English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English Persian
To do something perfunctorily. سر سری کاری راکردن
Search result with all words
dabble سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabbled سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabbles سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabbling سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
To do something surreptitiously. زیر زیرکی کاری راکردن
Other Matches
to break fresh ground کارنکردهای راکردن
to go it blind بی پرواکاری راکردن
to go bail for any one ضمانت کسی راکردن
disparaged انکار فضیلت چیزی راکردن
disparages انکار فضیلت چیزی راکردن
disproving اثبات کذب چیزی راکردن
disproves اثبات کذب چیزی راکردن
conceptualize تصور یا اندیشه چیزی راکردن
disproved اثبات کذب چیزی راکردن
disparage انکار فضیلت چیزی راکردن
disprove اثبات کذب چیزی راکردن
to play the game رعایت قانون راکردن باشرافت رفتارکردن
to be wary of saying something در گفتن سخن ملاحظه اطراف کار راکردن
renege ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
reneged ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
reneges ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
reneging ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
miss از دست دادن احساس فقدان چیزی راکردن گم کردن
missed از دست دادن احساس فقدان چیزی راکردن گم کردن
misses از دست دادن احساس فقدان چیزی راکردن گم کردن
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
to wish for something ارزوی چیزی راکردن چیزی را خواستن
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
drilling pattern نمونه مته کاری الگوی مته کاری
mosaics موزاییک کاری معرق معرق کاری
plumbery سرب کاری کارخانه سرب کاری
hypofunction کم کاری
impotence کاری
malfunctioned کژ کاری
malfunctions کژ کاری
impotency کاری
intent on doing anything کاری
plastering گچ کاری
parget گچ کاری
electroplating اب کاری
flower piece گل کاری
curries کاری
malfunction کژ کاری
inaction بی کاری
curry کاری
currie کاری
effective کاری
feckful کاری
under employment کم کاری
curry powders کاری
active کاری
curry powder کاری
slobbery تف کاری
plasterwork گچ کاری
extruding چکش کاری
extruded چکش کاری
extrudes چکش کاری
repetition of an act تکرار کاری
reservedness احتیاط کاری
rice field برنج کاری
purview of an occupation حدود کاری
roughening by picking تیشه کاری
scrimshaw هنرمنبت کاری
workbenches محیط کاری
workbench محیط کاری
scabbing تیشه کاری
afforestation جنگل کاری
frustrating بدل کاری
frustrates بدل کاری
frustrate بدل کاری
plating روکش کاری
hammering چکش کاری
workstations ایستگاه کاری
relievo برجسته کاری
workgroup گروه کاری
trephination مته کاری
treacherousness خیانت کاری
toryism محافظه کاری
tongue lash فحش کاری
insulation عایق کاری
to reproach an act کاری را بد دانستن
tinwork قلع کاری
turnery تراش کاری
specialization ویژه کاری
work year سال کاری
etch تیزاب کاری
etched تیزاب کاری
etches تیزاب کاری
work area ناحیه کاری
wood carving منبت کاری
ultraism افراط کاری
turnery منبت کاری
the needful اصل کاری
the manner of doing any thing طرزانجام کاری
tessellation موزاییک کاری
latticework شبکه کاری
sinfulness خطا کاری
metallurgy فلز کاری
pique منبت کاری
burnishing صیقل کاری
burnishing پرداخت کاری
stannary قلع کاری
metalwork فلز کاری
illuminations تذهیب کاری
illumination تذهیب کاری
surgical operation دست کاری
studious to do a thing بکردن کاری
studious of doing a thing بکردن کاری
stonemasonry سنگ کاری
steelwork فولاد کاری
energetic جدی کاری
trephine مته کاری
stalactite work مقرنس کاری
extrude چکش کاری
mining معدن کاری
flagitiousness تبه کاری
an active man مرد کاری
an active remedy درمان کاری
finishing touches دست کاری
anaplasty پیوند کاری
figuration شیرین کاری
fiendishness تبه کاری
fal lal ریزه کاری
argentation نقره کاری
fairing صیقل کاری
factorage حق العمل کاری
folding machine دستگاه خم کاری
active cell خانه کاری
acrography گچ کاری برجسته
hours of business ساعتهای کاری
hole punching منگنه کاری
decoration زینت کاری
decorations زینت کاری
habitual way of doing anything کردن کاری
graving کنده کاری
glyptics کنده کاری
galvanization رویینه کاری
misconduct خلاف کاری
folding press پرس خم کاری
blindage صیقل کاری
dry farm دیم کاری
drilling work مته کاری
discreetness احتیاط کاری
disguised underemployment کم کاری پنهان
compulsiveness مکرر کاری
conservativeness محافظه کاری
delicacy of touch ریزه کاری
d. touch نازک کاری
contouring operation فرم کاری
contrasuggestibility وارون کاری
cutting off برش کاری
cotton plantation پنبه کاری
counterattack بدل کاری
discreetnss احتیاط کاری
chromium plating اب کرم کاری
cementation سیمان کاری
brick work سفت کاری
brick work اجر کاری
brickworks سفت کاری
bumping tool ابزار خم کاری
business hours ساعت کاری
calk بتونه کاری
canniness ملاحظه کاری
cartwhip شلاق کاری
caulking بتونه کاری
cautiousness احتیاط کاری
cementation سمنت کاری
crypianalysis پنهان کاری
hunkerism محافظه کاری
probationership ازمایش کاری
mosaic work موزائیک کاری
molding operation قالب کاری
drilling مته کاری
molding operation فرم کاری
misprision خلاف کاری
fretwork منبت کاری
forging چکش کاری
smelting ذوب کاری
forming فرم کاری
meshwork شبکه کاری
measure of prevention احتیاط کاری
negativism منفی کاری
neglectfulness غفلت کاری
welding جوش کاری
pomiculture میوه کاری
plaster background دورنمای گچ کاری
perfidiousness خیانت کاری
punching منگنه کاری
workstation ایستگاه کاری
boo boo اشتباه کاری
patchery وصله کاری
parquetry موزاییک کاری
compounding امیزه کاری
farming اجاره کاری
joinery نازک کاری
amalgamate ملغمه کاری
amalgamated ملغمه کاری
amalgamates ملغمه کاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com