English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (4 milliseconds)
English Persian
one aircraft was shot down سرنگون گردید
Other Matches
versailles treaty گردید
the secret will open to me خواهد گردید
he was put to flight مجبوربفرار گردید
he was ordered to europe او باروپاگسیل گردید
kaldor criterion مطرح گردید
he set out for the village سوی ده رهسپار گردید
i am in receipt of your letter نامه شما واصل گردید
it came to my knowledge من ازان اگاهی یافتم مرامعلوم گردید
the bill defined his powers حدود اختیارات وی دران لایحه معلوم گردید
pandours or doors امنیه وحشی درنده خو که درسال 1471 تشکیل شد وچندی پس از ان جز ارتش اطریش گردید
crown imperial گل سرنگون
fritillaria گل سرنگون
fritillary گل سرنگون
overthrowing سرنگون کردن
nosediving سرنگون شدن
verthrow سرنگون سازی
nosedive سرنگون شدن
unseated سرنگون کردن
nosedived سرنگون شدن
nosedives سرنگون شدن
overthrows سرنگون کردن
crash قفل سرنگون
crashed قفل سرنگون
crashes قفل سرنگون
crashing قفل سرنگون
crashingly قفل سرنگون
unseat سرنگون کردن
unseating سرنگون کردن
overthrown سرنگون کردن
unseats سرنگون کردن
overthrow سرنگون کردن
overthrew سرنگون کردن
plummet نازل شدن سرنگون وارافتادن
plummeted نازل شدن سرنگون وارافتادن
plummeting نازل شدن سرنگون وارافتادن
plummets نازل شدن سرنگون وارافتادن
overset برهم زدن سرنگون کردن
subversion سرنگون کردن حکومت سیستم براندازی
high leg attack and shoulder control زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
overtumble سرنگون کردن منقرض کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com