English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 261 (13 milliseconds)
English Persian
spare ribs سر دنده
Search result with all words
rougher دنده دنده کننده
rack چرخ دنده دار
racked چرخ دنده دار
racks چرخ دنده دار
wracked چرخ دنده دار
wracks چرخ دنده دار
reverse gear دنده معکوس
reverse gears دنده معکوس
sheath تیزی دنده
sheaths تیزی دنده
ratchet ضامن چرخ دنده
ratchets ضامن چرخ دنده
ratchets اچار جغجغهای دنده جغجغهای
ribbed دنده دار
grooved دنده دار
drive دنده
drives دنده
timber دنده عرضی
camshaft میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
camshafts میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
slat دنده ها
slats دنده ها
clobber خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbering خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbers خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
strict یک دنده
stricter یک دنده
strictest یک دنده
pinion چرخ دنده جناحی
pinion جرخ دنده
pinion دنده هرزه گرد
pinion دنده پینیون دنده لایتناهی
pinioning چرخ دنده جناحی
pinioning جرخ دنده
pinioning دنده هرزه گرد
pinioning دنده پینیون دنده لایتناهی
pinions چرخ دنده جناحی
pinions جرخ دنده
pinions دنده هرزه گرد
pinions دنده پینیون دنده لایتناهی
gearshift میله دنده
gearshift دنده عوض کن
gearshifts میله دنده
gearshifts دنده عوض کن
frame قاب زهوار دور دنده عرضی نرده
frame دنده عرضی
stave دنده بشکه
hob فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
hobs فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
rib دنده
rib تکه گوشت دنده دار
rib دنده دار کردن
rib گوشت دنده
rib هرچیز شبیه دنده
rib دنده میله
cog دنده چرخ
cogs دنده چرخ
thread دنده دار کردن مارپیچ
thread دنده پیچ
threads دنده دار کردن مارپیچ
threads دنده پیچ
transmission جعبه دنده
transmissions جعبه دنده
longitudinal دنده طولی
gear دنده
gear چرخ دنده
gear مجموع چرخهای دنده دار
gear پوشش دنده دار
gear جعبه دنده
geared دنده
geared چرخ دنده
geared مجموع چرخهای دنده دار
geared پوشش دنده دار
geared جعبه دنده
gears دنده
gears چرخ دنده
gears مجموع چرخهای دنده دار
gears پوشش دنده دار
gears جعبه دنده
gearbox جعبه دنده
gearboxes جعبه دنده
gearing جعبه دنده
nut چرخ دنده ساعت
adjustable split die وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
aircraft arresting gear جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
automatic hobbing machine ماشین فرز چرخ دنده مارپیچی خودکار
back gear یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
back gear shaft محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
base pitch فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
bendix دنده بندیکس
bendix دنده استارت
bevel gear دنده مورب
bevel gear دنده کرامویل
bevel gear چرخ دنده مخروطی
bevel gear drive جعبه دنده مخروطی
bevel gear generator ماشین رنده چرخ دنده مخروطی
bevel gearing گیربکس دنده مخروطی
boring bit چرخ دنده داخل گرد
cogwheel چرخ دنده
Other Matches
ungear از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
spur gear دنده مهمیزی دنده خاردار
epicyclic transmission یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
sprocket دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
costa دنده
dependum ته دنده
hard-nosed یک دنده
geap دنده
gear level دسته دنده
gear cutter دنده تراش
shifting lever دسته دنده
gear case جعبه دنده
planetary gear دنده خورشیدی
pinwheel چرخ دنده
jackshaft دنده عقب
jackshaft دنده دو در اتومبیل
low gear دنده کندکن
gear wheel چرخ دنده
cramwheel دنده مخروطی
worm gear دنده مورب
worm gear دنده مارپیچی
cramwheel دنده کرامویل
high speed دنده سریع
steering gear دنده سکان
dependum angle زاویه ته دنده
spareribs گوشت دنده
drive mechanism جعبه دنده
steering gear دنده فرمان
french chop گوشت دنده
spur gear دنده ملخی
sprocket دنده زنجیر
toothed wheel چرخ دنده
wheelwork چرخ دنده
gear box جعبه دنده
laticostate دنده پهن
transmission case جعبه دنده
top radius گردی سر دنده
external thread دنده خارجی
gear wheels چرخ دنده ها
ratchet دنده جغجغه ای
stick shift دسته دنده
cross-rib دنده ی قوس
cogged wheel چرخ دنده
cog wheel چرخ دنده
gearwheels چرخ دنده ها
cogwheels چرخ دنده ها
cog wheels چرخ دنده ها
cogged wheels چرخ دنده ها
gearwheel چرخ دنده
cog [cogwheel] چرخ دنده
chop گوشت دنده
planetary gear چرخ دنده سیارهای
precostal واقع در پیش دنده ها
quick change gearbox جعبه دنده نورتون
pull gear چرخ دنده بالابر
hoisting gear چرخ دنده بالابر
rachet ضامن چرخ دنده
planetary gear جعبه دنده خورشیدی
get up on the wrong side of the bed <idiom> از دنده چپ بلند شدن
worm wheel چرخ دنده حلزونی
inside thread دنده داخلی قلاویز
it serves him right دنده اش هم نرم شود
pair of gears زوج چرخ دنده
spare ribs گوشت دنده با استخوان
magnetic gear shift دسته دنده مغناطیسی
reduction gear چرخ دنده کاهنده
riblet انتهای دنده گوسفند
gear shift دسته دنده اتومبیل
transmission gear چرخ دنده انتقال
tumble gear چرخ دنده واسطه
cross-springer [دنده اریب در طاق]
step up gear چرخ دنده افزاینده
sun gear چرخ دنده خورشیدی
tricostate سه دندهای دارای سه دنده
transmission oil روغن جعبه دنده
gear lever دسته دنده اتومبیل
starter gear ring چرخ دنده استارتر
sawtooth wave موج دنده ارهای
gear box جعبه دنده گیرباکس
short ribs گوشت با استخوان دنده
worm wheel دنده کرمی شکل
steering gear جعبه دنده فرمان
worm gear چرخ دنده حلزونی
gear stick دسته دنده اتومبیل
transmission grease گریس جعبه دنده
four gear drive گیربکس چهار دنده
crown gear چرخ دنده محدب
gear assembly مجموعه چرخ دنده ها
gear case پوسته جعبه دنده
gear change box جعبه تعویض دنده
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
eight speed gear drive گیربکس هشت دنده
driving gear چرخ دنده محرک
differential gear دنده عقب اتومبیل
compasition gear چرخ دنده مرکب
contact backlash دنده کور تماس
controlled stick steering دسته دنده خودکار
gear friction اصطکاک چرخ دنده
gear quadrant ماهک جعبه دنده
gear transmission ratio نسبت دنده گیربکس
helical gear چرخ دنده حلزونی
gearbox position وضعیت جعبه دنده
he broke his rib or something دنده منده اش شکست
gear ratio نسبت چره دنده ها
grub screw میله دنده دار
high gear دنده قوی خودرو
gear in درگیری دو چرخ دنده
spiral gear چرخ دنده حلزونی
tracery vault طاق قوسی دنده دار
transmission oil pump پمپ روغن جعبه دنده
transmission ratio نسبت تبدیل جعبه دنده
worm transmission گیربکس با چرخ دنده حلزونی
worm gear mechanism مکانیزم چرخ دنده حلزونی
to gear up باعوض کردن دنده تندکردن
change down به دنده سنگین حرکت کردن
speedometer multiplier چرخ دنده سرعت سنج
speed reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
gear blank چرخ دنده کار نکرده
planet wheel چرخ دنده چرخان بدورمحور
gear friction losses تلفات اصطکاکی جعبه دنده
gear grinder ماشین پرداخت چرخ دنده
reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
fixie bicycle [fixie , one-gear bike without brakes] دوچرخه تک دنده [با چرخ آزاد]
epicyclic transmission جعبه دنده اپی سیکلیک
to gear down باعوض کردن دنده کندکردن
timing gear چرخ دنده میل بادامک
throwin در دنده انداختن تزریق کردن
crank gear چرخ دنده سر میل لنگ
reduction gear جعبه دنده تبدیل سرعت
gearbox flange لبه برامده جعبه دنده
steering column gear change اتصال چرخ دنده فرمان
helical tooth bevel gear چرخ دنده مخروطی با دندانه حلزونی
gearbox stud محور کوچک داخل جعبه دنده
piv variable speed transmission جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
roller drive مکانیزم چرخ دنده کاهنده یاافزاینده
gear guard جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
gear arrangment نظم و ترتیب درگیری دو چرخ دنده
steering worm sector چرخ دنده حلزونی قطاعی فرمان
he ia as leanas a rake ازلاغری دنده هایش رامیتوان شمرد
worm and sector sleering چرخ دنده ی حلزونی و قطاع فرمان
fixed-gear bicycle دوچرخه دنده ثابت [بدون چرخ آزاد]
ribby دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
The car is in the reverse gear. اتو موبیل توی دنده عقب است
mutton chop دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
cremorne [پنجره لولادار با چرخ دنده های کوچک]
cremone [پنجره لولادار با چرخ دنده های کوچک]
flitch دنده خوک نمک زده وخشک کرده
sprocket دنده ملخی مین چرخ گرداننده نهایی در تانک
espangnolette [پنجره لولا دار با چرخ دنده های کوچک]
gear cluster مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
gear ratio نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
pitch line مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
idler wheel چرخ یا دنده چرخندهای که حرکت را به چرخ دیگری انتقال میدهد
shifting lever اهرم دسته دنده اهرم حرکت در سمت
intercostal واقع در میان دنده ها واقع در بین رگبرگها
idle wheel دنده چرخ رابط بین دو چرخ
worm gear دنده حلزونی پیچ حلزونی
crank starter درگیری فالایویل و چرخ دنده میل لنگ راه انداز میل لنگ
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com