English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (4 milliseconds)
English Persian
rove سرگردانی و بی هدفی
roved سرگردانی و بی هدفی
roves سرگردانی و بی هدفی
Other Matches
wanderings سرگردانی
roamed سرگردانی
roaming سرگردانی
roams سرگردانی
wandering سرگردانی
divagation سرگردانی
roam سرگردانی
quandaries سرگردانی
quandary سرگردانی
aura cursoria سرگردانی پیش صرعی
flanerie بی هدفی
ramble پریشانی بی هدفی
whereto بچه هدفی
whereunto بچه هدفی
rambled پریشانی بی هدفی
rambles پریشانی بی هدفی
targeted هدفی که می خواهید به آن برسید
targetting هدفی که می خواهید به آن برسید
targetted هدفی که می خواهید به آن برسید
targets هدفی که می خواهید به آن برسید
target هدفی که می خواهید به آن برسید
targeting هدفی که می خواهید به آن برسید
opportunity target هدفی که غیرمنتظره فاهر میشود
goal گل زدن هدفی در پیش داشتن
goals گل زدن هدفی در پیش داشتن
to have connections رابطه داشتن [با مردم برای هدفی]
to make friends [to make connections] رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
fleeting target هدف متحرک و زودگذر هدفی که با سرعت حرکت میکند
Method to my madness <idiom> هدفی که شخصی دارد هر چند دیوانه وار به نظر برسد
crossing target هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com