English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
kick serve سرویس پیچشی
Other Matches
broadband ISDN سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
letting سرویس خطا سرویس بد
lets سرویس خطا سرویس بد
let سرویس خطا سرویس بد
lob serve سرویس قوسدار بلند سرویس هوایی قوسدار
fault خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faults خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
curved design پیچشی
torque گشتاور پیچشی
torisonal strain فشار پیچشی
coil spring فنر پیچشی
torsional vibration ارتعاش پیچشی
twistor حافظه پیچشی
coriolis اثر پیچشی
chopped ضربه پیچشی
chop ضربه پیچشی
torque لنگر پیچشی
torsion spring فنر پیچشی
torsional angle زاویه پیچشی
torsional modulus مدول پیچشی
torsional ballance بالانس پیچشی
torsional force نیروی پیچشی
torsional instability ناپایداری پیچشی
torsional load بار پیچشی
torsional moment گشتاور پیچشی
torsional resistance مقاومت پیچشی
torsional stress تنش پیچشی
torsion balance ترازوی پیچشی
torsional strain فشار پیچشی
torsional vibration نوسان پیچشی
modulus of torsion مدول پیچشی
front strain کرنش پیچشی
torsional strength استحکام پیچشی
no load torque گشتاور پیچشی بی باری
torque نیروی پیچشی گشتاوری
torsion dynamometer توان سنج پیچشی
torque converter مبدل گشتاور پیچشی
torsional fatigue strength استحکام فرسودگی پیچشی
running torque گشتاور پیچشی حرکت
synchronizing torque گشتاور پیچشی همزمان
stalling torque گشتاور پیچشی ناتوان
drop worm shaft محور پیچشی سقوطی
driving torque گشتاور پیچشی گرداننده
torsion bar بار پیچشی اهرم تعلیق
starting torque گشتاور پیچشی راه انداز
torque regulator تنظیم کننده گشتاور پیچشی
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
compound bending خمشی که دران لنگر پیچشی صفر بوده وتنشهای عمودی کششی وفشاری فاهر میشوند
contra rotating دو یا چند ملخ یا شفت که درخلاف جهت هم روی محورمشترکی میچرخند و بدین ترتیب مانع اثر نیروهای پیچشی میشوند
serviced سرویس
in- خط سرویس
service line خط سرویس
in خط سرویس
service سرویس
service dog سگ سرویس
after sales service سرویس
assistance dog سگ سرویس
medical response dog سگ سرویس
centermark خط سرویس
backcourt پشت خط سرویس
service echelon ردههای سرویس
service area منطقه سرویس
telephone service سرویس تلفن
let سرویس خطا
american twist سرویس چرخشی
letting سرویس خطا
side out خطای سرویس
lubritorium چاله سرویس
sevice kick ضربه سرویس
information service سرویس اطلاعاتی
service over خطای سرویس
hand out خطای سرویس
half court زمین سرویس
short service line خط سرویس کوتاه
cooking set سرویس پخت و پز
service stairs پلکان سرویس
after sales service سرویس خدماتی
aditional service سرویس اضافی
air line سرویس هوایی
windmill service سرویس چکشی
cannon balls سرویس چکشی
cannon ball سرویس چکشی
ace امتیاز سرویس
aces امتیاز سرویس
lets سرویس خطا
truckline سرویس باربری
underhand service سرویس ساده
service بنگاه سرویس
service سرویس کردن
serviced بنگاه سرویس
serviced سرویس کردن
duplicate service سرویس خدماتی دوبله
dow jones/retrieval service سرویس خبری دو جونز
field service پشتیبانی سرویس رزمی
servicing سرویس کردن خودروها
hand in سمت زمین سرویس
hook service سرویس برگردان والیبال
in side سمت سرویس زمین
service ace امتیاز سرویس تنیس
railroad service سرویس راه اهن
out- دریافت کننده سرویس
out of hand serve سرویس پایین دست
on line information service سرویس اطلاعاتی مستقیم
odd court زمین سرویس سمت چپ
left court زمین سرویس سمت چپ
interrupt serrice routine روال سرویس وقفه
intelligent building [ساختمانی با سرویس هوشمند]
service court محل فرود سرویس
side out خراب کردن سرویس
customer service technician تکنسین سرویس مشتری
out- نوبت سرویس اسکواش
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
change of service تعویض سرویس والیبال
out دریافت کننده سرویس
outed نوبت سرویس اسکواش
out نوبت سرویس اسکواش
bibliographic retrieval service سرویس بازیابی کتابشناسی
back boundary line محوطه پشت خط سرویس
outed دریافت کننده سرویس
tea set سرویس چای خوری
tea sets سرویس چای خوری
tea service سرویس چای خوری
tea services سرویس چای خوری
cumpuserve سرویس اطلاعاتی کامپیوتر
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
communications server سرویس دهنده مخابراتی
wide area telephone service سرویس تلفنی گسترده
service court محل فرود سرویس اسکواش
no-man's land منطقه بین خط سرویس و خط پایانی
right court زمین سرویس سمت راست
replenish سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
replenished سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
ad court زمین سرویس سمت چپ تنیس
supplied تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
replenishing سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
army service area منطقه سرویس نیروی زمینی
front court محوطه جلو خط سرویس اسکواش
supplying تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
half court قسمت سرویس زمین تنیس
hand in سمت زمین سرویس اسکواش
supply تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
hand out خراب کردن سرویس اسکواش
hand out حریف دریافت کننده سرویس
replenishes سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
in side سمت سرویس زمین اسکواش
Service Included سرویس حساب شده است.
Is service included? آیا سرویس حساب شده است؟
down خطای سرویس توپ خارج از بازی
self service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
self-service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
prestel سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان
deuce court زمین سرویس سمت راست تنیس
service line حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
ten year device وسیله ای که هر ده سال یک بار احتیاج به سرویس دارد
replacement service سرویس جایگزین رفت و آمد [حمل و نقل]
travel agent بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
travel agents بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
America Online بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
replacement bus service سرویس جایگزین رفت و آمد [حمل و نقل]
rosette border حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
thirds شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
toss a coin for choice of service of cou شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
principal قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
third شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
principals قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
serviced توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
service توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
bundling دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundles دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundle دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
throw باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
throws باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
throwing باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
bay یک بخش برای کار ویژه [مانند سرویس یا انبار یا هواپیما وغیره]
telesoftware نرم افزاری که سرویس را از داده تصویری یا متن راه دور می گیرد
name کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
dial up service سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
dialup سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
names کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
teleinformatic services هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
voice سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voicing سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
floater هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
voices سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
public سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
host computer کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
host computers کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
heaps مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heaping مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heap مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
Afshan [all-over pattern] طرح افشان [با حالت های پیچشی و یا زوایای هندسی و ترکیبی از گل ها و شکوفه ها که نشان دهنده و عدم محدودیت در طرح است. گاه با طرح های دیگر مثل میناخانی، بوته، هراتی، بندی و گل و بته ترکیب می شود]
priorities ترتبی که وسایل جانبی مختلف که سیگنال وقفه فرستاده اند ,سرویس می گیرند , طبق اهمیت ضروریت آنها.
priority ترتبی که وسایل جانبی مختلف که سیگنال وقفه فرستاده اند ,سرویس می گیرند , طبق اهمیت ضروریت آنها.
multidrop line پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
controlled airspace قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
to make a complaint [about] شکایت کردن [درباره] [مثال: ناراضی بودن درباره کالا یا سرویس]
subscribing افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribe افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribed افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com