Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 235 (21 milliseconds)
English
Persian
capitalised
سرمایه جمع کردن
capitalises
سرمایه جمع کردن
capitalising
سرمایه جمع کردن
capitalize
سرمایه جمع کردن
capitalized
سرمایه جمع کردن
capitalizes
سرمایه جمع کردن
capitalizing
سرمایه جمع کردن
Search result with all words
deposit
سرمایه گذاری کردن
deposits
سرمایه گذاری کردن
pool
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pools
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
fund
سرمایه گذاری کردن
funded
سرمایه گذاری کردن
invest
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invest
سرمایه گذاری کردن
invested
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invested
سرمایه گذاری کردن
investing
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
investing
سرمایه گذاری کردن
invests
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invests
سرمایه گذاری کردن
finance
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
capitalization
تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
deeping of capital
عمق پیدا کردن سرمایه
intensive cultivation
اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
over capitalised
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
overcapitalize
بیش از حد سرمایه گذاری کردن
recapitalize
سرمایه گذاری مجدد کردن
to overcapitalize a company
سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
To put money into somethings.
درکاری پول ریختن (سرمایه گذاری کردن )
to boondoggle
[American English]
پول و وقت تلف کردن
[برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
Other Matches
supply price of capital
قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
capital stock
سهام سرمایه سهامی که به عنوان سرمایه به شرکت اورده میشود
capital consumption allowance
کسر مصرف سرمایه مترادف با استهلاک سرمایه
liquidity trap
سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
disinvestment
سرمایه گذاری منفی سرمایه برداری
multiplier principle
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
financiers
سرمایه دار سرمایه گذار
financier
سرمایه دار سرمایه گذار
capital gain
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
residential investments
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
overcapitalization
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
desired investment
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
cooperative scorer
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
marginal utility of capital
مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
capital program
برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
registered capital
سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
cobb doglas production function
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
asset
سرمایه
funded
سرمایه
turn over
سرمایه
capital intensive
سرمایه بر
equity
سرمایه
equities
سرمایه
fund
سرمایه
capital
سرمایه
constant capital
سرمایه ثابت
consumer capital
سرمایه مصرفی
usance
سود سرمایه
liquid capital
سرمایه نقدی
capital movement
حرکت سرمایه
liquid capital
سرمایه راکد
invested
سرمایه گذاشتن
consolidated fund
سرمایه ذخیره
flight of capital
مهاجرت سرمایه
out flow of capital
خروج سرمایه
capital outflow
خروج سرمایه
investments
سرمایه گذاری
invested
سرمایه گذاری
unfunded
بدون سرمایه
capitalists
سرمایه گرای
capital flight
فرار سرمایه
capital augmenting
سرمایه افزا
capital asset
سرمایه ثابت
capital appropiation
تخصیص سرمایه
capital in cash
سرمایه نقدی
return of capital
بازده سرمایه
capital inflow
ورود سرمایه
capital agglomeration
تجمع سرمایه
capital accumulation
تراکم سرمایه
capital accumulation
انباشت سرمایه
return on capital
بازدهی سرمایه
capital account
حساب سرمایه
human capital
سرمایه انسانی
stocked
سهام سرمایه
capital building
سرمایه سازی
capital charges
هزینههای سرمایه
capital exports
صادرات سرمایه
capital formation
تشکیل سرمایه
capital depreciation
استهلاک سرمایه
capital fund
وجوه سرمایه
capital creation
ایجاد سرمایه
cost of capital
هزینه سرمایه
capital cost
هزینه سرمایه
capital consumption
مصرف سرمایه
capital consuming
سرمایه طلب
capital construction
ساختمان سرمایه
capital constraint
محدودیت سرمایه
capital coefficient
ضریب سرمایه
capital intensive
سرمایه طلب
stock
سهام سرمایه
capital intensive technique
فن تولید سرمایه بر
initial capital
سرمایه اولیه
opening capital
سرمایه اولیه
capital flow
جریان سرمایه
capital levy
مالیات بر سرمایه
capital flow
انتقال سرمایه
capitalism
سرمایه گرایی
invest
سرمایه گذاشتن
capitalism
سرمایه داری
capital liability
بدهی سرمایه
capital loss
زیان سرمایه
floating capital
سرمایه متحرک
capital market
بازار سرمایه
quantity of capital
مقدار سرمایه
fluid capital
سرمایه سیال
trust fund
سرمایه امانی
yield of capital
بازده سرمایه
working capacity
سرمایه جاری
working asset
سرمایه کار
financial capital
سرمایه مالی
real capital
سرمایه واقعی
invests
سرمایه گذاشتن
cash capital
سرمایه نقدی
invests
سرمایه گذاری
invest
سرمایه گذاری
widening of capital
گسترش سرمایه
fluid capital
سرمایه متحرک
capital reserve
ذخیره سرمایه
financing
سرمایه گذاری
capital stock
حجم سرمایه
accumulation of capital
تراکم سرمایه
accumulation of capital
انباشت سرمایه
investment
سرمایه گذاری
reserve fund
سرمایه احتیاطی
finances
سرمایه گذاری
funded
موجودی سرمایه
money capital
سرمایه پولی
working capital
سرمایه در گردش
fixed property
سرمایه ثابت
capital reserve
اندوخته سرمایه
investing
سرمایه گذاری
capital stock
موجودی سرمایه
investing
سرمایه گذاشتن
finance
سرمایه گذاری
financed
سرمایه گذاری
capital structure
ساخت سرمایه
disinvestment
اتلاف سرمایه
capital value
ارزش سرمایه
trading capital
سرمایه در گردش
joint stock
سرمایه مشترک
operating capital
سرمایه در گردش
nominal capital
سرمایه اسمی
an idel capital
سرمایه بیکار
equity investment
مشارکت در سرمایه
anti capitalist
ضد سرمایه داری
capital turnover
گردش سرمایه
enterprise
سرمایه گذاری
national capital
سرمایه ملی
disinvestment
کاهش سرمایه
capital structure
بنیان سرمایه
capitalization
سرمایه گذاری
capital theory
نظریه سرمایه
fixed capital
سرمایه ثابت
enterprises
سرمایه گذاری
capital transfers
انتقالات سرمایه
social capital
سرمایه اجتماعی
capital paid in
ذخیره سرمایه
intellectual capital
سرمایه فکری
capital gains
سود سرمایه
circulation capital
سرمایه در گردش
tycoons
سرمایه گذارمهم
capital tax
مالیات بر سرمایه
replacement capital
سرمایه جایگزینی
transfer of capital
انتقال سرمایه
investors
سرمایه گذار
replacement capital
سرمایه جانشینی
fund
موجودی سرمایه
tycoon
سرمایه گذارمهم
investor
سرمایه گذار
capitalists
سرمایه دار
circulating capital
سرمایه در جریان
flight of capital
فرار سرمایه
accumulated capital
سرمایه متراکم
bankroll
سرمایه بانک
capital requirement
نیاز سرمایه
capitalization
سرمایه سازی
physical capital
سرمایه فیزیکی
mobility of capital
تحرک سرمایه
capitalist
سرمایه گرای
capitalist
سرمایه دار
physical capital
سرمایه غیرپولی
circulating capital
سرمایه در گردش
capitalist countries
کشورهای سرمایه داری
capitalist system
نظام سرمایه داری
With my own capital .
با سرمایه شخصی خودم
capitalization
جمع مبلغ سرمایه
capitalist class
طبقه سرمایه دار
capital widening
افزایش سطحی سرمایه
capitalization
جمع اوری سرمایه
capital gain tax
مالیات بر سود سرمایه
capital transaction
داد و ستد سرمایه
capital job ratio
نسبت سرمایه به شغل
induced investment
سرمایه گذاری القائی
capital loss
کاهش ارزش سرمایه
capital labor ratio
نسبت سرمایه به کار
industrial investment
سرمایه گذاری صنعتی
ratio of capital to labor
نسبت سرمایه به کار
industrial capitalism
سرمایه داری صنعتی
capital investment
به کار انداختن سرمایه
capital recovery factor
ضریب برگشت سرمایه
capital outlay
ارزش سرمایه گذاری
capital output ratio
نسبت سرمایه به تولید
fixed investment
سرمایه گذاری ثابت
capital output ratio
ضریب سرمایه گذاری
capital paid in
سرمایه پرداخت شده
capital investment
سرمایه گذاری ثابت
replacement investment
سرمایه گذاری جانشینی
primary investment
سرمایه گذاری اولیه
gross investment
سرمایه گذاری ناخالص
capital saving technique
فن تولید سرمایه اندوز
payback period
دوره برگشت سرمایه
paid up capital
سرمایه پرداخت شده
paid in capital
سرمایه پرداخت شده
overinvestment
سرمایه گذاری بیش از حد
overhead investments
سرمایه گذاریهای عمومی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com