English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English Persian
bit rate سرعت ذرهای
Other Matches
trimolecular سه ذرهای
monatomic یک ذرهای
micros ذرهای
atomical ذرهای
atomic ذرهای
bimolecular دو ذرهای
micro ذرهای
corpuscular ray پرتو ذرهای
bit string رشته ذرهای
aces ذرهای مانده
ace ذرهای مانده
atomistic society جامعه ذرهای
molecular ملکولی ذرهای
corpuscular radiation تشعشع ذرهای
atomistic competition رقابت ذرهای
bit density تراکم ذرهای
within an ace of ذرهای مانده به
bit pattern الگوی ذرهای
intramolecular درون ذرهای
baudot code رمز پنج ذرهای
thereis not a p of truth init ذرهای راستی دران نیست
not a scrap is left ذرهای باقی نمانده است
dont care a rap ذرهای باک نداشته باشید
octad جسم بسیط یا ذرهای که قوه ترکیبی ان برابر است با8واحد
speed ring طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
indicated airspeed سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
burning rate سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
drag وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
virtual temperature دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
machine number عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
true air speed سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
tachometer اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
variable ratio گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
rate of pouring سرعت سیلان سرعت جاری شدن
muzzle velocity سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerates سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerated سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
transonic سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
air plot wind velocity سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
airspeed سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeeds سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
supersonic هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
command speed سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
fastest آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
fasted آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasts آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
decelerated از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerate از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
low velocity با سرعت کم
seepage velocity سرعت زه اب
speediness سرعت
speed سرعت
pace سرعت
souic do سرعت
accelerated بر سرعت
paces سرعت
attack speed سرعت تک
accelerates بر سرعت
accelerate بر سرعت
paced سرعت
low velocity کم سرعت
tilt سرعت
speeds سرعت
tilted سرعت
tilts سرعت
terminal velocity سرعت حد
rapidity سرعت
speeding سرعت
promptitude سرعت
haste سرعت
line speed سرعت خط
fastnesses سرعت
fastness سرعت
swiftly به سرعت
expeditiousness سرعت
fleety به سرعت
liner velocity سرعت
directly به سرعت
celerity سرعت
swiftness سرعت
speedy سرعت
velocities سرعت
rates سرعت
accelerating بر سرعت
rate سرعت
velocity سرعت
acceleration سرعت
friction velocity سرعت اصطکاکی
piston speed سرعت پیستون
quickness سرعت انتقال
radial velocity سرعت شعاعی
discharge velocity سرعت تخلیه
rate constant ثابت سرعت
full speed سرعت کامل
full speed حداکثر سرعت
design speed سرعت مبنا
surface speed سرعت محیطی
cyclometer سرعت سنج
cruising speed سرعت دریانوردی
peripheral speed سرعت محیطی
critical velocity سرعت بحرانی
perceptual speed سرعت ادراک
permissible velocity سرعت مجاز
quickness سرعت فوریت
delivery speed سرعت تحویل
dashman دونده سرعت
phase velocity سرعت موج
ground speed سرعت زمینی
phase velocity سرعت فاز
phase speed سرعت فاز
group velocity سرعت گروهی
pen speed سرعت قلم
rate of deposition سرعت ته نشست
response rate سرعت پاسخ
reverse speed سرعت معکوس
rotational speed سرعت چرخش
safe velocity سرعت مطلوب
drift velocity سرعت رانش
expediting سرعت بخشیدن
drift velocity سرعت سوق
ultimate speed سرعت نهایی
escape velocity سرعت فرار
final velocity سرعت نهایی
fall velocity سرعت سقوط
exhaust velosity سرعت خروج
escape velocity سرعت گریز
electron velocity سرعت الکترونها
engin speed سرعت موتور
endurance time سرعت مداوم
relative velocity سرعت نسبی
velocity سرعت حرکت
flying speed سرعت پرواز
rate of dissolution سرعت انحلال
rate of fire سرعت تیر
races مسابقه سرعت
raced مسابقه سرعت
race مسابقه سرعت
fleetness سرعت سیر
flank speed سرعت جانبی
flank speed حداکثر سرعت
reading speed سرعت خواندن
flat out حداکثر سرعت
drift of a current سرعت جریان
rate of pouring سرعت ریزش
rate of current سرعت جریان
rate of reaction سرعت واکنش
reading rate سرعت خواندن
rate equation معادله سرعت
peculiar velocity سرعت خاص
basic speed سرعت اولیه
airspeed indicator سرعت نما
bit rate سرعت بیتی
liner velocity بردار سرعت
linear speed سرعت خطی
motor speed سرعت موتور
burst rate سرعت پشت سر هم
limiting speed سرعت محدود
light velocity سرعت نور
celerity سرعت فاز
celerity سرعت موج
change of speed تغییر سرعت
actual velocity سرعت واقعی
speed variation تغییر سرعت
rate of learning سرعت یادگیری
circular velocity سرعت دایرهای
moderate speed سرعت متعادل
angular speed سرعت زاویهای
angular velocity سرعت زاویهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com