English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (6 milliseconds)
English Persian
alegar سرکه ابجو
Other Matches
lager ابجو نارس ابجو کم الکل
lagers ابجو نارس ابجو کم الکل
acetum سرکه
pickles سرکه
vinegar سرکه
pickle سرکه
french mustard خردل با سرکه
eelworm کرم سرکه
acetobacter بچه سرکه
actification سرکه ریزی
acetobacter مخمر سرکه
vinaigrette بطری سرکه
acetic acid جوهر سرکه
vinegar plant بچه سرکه
acetimeter سرکه سنج
acetometer سرکه سنج
actification تبدیل به سرکه
acetimetry سرکه سنجی
beers ابجو
beer ابجو
hopped ابجو
hopping ابجو
hops ابجو
gill ابجو
ale ابجو
hop ابجو
acetify تبدیل به سرکه کردن
rose vinegar خیسانده گل سرخ در سرکه
acetification جوهر سرکه سازی
acetic سرکه مانند ترش
aromatic vinegar محلول سرکه و کافور
acetate نمک جوهر سرکه
wort مخمر ابجو
alewife زن ابجو فروش
kilderkin پیمانه ابجو
brewer's yeast مایه ابجو
beery مست ابجو
beer money پول ابجو
barm مایه ابجو
beers ابجو نوشیدن
brewing ابجو سازی
ale ابجو انگلیسی
stout نوعی ابجو
stouter نوعی ابجو
stoutest نوعی ابجو
lager ابجو دیر رس
beer ابجو نوشیدن
lagers ابجو دیر رس
castor :تنگ کوچک ادویه یا سرکه
caster تنگ کوچک ادویه یا سرکه
casters :تنگ کوچک ادویه یا سرکه
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
castors :تنگ کوچک ادویه یا سرکه
acetanion انیون 2O3H2C جوهر سرکه
acetated باجوهر سرکه ترکیب شده
pharaoh نوعی ابجو قوی
pharaohs نوعی ابجو قوی
kvass ابجو کم الکل روسی
malty خو گرفته به ابجو خوری
small ale ابجو ابکی وارزان
swipes ابجو بد وکم مایه
porterhouse ابجو واغذیه فروشی
pot house ابجو فروشی خرابات
half and half نوعی ابجو انگلیسی
beery مانند ابجو ابجودار
porter حمل کردن ابجو
MalT مالت ابجو ساختن
porters حمل کردن ابجو
bakers yeast نوعی مخمر ابجو
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
vinaigrette سس دارای سرکه و روغن زیتون و ادویه
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
sauerkraut کلم رنده شده واب پز با سرکه
purl ابجو دارای ادویه معطر
small beer ابجو پست وکم الکل
purled ابجو دارای ادویه معطر
purls ابجو دارای ادویه معطر
purling ابجو دارای ادویه معطر
wassail ابجو یاشراب مخلوط با ادویه وشکر
stein لیوان دسته دار ابجو خوری
swats ابجو تازه انگلیسی مشروب الکلی
to pickle a person's back پشت کسیراپس از شلاق زدن نمک و سرکه مالیدن
malt liquor مشروبی شبیه ابجو که بامالت تخمیر میشود
marinade اب نمک که سرکه وشراب وادویه بان زده وگوشت ماهی را دران می خوابانند
marinaded اب نمک که سرکه وشراب وادویه بان زده وگوشت ماهی را دران می خوابانند
marinades اب نمک که سرکه وشراب وادویه بان زده وگوشت ماهی را دران می خوابانند
marinading اب نمک که سرکه وشراب وادویه بان زده وگوشت ماهی را دران می خوابانند
acetolysis تجزیهء جسمی در اثراضافه شدن جوهر سرکه حالت استیله و هیدرولیز پیداکردن در ان واحد
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com