود
rake
با سرعت جلو رفتن
rakes
با سرعت جلو رفتن
raking
با سرعت جلو رفتن
word
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
worded
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
drag
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
correct
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correcting
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
corrects
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
flow
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
graphics
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
slave
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaved
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaves
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaving
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
central
فضایی در حافظه که محل آن مستقیماگ و به سرعت توسط CPU قابل آدرس دهی است
knot
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knots
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
float
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floated
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floats
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
power
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powered
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powering
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powers
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
rate
سرعت
rate
سرعت ارزیابی کردن
rate
سرعت کار
rate
سرعت حرکت
rate
تندی سرعت عوارض
rates
سرعت
rates
سرعت ارزیابی کردن
rates
سرعت کار
rates
سرعت حرکت
rates
تندی سرعت عوارض
flux
سرعت جریان
off
خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
math
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
maths
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
fastness
سرعت
fastnesses
سرعت
jet propelled
دارای سرعت سیر هواپیمای جت
jet-propelled
دارای سرعت سیر هواپیمای جت
subsonic
مادون سرعت سیر صوت
subsonic
سرعتهای زیر سرعت صوت
subsonic
با سرعت کمتر از سرعت صوت
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
speedy
سرعت
swiftness
سرعت
sprinter
دونده دوهای سرعت
sprinters
دونده دوهای سرعت
sprint
با حداکثر سرعت دویدن
sprint
انواع مسابقههای سرعت
sprinted
با حداکثر سرعت دویدن
sprinted
انواع مسابقههای سرعت
sprints
با حداکثر سرعت دویدن
sprints
انواع مسابقههای سرعت
directly
به سرعت
swiftly
به سرعت
speedboat
قایق موتوری سرعت
speedboats
قایق موتوری سرعت
Other Matches
speed ring
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
inflow ratio
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
indicated airspeed
سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
burning rate
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
true air speed
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
tachometer
اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
machine number
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
rate of flame propagation
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
variable ratio
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
rate of pouring
سرعت سیلان سرعت جاری شدن
muzzle velocity
سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
inputted
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerate
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerated
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating
سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
zero wait state
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
air plot wind velocity
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
cut off velocity
سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
transonic
سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
fast
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
airspeeds
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed
سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
airspeed
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
supersonic
هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
command speed
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate
سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
calibrated air speed
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
isotach
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
fasted
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasts
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
decelerate
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
decelerated
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
low velocity
کم سرعت
pace
سرعت
velocity
سرعت
speed
سرعت
attack speed
سرعت تک
paced
سرعت
paces
سرعت
low velocity
با سرعت کم
haste
سرعت
tilts
سرعت
tilted
سرعت
tilt
سرعت
promptitude
سرعت
rapidity
سرعت
terminal velocity
سرعت حد
speediness
سرعت
accelerating
بر سرعت
accelerates
بر سرعت
accelerated
بر سرعت
speeding
سرعت
souic do
سرعت
speeds
سرعت
accelerate
بر سرعت
seepage velocity
سرعت زه اب
fleety
به سرعت
celerity
سرعت
expeditiousness
سرعت
liner velocity
سرعت
line speed
سرعت خط
velocities
سرعت
radial velocity
سرعت شعاعی
dashman
دونده سرعت
race
مسابقه سرعت
fleetness
سرعت سیر
rate constant
ثابت سرعت
rate equation
معادله سرعت
final velocity
سرعت نهایی
flank speed
سرعت جانبی
deceleration lane
خط تقلیل سرعت
races
مسابقه سرعت
quickness
سرعت انتقال
permissible velocity
سرعت مجاز
surface speed
سرعت محیطی
peripheral speed
سرعت محیطی
perceptual speed
سرعت ادراک
pen speed
سرعت قلم
cruising speed
سرعت دریانوردی
flying speed
سرعت پرواز
quickness
سرعت فوریت
cyclometer
سرعت سنج
piston speed
سرعت پیستون
phase velocity
سرعت موج
phase velocity
سرعت فاز
phase speed
سرعت فاز
critical velocity
سرعت بحرانی
peculiar velocity
سرعت خاص
electron velocity
سرعت الکترونها
endurance time
سرعت مداوم
drift velocity
سرعت سوق
drift velocity
سرعت رانش
rate of current
سرعت جریان
drift of a current
سرعت جریان
engin speed
سرعت موتور
escape velocity
سرعت فرار
expedites
سرعت بخشیدن
expedited
سرعت بخشیدن
scoot
سرعت داشتن
scooted
سرعت داشتن
scooting
سرعت داشتن
scoots
سرعت داشتن
safe velocity
سرعت مطلوب
rotational speed
سرعت چرخش
reverse speed
سرعت معکوس
expedite
سرعت بخشیدن
escape velocity
سرعت گریز
exhaust velosity
سرعت خروج
raced
مسابقه سرعت
flat out
حداکثر سرعت
rate of pouring
سرعت ریزش
flank speed
حداکثر سرعت
friction velocity
سرعت اصطکاکی
rate of fire
سرعت تیر
rate of dissolution
سرعت انحلال
rate of deposition
سرعت ته نشست
design speed
سرعت مبنا
rate of reaction
سرعت واکنش
ultimate speed
سرعت نهایی
fall velocity
سرعت سقوط
expediting
سرعت بخشیدن
response rate
سرعت پاسخ
velocity
سرعت حرکت
relative velocity
سرعت نسبی
reading speed
سرعت خواندن
discharge velocity
سرعت تخلیه
reading rate
سرعت خواندن
delivery speed
سرعت تحویل
peak speed
حداکثر سرعت
liner velocity
بردار سرعت
bit rate
سرعت ذرهای
actual velocity
سرعت واقعی
mean speed
سرعت متوسط
accelerometer
سرعت سنج
bit rate
سرعت بیتی
mean velocity
سرعت متوسط
acceleration lane
خط سرعت گیری
absolute velocity
سرعت مطلق
moderate speed
سرعت متوسط
moderate speed
سرعت متعادل
motor speed
سرعت موتور
speed limits
سرعت مجاز
speed limit
سرعت مجاز
maximum speed
حداکثر سرعت
learning rate
سرعت یادگیری
airspeed indicator
سرعت نما
local velocity
سرعت موضعی
low speed aerodynamics
ایرودینامیک سرعت کم
average speed
سرعت متوسط
limiting speed
سرعت محدود
light velocity
سرعت نور
apparent velocity
سرعت فاهری
rate of learning
سرعت یادگیری
base speed
سرعت مبنا
angular velocity
سرعت زاویهای
base speed
سرعت منتجه
basic speed
سرعت اولیه
angular speed
سرعت زاویهای
initial speed
سرعت اولیه
input speed
سرعت اولیه
muzzle velocity
سرعت دهانه
no load speed
سرعت بی باری
on load speed
سرعت بار
conduction velocity
سرعت رسانش
constant speed
سرعت ثابت
group velocity
سرعت گروهی
ground speed
سرعت زمینی
full speed
حداکثر سرعت
full speed
سرعت کامل
critical speed
سرعت بحرانی
operating speed
سرعت عملیاتی
optimum speed
سرعت مطلوب
orbital velocity
سرعت مداری
output speed
سرعت خروجی
pace of the green
سرعت گوی
conduction velocity
سرعت هدایت
initial velocity
سرعت اولیه
collision rate
سرعت برخورد
deceleration
کاهش سرعت
jump speed
سرعت پرش
instantaneous velocity
سرعت انی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com