English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
head rolling سر چرخش
Search result with all words
circulation چرخش
circulations چرخش
whirlpool چرخش اب
whirlpools چرخش اب
pitch چرخش عمودی وعرضی ناو
pitches چرخش عمودی وعرضی ناو
circular چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت در محل اولین بیت قرار می گیرد
circulars چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت در محل اولین بیت قرار می گیرد
windmill چرخش موتور خاموش توسط ملخ
windmills چرخش موتور خاموش توسط ملخ
cyclic چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت به محل اولین بیت منتقل میشود
shift چرخش بیتها در یک کلمه به طوری که آخرین بیت در محل اولین بیت درج خواهد شد
shifted چرخش بیتها در یک کلمه به طوری که آخرین بیت در محل اولین بیت درج خواهد شد
shifts چرخش بیتها در یک کلمه به طوری که آخرین بیت در محل اولین بیت درج خواهد شد
undercut ضربه قوسدار با چرخش بعقب
undercuts ضربه قوسدار با چرخش بعقب
cradle نیم پشتک بجلو نیم چرخش و برگشتن روی پشت
cradled نیم پشتک بجلو نیم چرخش و برگشتن روی پشت
cradles نیم پشتک بجلو نیم چرخش و برگشتن روی پشت
turning point نقطه چرخش
turning point نقطه لولای چرخش
turning points نقطه چرخش
turning points نقطه لولای چرخش
universal با چرخش ازاد
turn چرخش
turns چرخش
spiral چرخش توپ به دور محورطولی خود در یک پاس وضع بدن روی لبه اسکیت روی یک پا
spiraled چرخش توپ به دور محورطولی خود در یک پاس وضع بدن روی لبه اسکیت روی یک پا
spiraling چرخش توپ به دور محورطولی خود در یک پاس وضع بدن روی لبه اسکیت روی یک پا
spiralled چرخش توپ به دور محورطولی خود در یک پاس وضع بدن روی لبه اسکیت روی یک پا
spiralling چرخش توپ به دور محورطولی خود در یک پاس وضع بدن روی لبه اسکیت روی یک پا
spirals چرخش توپ به دور محورطولی خود در یک پاس وضع بدن روی لبه اسکیت روی یک پا
circulate چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
circulated چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
circulates چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
outside قسمت بدن ورزشکاردورازسمت چرخش
outsides قسمت بدن ورزشکاردورازسمت چرخش
speed نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speeding نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speeds نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
knob که قابل چرخش است تا فرآیندی را کنترل کند
knobs که قابل چرخش است تا فرآیندی را کنترل کند
orbiting در رهگیری هوایی یعنی درحال چرخش یا دور بزنید وهدف را جستجو کنید
entry نقطه شروع پرش یا چرخش
wrest چرخش پیچش
wrested چرخش پیچش
wresting چرخش پیچش
wrests چرخش پیچش
gyration چرخش
gyrations چرخش
volte face چرخش بمنظور روبرو شدن باحریف
volte face چرخش
volte-face چرخش بمنظور روبرو شدن باحریف
volte-face چرخش
swing هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
swings هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
pirouette چرخش کامل بدن روی یک پا پارالل
pirouettes چرخش کامل بدن روی یک پا پارالل
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
wrench چرخش
wrenched چرخش
wrenches چرخش
pivot چرخش حول یک محور
pivoted چرخش حول یک محور
pivots چرخش حول یک محور
ride چرخش ناو روی لنگر
rides چرخش ناو روی لنگر
magnetic tape موتور و دستگاه چرخان که به سیگنالهای الکتریکی امکان ضبط روی نوار مغناطیسی یا چرخش روی آن می دهند
magnetic tapes موتور و دستگاه چرخان که به سیگنالهای الکتریکی امکان ضبط روی نوار مغناطیسی یا چرخش روی آن می دهند
swirl چرخش
swirl گشتن باعث چرخش شدن
swirled چرخش
swirled گشتن باعث چرخش شدن
swirling چرخش
swirling گشتن باعث چرخش شدن
swirls چرخش
swirls گشتن باعث چرخش شدن
troll چرخش
trolls چرخش
loop چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
looped چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
loops چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
hinge لولا چرخش لولایی
hinges لولا چرخش لولایی
evolution چرخش حرکت دورانی
spin چرخش
spin چرخش توپ
spin چرخش به سرعت
spins چرخش
spins چرخش توپ
spins چرخش به سرعت
flick ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
flicked ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
flicking ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
flicks ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
revolution چرخش
revolution چرخش دوران
revolutions چرخش
Other Matches
waltz three سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
single action یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
wheels چرخش
wheeling چرخش
levorotation چرخش به چپ
twirling چرخش
wheel چرخش
rotation چرخش
whirls چرخش
whirling چرخش
whirled چرخش
whirl چرخش
twirls چرخش
twirl چرخش
twirled چرخش
rotational چرخش
rotation چرخش دوران
rotation مقدار چرخش یک شی
turnabouts چرخش به یک طرف
vertical scrolling چرخش عمودی
turnabout چرخش به یک طرف
upturn چرخش ببالا
williamson turn چرخش ویلیامسون
trepan چرخش انحراف
revolutions per minute چرخش بر دقیقه
rolled چرخش گردش
roll چرخش گردش
pivoting قابل چرخش
helicopters چرخش در هوا
helicopter چرخش در هوا
number of revolutions چرخش بر دقیقه
rotational speed چرخش بر دقیقه
speed of rotation چرخش بر دقیقه
rolls چرخش گردش
twist چرخش بدن
revs per minute چرخش بر دقیقه
rpm چرخش بر دقیقه
rev چرخش بر دقیقه
stuffs چرخش توپ
stuffed چرخش توپ
stuff چرخش توپ
radius of gyration شعاع چرخش
twisting چرخش بدن
twists چرخش بدن
varimax rotation چرخش واریماکس
magnetic ritation چرخش مغناطیسی
rotational speed سرعت چرخش
sidespin چرخش بیک سو
kick turn نیم چرخش
improper rotation چرخش نامتعارف
high spin چرخش زیاد
sidespin چرخش انحرافی
sidespin چرخش توپ
rotational post شغل در چرخش
molecular rotation چرخش مولکولی
pivot ship ناو چرخش
pick and roll ایجاد سد و چرخش
proper rotation چرخش متعارف
optical rotation چرخش نوری
oblique rotation چرخش مایل
quartimax rotation چرخش کوارتیماکس
radius of giration شعاع چرخش
rotatable چرخش پذیر
gyoradius شعاع چرخش
specific rotation چرخش ویژه
compass swing چرخش خط محوری
body english چرخش بی اختیار
orthogonal rotation چرخش عمودی
axis of rotation محور چرخش
angle of rotation زاویه چرخش
upward rotation چرخش رو به بالا
upright spin چرخش ایستاده
concentricity دقت چرخش
topspin چرخش توپ
turn table میز چرخش
free rotation چرخش ازاد
fractional turn چرخش کسری
forward dive شیرجه رو به اب با چرخش
disrotatory motion چرخش ناهمسو
cyclostat دستگاه چرخش
conrotatory motion چرخش همسو
pivot point مرکز چرخش
chase پایه چرخش
turn-offs محل چرخش
turn-off محل چرخش
turn off محل چرخش
revolutions چرخش دوران
chased پایه چرخش
tumbles چرخش اشفتگی
chases پایه چرخش
tumbled چرخش اشفتگی
chasing پایه چرخش
tumble چرخش اشفتگی
optical rotatory power قدرت چرخش نوری
dorro yoop chagi ضربه پا به بغل با چرخش
caracole نیم چرخش اسب
fullest چرخش با پشتک کامل
full چرخش با پشتک کامل
flow process جریان چرخش کار
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
period of roll زمان تناوب چرخش
hindered rotation چرخش غیر ازاد
hindered rotation چرخش ممانعت شده
jet turn چرخش موازی اسکی ها
mutarotation تغییر چرخش نوری
oblimax rotation چرخش مایل بیشینه
half circle چرخش نمیدایره ژیمناست
oblimin rotation چرخش مایل کمینه
gyrostatics مبحث چرخش اجسام
optical rotatory dispersion پاشندگی چرخش نوری
pinwheel چرخش از پهلو بدوربارفیکس
pivot point نقطه چرخش ناو
roll چرخش توپ والیبال
spinning چرخش [گردش] [دوران ]
rolled چرخش توپ والیبال
rolls چرخش توپ والیبال
type face نوع چرخش یکان
turning circle دایره چرخش ناو
vertigo دوار سر چرخش بدور
spindling چرخش دیسک دستی
rotational reflection axis محور چرخش انعکاس
coriolis effect اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
to whirl up بطور چرخش بالا رفتن
to swirl up بطور چرخش بالا رفتن
working ball گوی با سرعت و چرخش کافی
spinning test تست ویژگیهای چرخش هواپیما
stem turn چرخش خارجی اسکی باز
step turn چرخش بطرف پایین تپه
topspin ادامه حرکت چرخش توپ
topspinner توپ پرتاب شده با چرخش
vorticose مربوط به گردباد و چرخش باد
layover چرخش روی یک پا وچرخاندن بدن
jump spin چرخش با اغاز پرش بهوا
lurching چرخش ناگهانی کشتی بیک سو
switchbacks چرخش سریع 081 درجه
double دوبار چرخش کامل ژیمناست
backspin چرخش و غلطیدن گوی بعقب
whirls چرخش یا دوران جریان سیال
switchback چرخش سریع 081 درجه
bachspin چرخش و علطیدن گوی بیلیاردبعقب
flick serve سرو تند و کوتاه با چرخش مچ
acyclic غیر قابل چرخش مارپیچی
whirling چرخش یا دوران جریان سیال
lurches چرخش ناگهانی کشتی بیک سو
lurched چرخش ناگهانی کشتی بیک سو
doubled up دوبار چرخش کامل ژیمناست
circle eight چرخش با دایرهای بشکل 8لاتین
doubled دوبار چرخش کامل ژیمناست
lurch چرخش ناگهانی کشتی بیک سو
whirled چرخش یا دوران جریان سیال
whirl چرخش یا دوران جریان سیال
top spin چرخش فرفره مانند توپ بازی
wingover مانور بانیم چرخش یا نیم دایره
swivel gun توپ قابل چرخش روی جک تیر
levorotatory دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
orbit point نقطه لولای چرخش هواپیمادر هوا
turnaround jump shot پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
turnaround jumper پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
levorotary دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
paragraph three هرکدام از حرکات روی یک پاتوام با چرخش
leg spin چرخش توپ که تغییر مسیربطرف پا میدهد
capacole چرخش بطرف چپ وراست پلکان مارپیچ
chean چرخش بدون خوابیدن تیغه اسکیت
cross stroke فشار روی پا برای ازدیادسرعت یا چرخش
backspin چرخش توپ پینگ پنگ به عقب
eddy loss افت جریان ناشی از چرخش وپیچش
continue port/starboard چرخش به سمت چپ یا راست را ادامه دهید
choctaw نیم چرخش از جلو به عقب وبعکس
twist واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
scratch spin چرخش روی قسمت جلویی تیغه اسکیت
twists واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
twisting واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
rotation by ... گردش [چرخش] به مقدار ... [ درجه دما یا زاویه]
turn in point نقطه چرخش هواپیما ازمسیر تقرب در مسیر تک
strophe چرخش هنگام رقص همراه با اوازدسته جمعی
cheats تکمیل چرخش روی زمین بجای هوا
cheated تکمیل چرخش روی زمین بجای هوا
one toe spin چرخش با اسکیت قرقره دارروی قرقرههای جلویی
swivel gun توپ قابل چرخش روی پایه نصب
cheat تکمیل چرخش روی زمین بجای هوا
countered چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
three sisty چرخش کامل 063 درجه بدن موج سوار
front drop پرش به بالا و چرخش بجلو وفرود روی شکم
mapes چرخش کامل در هوا و برگشت روی پای دیگر
countering چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
hard starboard ناو رابا چرخش سریع بسمت پاشنه بگردانید
loop jump پرش و چرخش کامل و فرودروی همان لبه اسکیت
inverted camel نوعی چرخش در حالی که پای ازاد مستقیم است
wraparound چرخش 063 درجهای ژیمناست ازبالای ناحیه ران
stalder circle چرخش کامل بدورمیله بدون تماس پاها بامیله
off spin چرخش توپ که تغییر سمت نزدیک توپزن میدهد
facing distance مسافت بین نفرات در صف برای سهولت چرخش به اطراف
pat lowe جهش با چرخش کامل از یک پا و فرود روی پای دیگر
three turn چرخش از جلو بعقب و بعکس با تغییر لبه اسکیت
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
colledge پرش از لبه خارجی و جلواسکیت با نیم چرخش وبرگشت
rotation coefficients ضرایب مربوط به چرخش زمین که روی گلوله اثر دارد
stop shot ضربه با چرخش که گوی اصلی بیلیارد بعد از تماس می ایستد
gap فضای باریک بین نوک ضبط یا چرخش و رسانه مغناطیسی
gaps فضای باریک بین نوک ضبط یا چرخش و رسانه مغناطیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com