Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
To tald someones head off.
سر کسی را بردن ( با پ؟ حرفی )
Other Matches
floating
غیر ثابت . حرفی که جدا از حرفی است که باید به آن وصل باشد
incommunicativeness
کم حرفی
incommunicatively
با کم حرفی
taciturnity
کم حرفی
monomial
تک حرفی
pauciloquy
کم حرفی
long tongue
پر حرفی
uniliteral
یک حرفی
triliteral
سه حرفی
garrulity
پر حرفی
lexical
حرفی
reviling
بد حرفی
lettered
حرفی
triliteralism
حالت سه حرفی
palaver
پر حرفی کردن
who said so?
که چنین حرفی زد
four-letter words
واژهیچهار حرفی
four-letter word
واژهیچهار حرفی
literal
حرفی لفظی
pass a remark
حرفی زدن
letter quality
کیفیت حرفی
triliteral
کلمه سه حرفی
what have you to say?
چه حرفی دارید
To take offence at something . To take something to heart .
حرفی را بدل گرلتن
teragram
واژه چهار حرفی
slip of the tongue
<idiom>
حرفی رانسنجیده زدن
trigram
هجای بی معنی سه حرفی
imbibe
تحلیل بردن فرو بردن
imbibed
تحلیل بردن فرو بردن
imbibing
تحلیل بردن فرو بردن
imbibes
تحلیل بردن فرو بردن
to push out
پیش بردن جلو بردن
to gain any ones ear
کسیرا اماده شنیدن حرفی
to insert a letter in a word
حرفی را در میان واژهای جادادن
epenthesis
الحاق حرفی درمیان کلمه
null
رشتهای که هیچ حرفی ندارد
trigraph
سه حرفی که مجموعانمایشگر یک صوت باشد
spirant
حرفی که بااصطکاک نفس اداگردد
speak a word
چیزی بگویید حرفی بزنید
That is fine by me if you agree.
اگر موافقی من هم حرفی ندارم
Suit the action to the word.
حرفی را فورا" عملی کردن
labialize
حرفی را بصورت شفوی اداکردن
masochism
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
null
حرفی که معنای هیچ چیز میدهد.
empty
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
empties
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
emptier
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
emptied
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
escape character
حرفی که نشان دهنده کد espace باشد
emptiest
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
But no one was ever talking about that!
اما هیچکس در آن مورد حرفی نزد!
to make a remark
حرفی زدن افهار نظری کردن
ascii
حرفی که در لیست ASCII حروف قرار دارد
slides
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
slide
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
erase character
حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
d. letter
حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
logogram
واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
newest
حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
new-
حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
logograph
واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
new
حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
newer
حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
ends
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
fills
پر کردن حروف با جای خالی به طوری که هیچ حرفی جا نماند
fill
پر کردن حروف با جای خالی به طوری که هیچ حرفی جا نماند
LIST chunk
که چهار حرفی LIST که حاوی مجموعهای از زیر عضو است
numeric
حرفی که در برخی حالت برای نشان دادن یک عدد است .
end
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
ended
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
nundinal letter
حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
codepages
تعریف حرفی که توسط کلیدی از صفحه کلید ایجاد شده است
tetragraph
کلمه رمز چهار حرفی برای اسم گذاری و مشخص کردن وسایل
vertical diagraph
شکلی از سیستم رمز دو حرفی است که یک حرف بالا و یکی پایین نوشته میشود
clapper
بخش مکانیکی چاپگر dot matrix که سوزنهای چاپ را می چرخاند به سوی ریبون تا حرفی را روی صفحه بنویسد
clappers
بخش مکانیکی چاپگر dot matrix که سوزنهای چاپ را می چرخاند به سوی ریبون تا حرفی را روی صفحه بنویسد
BMP
در گرافیک مشخصه سه حرفی نام فایل برای فایلی که حاوی تصویر گرافیکی -bit map شده است
redirected
حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
redirecting
حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
redirect
حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
redirects
حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
echo
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
fills
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
question marks
" که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
question mark
" که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
substitute character
حرفی که در صورتی که حرف دریافت شده تشخیص داده نشود نمایش داده میشود
snd
مشخصه سه حرفی نام فایل برای فایل که حاوی داده صوتی دیجیتال باشد
literal
چاپ خطا وقتی که حرفی با دیگری جایگزین شود و یا وقتی دو حرف منتقل شوند
prefixes
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
prefix
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
to be sparing of words
مضایقه ازحرف زدن کردن کم حرفی کردن
Mamihlapinatapai
نگاهی که ۲ نفر با یکدیگر به اشتراک میگذارند که در آن هردو میخواهند و مایلند که طرف مقابل حرفی بزند ولی هیچ کدامشان نمیخواهند آغاز کنند.
logical
حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
digits
نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
digit
نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
filename
اسم سه حرفی که به همران اسم فایل بیان کننده نوع استفاده فایل است
drives
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
drive
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
zipping
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zips
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zipped
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zip
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
BAT file extension
مشخصه استاندارد سه حرفی فایل در سیستم -MS DOS برای مشخص کردن فایل دستهای فایل متن حاوی دستورات سیستم
com file
در سیستم عاملهای PC مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان کننده این است که فایل حاوی کد ماشین است به صورت دودویی وتوسط سیستم عامل قابل اجراست
he had no more no to say
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
EXE file
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
leads
بردن
port
بردن
retracts
تو بردن
show to the door
تا دم در بردن
retracting
تو بردن
to smell out
پی بردن به
retracted
تو بردن
retract
تو بردن
to smell a rat
بو بردن
conveyed
بردن
live
به سر بردن
drive
بردن
conveying
بردن
bears
بردن
conveys
بردن
drives
بردن
transports
بردن
removes
بردن
realized
پی بردن
realize
پی بردن
realising
پی بردن
takes
بردن
realises
پی بردن
realised
پی بردن
to pull off
بردن
discovers
پی بردن
lead
بردن
to bear away
بردن
carry away
از جا در بردن
realizes
پی بردن
realizing
پی بردن
bear
: بردن
bears
: بردن
transporting
بردن
transported
بردن
traces
پی بردن به
traced
پی بردن به
trace
پی بردن به
bear
بردن
transport
بردن
take
بردن
abstract
بردن
abstracting
بردن
abstracts
بردن
senses
پی بردن
snatching
بردن
snatches
بردن
snatched
بردن
snatch
بردن
steer
بردن
go away with
بردن
find out
پی بردن
to go away with
بردن
make away with
<idiom>
بردن
to get wind of
بو بردن از
to have it
بردن
overblow
بردن
hock
پی بردن
sense
پی بردن
sensed
پی بردن
steered
بردن
removing
بردن
lead
به سر بردن
carried
بردن
carries
بردن
convey
بردن
carry
بردن
carrying
بردن
portage
بردن
win
بردن
steers
بردن
discover
پی بردن
discovered
پی بردن
remove
بردن
wins
بردن
discovering
پی بردن
suffers
رنج بردن
employ
به کار بردن
degust
لذت بردن
to help forward
پیش بردن
to have a gust of
لذت بردن از
to make mincemeat of
از میان بردن
to laugh down
باخنده از رو بردن
employed
به کار بردن
scythes
با داس بردن
employs
به کار بردن
scythe
با داس بردن
to make spoil of
به یغما بردن
immerge
فرو بردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com