Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English
Persian
working capital
سرمایه در گردش
circulating capital
سرمایه در گردش
circulation capital
سرمایه در گردش
operating capital
سرمایه در گردش
trading capital
سرمایه در گردش
Search result with all words
capital turnover
گردش سرمایه
Other Matches
over capitalised
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
supply price of capital
قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
capital stock
سهام سرمایه سهامی که به عنوان سرمایه به شرکت اورده میشود
capital consumption allowance
کسر مصرف سرمایه مترادف با استهلاک سرمایه
liquidity trap
سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
disinvestment
سرمایه گذاری منفی سرمایه برداری
capitalization
تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
constant displacement pump
پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
multiplier principle
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
financier
سرمایه دار سرمایه گذار
financiers
سرمایه دار سرمایه گذار
capital gain
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
flowchart template
یک راهنمای پلاستیکی که حاوی بریده هایی از علائم گردش کار بوده و در تهیه یک نمودار گردش کار بکاربرده میشود
residential investments
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
equation of exchange
همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
desired investment
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
overcapitalization
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
cooperative scorer
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
registered capital
سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marginal utility of capital
مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
capital program
برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
cobb doglas production function
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
turn over
سرمایه
fund
سرمایه
funded
سرمایه
asset
سرمایه
capital
سرمایه
equities
سرمایه
equity
سرمایه
capital intensive
سرمایه بر
meandered
گردش
circumrotation
گردش
meandering
گردش
revolution
گردش
revolutions
گردش
meander
گردش
promenades
گردش
walking
گردش
water circulation
گردش اب
promenade
گردش
movement
گردش
excursions
گردش
excursion
گردش
operation
گردش
ambulation
گردش
race
گردش
rev
گردش
revs
گردش
revved
گردش
jaunts
گردش
nutation
گردش
twirl
گردش
twirled
گردش
twirling
گردش
twirls
گردش
maeander
گردش
run
گردش
cycles
گردش
left handed rotation
گردش به چپ
cycled
گردش
itineration
گردش
cycle
گردش
itineracy
گردش
flowine
خط گردش
flowline
خط گردش
races
گردش
jaunt
گردش
on the rove
در گردش
paseo
گردش
revving
گردش
hiking
گردش
hikes
گردش
hiked
گردش
hike
گردش
runs
گردش
traversing
گردش
traverses
گردش
traversed
گردش
traverse
گردش
stroll
گردش
strolled
گردش
strolls
گردش
counterclockwise rotation
گردش به چپ
rotation
گردش
raced
گردش
gyration
گردش
progressed
گردش
progress
گردش
periods
گردش
anticlockwise rotation
گردش به چپ
travels
گردش
turnover
گردش
progresses
گردش
progressing
گردش
turns
گردش
period
گردش
turn
گردش
traveled
گردش
travel
گردش
flows
گردش
flowed
گردش
flow
گردش
circuit
گردش
tripped
گردش
canters
گردش
cantering
گردش
cantered
گردش
canter
گردش
trip
گردش
circuits
گردش
trips
گردش
meanders
گردش
wresting
گردش
wrested
گردش
wrest
گردش
circulation
گردش
perambulation
گردش
gyrations
گردش
circulations
گردش
wrests
گردش
capital liability
بدهی سرمایه
enterprises
سرمایه گذاری
fluid capital
سرمایه سیال
capital loss
زیان سرمایه
investments
سرمایه گذاری
capitalization
سرمایه گذاری
capital levy
مالیات بر سرمایه
financial capital
سرمایه مالی
capital market
بازار سرمایه
fixed capital
سرمایه ثابت
capitalism
سرمایه داری
capital outflow
خروج سرمایه
flight of capital
مهاجرت سرمایه
fixed property
سرمایه ثابت
capitalism
سرمایه گرایی
capital intensive technique
فن تولید سرمایه بر
capital movement
حرکت سرمایه
capital intensive
سرمایه طلب
capital inflow
ورود سرمایه
flight of capital
فرار سرمایه
capital in cash
سرمایه نقدی
floating capital
سرمایه متحرک
investment
سرمایه گذاری
capital accumulation
انباشت سرمایه
capital reserve
ذخیره سرمایه
capitalization
سرمایه سازی
cash capital
سرمایه نقدی
capital appropiation
تخصیص سرمایه
accumulation of capital
انباشت سرمایه
accumulation of capital
تراکم سرمایه
capital augmenting
سرمایه افزا
accumulated capital
سرمایه متراکم
capital requirement
نیاز سرمایه
capital building
سرمایه سازی
capital charges
هزینههای سرمایه
circulating capital
سرمایه در جریان
capital agglomeration
تجمع سرمایه
an idel capital
سرمایه بیکار
capital account
حساب سرمایه
capital reserve
اندوخته سرمایه
capital stock
موجودی سرمایه
capital stock
حجم سرمایه
capital structure
ساخت سرمایه
bankroll
سرمایه بانک
capital structure
بنیان سرمایه
capital theory
نظریه سرمایه
capital transfers
انتقالات سرمایه
capital value
ارزش سرمایه
anti capitalist
ضد سرمایه داری
capital accumulation
تراکم سرمایه
capital coefficient
ضریب سرمایه
capital constraint
محدودیت سرمایه
trust fund
سرمایه امانی
out flow of capital
خروج سرمایه
capital exports
صادرات سرمایه
capital flight
فرار سرمایه
capital flow
جریان سرمایه
capital flow
انتقال سرمایه
capital formation
تشکیل سرمایه
disinvestment
اتلاف سرمایه
disinvestment
کاهش سرمایه
equity investment
مشارکت در سرمایه
capital fund
وجوه سرمایه
capital depreciation
استهلاک سرمایه
capital construction
ساختمان سرمایه
capital consuming
سرمایه طلب
capital consumption
مصرف سرمایه
consolidated fund
سرمایه ذخیره
constant capital
سرمایه ثابت
capital asset
سرمایه ثابت
capital cost
هزینه سرمایه
cost of capital
هزینه سرمایه
capital creation
ایجاد سرمایه
fluid capital
سرمایه متحرک
capital paid in
ذخیره سرمایه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com