Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
assemble capital stock
سرمایه پرداخت نشده
Other Matches
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
matte
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
unobligated
اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
paid up capital
سرمایه پرداخت شده
capital paid in
سرمایه پرداخت شده
paid in capital
سرمایه پرداخت شده
outstandingly
پرداخت نشده
outstanding
پرداخت نشده
unpaid
پرداخت نشده
unpolished
پرداخت نشده
unfinanced
مخارج پرداخت نشده
unobligated
هزینه پرداخت نشده
outstanding accounts
حسابهای پرداخت نشده
unliquidated obligation
تعهدات پرداخت نشده
unliquidated obligation
هزینههای پرداخت نشده
blank bill
براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
deferred liability
بدهیی که درسر رسید پرداخت نشده است
accrued interest
بهره ای که عاید شده ولی هنوز پرداخت نشده است
debt finance
افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
supply price of capital
قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
over capitalised
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
capital stock
سهام سرمایه سهامی که به عنوان سرمایه به شرکت اورده میشود
capital consumption allowance
کسر مصرف سرمایه مترادف با استهلاک سرمایه
liquidity trap
سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
disinvestment
سرمایه گذاری منفی سرمایه برداری
capitalization
تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
unpremediated
پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
multiplier principle
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
unresolved
تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unbroke
رام نشده سوقان گیری نشده
uncommitted
غیر متعهد نشده تعهد نشده
unbaoked
سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unpicked
نچیده گزین نشده انتخاب نشده
undisciplined
تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unborn
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
financier
سرمایه دار سرمایه گذار
financiers
سرمایه دار سرمایه گذار
capital gain
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
progress payment
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
interim financing
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
residential investments
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
inconsummate
تکمیل نشده انجام نشده
unsifted
الک نشده رسیدگی نشده
unsought
جستجو نشده کشف نشده
untried
امتحان نشده محاکمه نشده
unredeemed
جبران نشده سبک نشده
unasked
خواسته نشده پرسیده نشده
unset
جایگزین نشده جاانداخته نشده
irredenta
انجام نشده جبران نشده
undirected
رهبری نشده راهنمایی نشده
uncharged
محسوب نشده رسمامتهم نشده
usance
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
desired investment
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
overcapitalization
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
droppage
کسری پرداخت کسر پرداخت
fates
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fate
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
cooperative scorer
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
capital program
برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marginal utility of capital
مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
registered capital
سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
ransoms
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
incomplete
انجام نشده پر نشده
cobb doglas production function
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
claim for indemnification
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
subscribed
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
dividend warrant
چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
fund
سرمایه
asset
سرمایه
capital
سرمایه
equities
سرمایه
equity
سرمایه
capital intensive
سرمایه بر
turn over
سرمایه
funded
سرمایه
operating capital
سرمایه در گردش
invests
سرمایه گذاشتن
invests
سرمایه گذاری
liquid capital
سرمایه نقدی
nominal capital
سرمایه اسمی
anti capitalist
ضد سرمایه داری
investing
سرمایه گذاشتن
return of capital
بازده سرمایه
intellectual capital
سرمایه فکری
initial capital
سرمایه اولیه
investments
سرمایه گذاری
physical capital
سرمایه غیرپولی
trading capital
سرمایه در گردش
opening capital
سرمایه اولیه
investors
سرمایه گذار
physical capital
سرمایه فیزیکی
bankroll
سرمایه بانک
investor
سرمایه گذار
investing
سرمایه گذاری
an idel capital
سرمایه بیکار
real capital
سرمایه واقعی
usance
سود سرمایه
liquid capital
سرمایه راکد
national capital
سرمایه ملی
funded
موجودی سرمایه
capitalist
سرمایه دار
capitalist
سرمایه گرای
capitalists
سرمایه دار
capitalists
سرمایه گرای
money capital
سرمایه پولی
mobility of capital
تحرک سرمایه
tycoons
سرمایه گذارمهم
tycoon
سرمایه گذارمهم
trust fund
سرمایه امانی
stock
سهام سرمایه
stocked
سهام سرمایه
invested
سرمایه گذاشتن
invested
سرمایه گذاری
joint stock
سرمایه مشترک
invest
سرمایه گذاشتن
invest
سرمایه گذاری
unfunded
بدون سرمایه
yield of capital
بازده سرمایه
working capacity
سرمایه جاری
accumulation of capital
انباشت سرمایه
working capital
سرمایه در گردش
capital gains
سود سرمایه
quantity of capital
مقدار سرمایه
working asset
سرمایه کار
accumulation of capital
تراکم سرمایه
accumulated capital
سرمایه متراکم
widening of capital
گسترش سرمایه
fund
موجودی سرمایه
out flow of capital
خروج سرمایه
capitalization
سرمایه گذاری
capitalization
سرمایه سازی
transfer of capital
انتقال سرمایه
enterprises
سرمایه گذاری
enterprise
سرمایه گذاری
cash capital
سرمایه نقدی
fluid capital
سرمایه متحرک
fluid capital
سرمایه سیال
floating capital
سرمایه متحرک
flight of capital
مهاجرت سرمایه
flight of capital
فرار سرمایه
fixed property
سرمایه ثابت
capital value
ارزش سرمایه
capital turnover
گردش سرمایه
finances
سرمایه گذاری
financing
سرمایه گذاری
capital paid in
ذخیره سرمایه
capital requirement
نیاز سرمایه
capital reserve
ذخیره سرمایه
capital reserve
اندوخته سرمایه
capital stock
موجودی سرمایه
capital stock
حجم سرمایه
capital structure
ساخت سرمایه
capital structure
بنیان سرمایه
capital tax
مالیات بر سرمایه
capital theory
نظریه سرمایه
capital transfers
انتقالات سرمایه
circulating capital
سرمایه در جریان
circulating capital
سرمایه در گردش
disinvestment
کاهش سرمایه
disinvestment
اتلاف سرمایه
reserve fund
سرمایه احتیاطی
circulation capital
سرمایه در گردش
capital augmenting
سرمایه افزا
fixed capital
سرمایه ثابت
replacement capital
سرمایه جایگزینی
financial capital
سرمایه مالی
consolidated fund
سرمایه ذخیره
constant capital
سرمایه ثابت
consumer capital
سرمایه مصرفی
equity investment
مشارکت در سرمایه
social capital
سرمایه اجتماعی
replacement capital
سرمایه جانشینی
return on capital
بازدهی سرمایه
capital cost
هزینه سرمایه
cost of capital
هزینه سرمایه
capital creation
ایجاد سرمایه
capital depreciation
استهلاک سرمایه
capital exports
صادرات سرمایه
capital flight
فرار سرمایه
capital flow
جریان سرمایه
capital flow
انتقال سرمایه
capital formation
تشکیل سرمایه
capital fund
وجوه سرمایه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com