Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (16 milliseconds)
English
Persian
over investment
سرمایه گذاری بیش از حد
overinvestment
سرمایه گذاری بیش از حد
Search result with all words
deposit
سرمایه گذاری کردن
deposits
سرمایه گذاری کردن
outlay
مبلغ سرمایه گذاری شده خرج
pool
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pools
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
investiture
سرمایه گذاری دادن امتیاز
investitures
سرمایه گذاری دادن امتیاز
fund
سرمایه گذاری کردن
funded
سرمایه گذاری کردن
invest
سرمایه گذاری کردن
invest
سرمایه گذاری
invested
سرمایه گذاری کردن
invested
سرمایه گذاری
investing
سرمایه گذاری کردن
investing
سرمایه گذاری
invests
سرمایه گذاری کردن
invests
سرمایه گذاری
finance
سرمایه گذاری
financed
سرمایه گذاری
finances
سرمایه گذاری
financing
سرمایه گذاری
enterprise
سرمایه گذاری
enterprises
سرمایه گذاری
investment
سرمایه گذاری
investment
مبلغ سرمایه گذاری شده
investment
مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
investments
سرمایه گذاری
investments
مبلغ سرمایه گذاری شده
investments
مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
acceleration principle
براساس این اصل سرمایه گذاری متناسب است با تغییرات تولید که بارابطه زیر بیان می گردد : Y * A = I
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
actual investment
سرمایه گذاری واقعی
real investment
سرمایه گذاری واقعی
autonomous investment
سرمایه گذاری مستقل
capital investment
سرمایه گذاری ثابت
capital outlay
ارزش سرمایه گذاری
capital output ratio
ضریب سرمایه گذاری
capital program
برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
capitalization
سرمایه گذاری
capitalized value
درامد حاصله از سرمایه گذاری در یک سال
cooperative scorer
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
crowding out effect
نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
deeping of capital
پایه گذاری اساسی سرمایه
desired investment
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
disinvestment
سرمایه گذاری منفی سرمایه برداری
financial investment
سرمایه گذاری مالی
fixed investment
سرمایه گذاری ثابت
foreign investment
سرمایه گذاری خارجی
gross investment
سرمایه گذاری ناخالص
holding company
شرکت سرمایه گذاری درسهام
holding company
شرکت در سرمایه گذاری درسهام
induced investment
سرمایه گذاری القائی
induced investment
سرمایه گذاری که پاسخگوی تغییرات و تحولات درامد ملی باشد
industrial investment
سرمایه گذاری صنعتی
intended investment
سرمایه گذاری مورد انتظار
international investment
سرمایه گذاری بین المللی
investment banks
بانکهای سرمایه گذاری
investment cost
هزینه سرمایه گذاری
investment function
تابع سرمایه گذاری
investment in human capital
سرمایه گذاری در نیروی انسانی
investment institutions
موسسات سرمایه گذاری
investment mulliplier
ضریب سرمایه گذاری
investment multiplier
ضریب فزاینده سرمایه گذاری
investment opportunities
امکانات سرمایه گذاری
investment plan
برنامه سرمایه گذاری
joint adventure
سرمایه گذاری مشترک
joint venture
سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
joint venture
سرمایه گذاری مشترک
liquidity trap
سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
malinvestment
سرمایه گذاری نامناسب
margin efficiency of investment
بازده نهایی سرمایه گذاری
marginal efficiency of investment
کارائی نهائی سرمایه گذاری
marginal efficiency of investment schedu
نمودار کارائی نهائی سرمایه گذاری
marginal propensity to invest
میل نهائی به سرمایه گذاری
marginal return of investment
بازدهی نهائی سرمایه گذاری
multiplier principle
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
national investment
سرمایه گذاری ملی
net fixed investment
سرمایه گذاری ثابت خالص
net foreign investment
خالص سرمایه گذاری خارجی
net investment
سرمایه گذاری خالص
opportunity to invest
فرصت سرمایه گذاری
overcapitalization
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
overcapitalize
بیش از حد سرمایه گذاری کردن
planned investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی شده
plow back
عایدات حاصله از کسب وکاررا برای سرمایه گذاری مجددکنار گذاردن
primary investment
سرمایه گذاری اولیه
propensity to invest
گرایش به سرمایه گذاری
rate of investment
نرخ سرمایه گذاری
recapitalize
سرمایه گذاری مجدد کردن
reinvestment
سرمایه گذاری مجدد
replacement investment
سرمایه گذاری جانشینی
residential investments
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
share holding
سرمایه گذاری در سهام
social investment
سرمایه گذاری اجتماعی
submarginal land
زمین مطلقا" بی حاصل زمینی که چنان بی حاصل باشد که مخارج سرمایه گذاری و کارگر را نتواندجبران کند
supply price of capital
قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
useful life of an investment
عمر مفیع یک سرمایه گذاری
yield of invested capital
بازده سرمایه گذاری
Other Matches
don't put all your eggs in one basket
<idiom>
[تمام منابعت رو یک جا سرمایه گذاری نکن]
To put money into somethings.
درکاری پول ریختن (سرمایه گذاری کردن )
over capitalised
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
capital stock
سهام سرمایه سهامی که به عنوان سرمایه به شرکت اورده میشود
capital consumption allowance
کسر مصرف سرمایه مترادف با استهلاک سرمایه
capitalization
تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
financiers
سرمایه دار سرمایه گذار
financier
سرمایه دار سرمایه گذار
capital gain
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
registered capital
سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
marginal utility of capital
مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
punctuation marks
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
cobb doglas production function
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
public
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
fuze
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
funded
سرمایه
capital
سرمایه
fund
سرمایه
capital intensive
سرمایه بر
asset
سرمایه
equities
سرمایه
equity
سرمایه
turn over
سرمایه
equity investment
مشارکت در سرمایه
capital market
بازار سرمایه
capital outflow
خروج سرمایه
out flow of capital
خروج سرمایه
capital paid in
ذخیره سرمایه
disinvestment
اتلاف سرمایه
capital requirement
نیاز سرمایه
capital reserve
ذخیره سرمایه
capital movement
حرکت سرمایه
capital loss
زیان سرمایه
capitalism
سرمایه گرایی
capitalism
سرمایه داری
cash capital
سرمایه نقدی
capital levy
مالیات بر سرمایه
disinvestment
کاهش سرمایه
circulation capital
سرمایه در گردش
trust fund
سرمایه امانی
capital account
حساب سرمایه
capital reserve
اندوخته سرمایه
capital stock
موجودی سرمایه
capital stock
حجم سرمایه
liquid capital
سرمایه نقدی
liquid capital
سرمایه راکد
capital turnover
گردش سرمایه
constant capital
سرمایه ثابت
capital value
ارزش سرمایه
consumer capital
سرمایه مصرفی
an idel capital
سرمایه بیکار
anti capitalist
ضد سرمایه داری
capital transfers
انتقالات سرمایه
capital theory
نظریه سرمایه
consolidated fund
سرمایه ذخیره
capital structure
ساخت سرمایه
joint stock
سرمایه مشترک
capital liability
بدهی سرمایه
accumulated capital
سرمایه متراکم
accumulation of capital
تراکم سرمایه
accumulation of capital
انباشت سرمایه
bankroll
سرمایه بانک
capital tax
مالیات بر سرمایه
capitalization
سرمایه سازی
capital constraint
محدودیت سرمایه
circulating capital
سرمایه در گردش
capital flight
فرار سرمایه
capital flow
جریان سرمایه
capital augmenting
سرمایه افزا
capital flow
انتقال سرمایه
human capital
سرمایه انسانی
capital asset
سرمایه ثابت
capital building
سرمایه سازی
capital charges
هزینههای سرمایه
capital exports
صادرات سرمایه
capital construction
ساختمان سرمایه
capital consuming
سرمایه طلب
capital consumption
مصرف سرمایه
capital coefficient
ضریب سرمایه
capital cost
هزینه سرمایه
cost of capital
هزینه سرمایه
capital creation
ایجاد سرمایه
capital depreciation
استهلاک سرمایه
capital appropiation
تخصیص سرمایه
capital agglomeration
تجمع سرمایه
fluid capital
سرمایه متحرک
capital formation
تشکیل سرمایه
circulating capital
سرمایه در جریان
flight of capital
فرار سرمایه
fixed property
سرمایه ثابت
capital accumulation
انباشت سرمایه
capital intensive technique
فن تولید سرمایه بر
fixed capital
سرمایه ثابت
flight of capital
مهاجرت سرمایه
intellectual capital
سرمایه فکری
capital intensive
سرمایه طلب
capital fund
وجوه سرمایه
fluid capital
سرمایه سیال
capital in cash
سرمایه نقدی
capital accumulation
تراکم سرمایه
capital inflow
ورود سرمایه
floating capital
سرمایه متحرک
initial capital
سرمایه اولیه
opening capital
سرمایه اولیه
financial capital
سرمایه مالی
replacement capital
سرمایه جانشینی
yield of capital
بازده سرمایه
working asset
سرمایه کار
widening of capital
گسترش سرمایه
physical capital
سرمایه فیزیکی
physical capital
سرمایه غیرپولی
usance
سود سرمایه
unfunded
بدون سرمایه
transfer of capital
انتقال سرمایه
working capital
سرمایه در گردش
working capacity
سرمایه جاری
nominal capital
سرمایه اسمی
operating capital
سرمایه در گردش
trading capital
سرمایه در گردش
investor
سرمایه گذار
investors
سرمایه گذار
stocked
سهام سرمایه
stock
سهام سرمایه
capitalist
سرمایه دار
real capital
سرمایه واقعی
capitalist
سرمایه گرای
replacement capital
سرمایه جایگزینی
capitalists
سرمایه گرای
capitalists
سرمایه دار
quantity of capital
مقدار سرمایه
capital structure
بنیان سرمایه
capital gains
سود سرمایه
social capital
سرمایه اجتماعی
tycoons
سرمایه گذارمهم
return on capital
بازدهی سرمایه
return of capital
بازده سرمایه
tycoon
سرمایه گذارمهم
national capital
سرمایه ملی
invest
سرمایه گذاشتن
invested
سرمایه گذاشتن
investing
سرمایه گذاشتن
invests
سرمایه گذاشتن
mobility of capital
تحرک سرمایه
fund
موجودی سرمایه
money capital
سرمایه پولی
funded
موجودی سرمایه
reserve fund
سرمایه احتیاطی
capital saving technique
فن تولید سرمایه اندوز
deposit fund account
اعتبار تشکیل سرمایه
capital output ratio
نسبت سرمایه به تولید
deposit collection
جمع اوری سرمایه
black capitalism
سرمایه داری سیاه
capital recovery factor
ضریب برگشت سرمایه
deposit fund account
حساب تشکیل سرمایه
capitalization
جمع مبلغ سرمایه
capitalist system
نظام سرمایه داری
capitalist countries
کشورهای سرمایه داری
capitalization
جمع اوری سرمایه
capitalist class
طبقه سرمایه دار
eft
انتقال الکترونیکی سرمایه
capital widening
افزایش سطحی سرمایه
domestic capital formation
تشکیل سرمایه داخلی
With my own capital .
با سرمایه شخصی خودم
capital paid in
سرمایه پرداخت شده
capital transaction
داد و ستد سرمایه
declared capital
سرمایه اعلام شده
advanced capitalism
سرمایه داری پیشرفته
capital labor ratio
نسبت سرمایه به کار
capital job ratio
نسبت سرمایه به شغل
capital investment
به کار انداختن سرمایه
capital gain tax
مالیات بر سود سرمایه
capital deepening
افزایش عمقی سرمایه
write off capital
مستهلک شدن سرمایه
capital employed
سرمایه مورد استفاده
sleeping partners
شریک سرمایه رسان
capital budgeting
بودجه بندی سرمایه
capital bonus
سود حاصل از سرمایه
venture capital
سرمایه مخاطره امیز
silent partner
شریک سرمایه رسان
assemble capital stock
سرمایه پرداخت نشده
capital gains
افزایش ارزش سرمایه زش
capital gains
اضافه ارزش سرمایه
sleeping partner
شریک سرمایه رسان
capital loss
کاهش ارزش سرمایه
to i. one's capital in stock
سرمایه حودرادرسهام گذاشتن
borrowed capital
سرمایه استقراض شده
ratio of capital to labor
نسبت سرمایه به کار
capital apprecation
افزایش ارزش سرمایه
mixed capitalism
سرمایه داری مختلط
paid up capital
سرمایه پرداخت شده
payback period
دوره برگشت سرمایه
payoff period
دوره بازگشت سرمایه
payout period
دوره بازگشت سرمایه
precapitalism
پیش از سرمایه داری
precapitalism
ماقبل سرمایه داری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com