English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
plainsong سرودمناجاتی و بدون موسیقی
Other Matches
unvocal بدون موسیقی
play by ear <idiom> توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
to sight-read something از روی ورقه [نت موسیقی] آلت موسیقی بازی کردن
melody مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
melodies مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
MIDI Mapper برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
musicom یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
MIDI file فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
treble staff موسیقی
ear for music موسیقی
treble clef موسیقی
ragtime در موسیقی
music موسیقی
instructor of music مشاق موسیقی
discos موسیقی دیسکو
opus قطعه موسیقی
opuses قطعه موسیقی
concerto قطعه موسیقی
concertos قطعه موسیقی
musician موسیقی دان
musicians موسیقی دان
forte موسیقی بلند
subdominant نت چهارم موسیقی
pricks نقطه نت موسیقی
beats ضربت موسیقی
beat ضربت موسیقی
background sound موسیقی متن
background music موسیقی متن
ambient music موسیقی متن
play music موسیقی ساختن
ambient music موسیقی پس زمینه
fa چهارمین نت موسیقی
euterpe الهه موسیقی
electronic music موسیقی الکترونیکی
devotion to music دلبستگی به موسیقی
computer music موسیقی کامپیوتری
background sound موسیقی پس زمینه
background music موسیقی پس زمینه
make music موسیقی ساختن
boogies موسیقی راک
boogies موسیقی بوگی
chamber music موسیقی مجلسی
disco موسیقی دیسکو
prick نقطه نت موسیقی
pricked نقطه نت موسیقی
pricking نقطه نت موسیقی
boogieing موسیقی بوگی
boleros موسیقی بولرو
boogie موسیقی راک
boogie موسیقی بوگی
boogied موسیقی راک
boogied موسیقی بوگی
boogieing موسیقی راک
quire گروه کر [موسیقی]
fortes موسیقی بلند
ragtime موسیقی ضربی
music therapy موسیقی درمانی
music hall سالن موسیقی
music halls سالن موسیقی
musical ability توانش موسیقی
musical language زبان موسیقی
musicology موسیقی شناسی
musicality برابری با موسیقی
musicality ذوق موسیقی
musicalness برابری با موسیقی
musicalness ذوق موسیقی
musical instrument الت موسیقی
instrumentally با الت موسیقی
noteless غیر موسیقی
musical instruments الت موسیقی
philharmonic عاشق موسیقی
music synthesizer ایجادکننده موسیقی
jazz موسیقی جاز
carillon زنگهای موسیقی
notes نت موسیقی نوشتن
noting نت موسیقی نوشتن
note نت موسیقی نوشتن
carillons زنگهای موسیقی
musicologist موسیقی شناس
talent for musics استعداد یا ذوق موسیقی
to harp چنگ زدن [موسیقی]
melodies صدای موسیقی نوا
to play [the] harp چنگ زدن [موسیقی]
timpani کوسها [ساز موسیقی]
kettledrums کوسها [ساز موسیقی]
kettledrums دهل ها [ساز موسیقی]
duet قطعه موسیقی یا اوازدونفری
duets قطعه موسیقی یا اوازدونفری
timpani دهل ها [ساز موسیقی]
timpano کوس [ساز موسیقی]
kettledrums تیمپانی ها [ساز موسیقی]
timpani تیمپانی ها [ساز موسیقی]
banstand محل دستهء موسیقی
melody صدای موسیقی نوا
marches موسیقی نظامی یا مارش
marched موسیقی نظامی یا مارش
march موسیقی نظامی یا مارش
percussion instrument الات موسیقی ضربی
lyrical غزلی موسیقی یا شعربزمی
etude قطعهء موسیقی کوتاه
euphonium یکجورالت موسیقی بادی
medleys قطعه موسیقی مختلط
glockenspiel نوعی الت موسیقی
medley قطعه موسیقی مختلط
gavotte موسیقی این رقص
gavote موسیقی این رقص
tin pan alley جماعت موسیقی دانان
immusical خارج ازقواعد موسیقی
postlude قطعه موسیقی پایان
bandsmen عضو دستهء موسیقی
bandsman عضو دستهء موسیقی
dulcet نوعی الت موسیقی
castanet یک نوع الت موسیقی
reed الت موسیقی بادی
soundtrack موسیقی ضبط شده
duos اواز یا موسیقی دونفری
duo اواز یا موسیقی دونفری
symphony قطعه طولانی موسیقی
symphonies قطعه طولانی موسیقی
marching موسیقی نظامی یا مارش
notes اهنگ صدا نت موسیقی
octaves نتهای هشتگانه موسیقی
intermezzo قطعه موسیقی کوتاه
stroke [guitar] زدن [گیتار] [موسیقی]
note اهنگ صدا نت موسیقی
soul music موسیقی مذهبی سیاهپوستان
serenaded قطعه موسیقی عاشقانه
plays الت موسیقی نواختن
octave نتهای هشتگانه موسیقی
anvil سندان [آلت موسیقی]
noting اهنگ صدا نت موسیقی
band دستهء موسیقی اتحاد
bands دستهء موسیقی اتحاد
serenading قطعه موسیقی عاشقانه
serenades قطعه موسیقی عاشقانه
serenade قطعه موسیقی عاشقانه
wind instruments الات موسیقی بادی
wind instrument الات موسیقی بادی
Beautiful music ( weather ) . موسیقی ( هوای ) قشنگ
soundtracks موسیقی ضبط شده
playing الت موسیقی نواختن
tablature نوعی علائم موسیقی
chiming ترتیب زنگهای موسیقی
chimes ترتیب زنگهای موسیقی
chimed ترتیب زنگهای موسیقی
chime ترتیب زنگهای موسیقی
musically مطابق اصول موسیقی
timpano دهل [ساز موسیقی]
played الت موسیقی نواختن
play الت موسیقی نواختن
cithara یکنوع الت موسیقی قدیمی
saxophones نوعی الت موسیقی بادی
go-go وابسته به رقصگر موسیقی راک
preattunement کوک از قبل [آلت موسیقی]
harmonica الت موسیقی شبیه سنتور
fugues نوعی الت بادی موسیقی
offbeat قطعه موسیقی ناهماهنگ مغایر
phrasing ترتیب بندی قطعات موسیقی
go-go وابسته به رقص با موسیقی راک
fugue نوعی الت بادی موسیقی
accent mark یکی از علائم تکیه در موسیقی
saxophone نوعی الت موسیقی بادی
He is a mediocre musician . موسیقی دان پرمایه یی نیست
glee ساز و نواز اسباب موسیقی
rhapsodies قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
rhapsody قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
harmonicas الت موسیقی شبیه سنتور
masque نمایش توام با موسیقی ورقص
orpheus ارفیوس موسیقی دادن و شاعر
midi میانجی رقمی الات موسیقی
combo دسته کوچک موسیقی جاز
nocturne قطعه موسیقی دل انگیزو رویایی
nocturnes قطعه موسیقی دل انگیزو رویایی
reed organ یکنوع الت موسیقی بادی
musical instrument digital interface میانجی رقمی الات موسیقی
combos دسته کوچک موسیقی جاز
sext یک ششم نوعی الت موسیقی
range of music حدود یا میدان علم موسیقی
tone-deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
composer آهنگ ساز [بیشتر موسیقی کلاسیک]
celesta نوعی الت موسیقی شبیه پیانو
high fidelity music reproducing system سیستم بازیابی موسیقی باکیفیت عالی
set piece قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
tone deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
ballet اسکی همراه با موسیقی وحرکات اکروباتیک
ballets اسکی همراه با موسیقی وحرکات اکروباتیک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com