English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
pate سر یا قسمتی از سرانسان
Other Matches
naggin سرانسان
noggins سرانسان
noggin سرانسان
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
partite قسمتی
triploidy سه قسمتی
portion قسمتی
portions قسمتی
triplex سه قسمتی
sectors قسمتی ازجبهه
spirit حمیت قسمتی
spiriting حمیت قسمتی
sector قسمتی ازجبهه
flattest قسمتی از یک عمارت
flat قسمتی از یک عمارت
plank قسمتی ازبرنامه
partial بخشی قسمتی
haxamerous شش بخشی شش قسمتی
esprit حمیت قسمتی
spirit de corps روحیه قسمتی
esprit de corps حمیت قسمتی
esprit de corps روحیه قسمتی
triploid سه قسمتی سه بخشی
double cloister راهرو دو قسمتی
tripartition سه قسمتی کردن
another guess قسمتی دیگر
legs قسمتی از مسابقه
leg قسمتی از مسابقه
split second قسمتی از ثانیه
spirit de corps حمیت قسمتی
creases قسمتی از زمین کریکت
rebates پرداخت قسمتی از بدهی
march unit قسمتی ازستون راهپیمایی
crease قسمتی از زمین کریکت
creasing قسمتی از زمین کریکت
rebate پرداخت قسمتی از بدهی
lobotomies برش قسمتی از مغز
modules قسمتی از سفینه فضایی
module قسمتی از سفینه فضایی
aliquot part charge خرج چند قسمتی
lobotomy برش قسمتی از مغز
expansion joint اتصال چند قسمتی
helmeted دارای قسمتی که مانندخودباشد
creased قسمتی از زمین کریکت
ram's horn قسمتی ازاستحکامات خندق
striking out pleading حذف قسمتی از مدافعات
winging قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
neck of the woods <idiom> ناحیه یا قسمتی از کشور
fraction کسر درصدی از قسمتی از
fractions کسر درصدی از قسمتی از
section charge خرج چند قسمتی
part [ial] payment of a fine پرداخت قسمتی از جریمه
whip پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whipped پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
slot charter اجاره قسمتی از وسیله نقلیه
barons شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
whips پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
displacement hull قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
baron شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
zap پاک نمودن قسمتی از برنامه
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
aliquot propelling charge خرج پرتاب چند قسمتی
aft flap آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
neck قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
zaps پاک نمودن قسمتی از برنامه
zapping پاک نمودن قسمتی از برنامه
necks قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
zapped پاک نمودن قسمتی از برنامه
lobectomy برداشتن قسمتی ازیک عضو
fractional damage خسارت وارده به قسمتی از وسیله
freeboard قسمتی از قایق که بیرون اب است
pneumonectomy قطع وبرداشتن ریه با قسمتی از ان
hash mark قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
flushing خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
tail skid قسمتی که وزن دم هواپیما رامتحمل میشود
crop حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
flush خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
cropped حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
crops حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
open ice قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
paleocene قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
contract termination فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
flushes خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
judea یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
lectionary ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
alethiology قسمتی از منطق که باحقیقت سروکار دارد
gastrectomy عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
dairies قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
table flap قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
fat bits بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
faubourg قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
cymric وابسته به سیمر قسمتی ازبریتانیای کبیر
dairy قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
saddleback قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
bays قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
leg side قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
almonry [قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
targum ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
entablature قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
headstock قسمتی ازماشین که میله گردندهای روی ان قرارمیگیرد
main yard قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
descender قسمتی از حروف کوچک که پایین تر از خط شروع می شوند
dower قسمتی ازدارایی مرد که پس از فوتش به همسر وی می رسد
fermata تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
back order قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
vacuity قسمتی از بشکه یا هر فرف دیگری که خالی باشد
Please let me take a share in the expenses. اجازه بدهید منهم قسمتی از هزینه را بدهم
baying قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
bayed قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
parishes قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
poke فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
pokes فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poking فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
appendix قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
appendixes قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
wrist قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
wrists قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
parish قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
footprint قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
slab گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
footprints قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
scrap عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
slabs گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
scrapped عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
beaver قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
scrapping عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
warhead قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
warheads قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
scraps عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
bay قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
beavers قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
outwork قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
nose piece قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
hypotrachelion [um] [در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
land tie تیر یا جرزی که قسمتی ازدیوار را بزمین اتصال میدهد
plateform بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
check point نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
footing قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
ullage قسمتی از حجم بشکه یا هرفرف دیگری که خالی باشد
but for income قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
file handing routine قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
daisy ham قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
lofts زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
bundles دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
virtual inertia قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
qube تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است
bundling دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
loft زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
bundle دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
metencephalon قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
apron چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
aprons چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
herpetology قسمتی ازجانور شناسی که درباره خزندگان وذوحیاتین بحث میکند
germinal area قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
aeromedicine قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
dentil-band [بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
legs ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
leg ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
spooling یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن
ante-chapel [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
distance مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
distances مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
ragged قسمتی که در وسط صفحه قرار ندارد , متن با حاشیه سمت راست نامسط ح
ionosphere قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
homosphere قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
reentry vehicle مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
yoke قسمتی از سیستم انحراف پرتوالکترونی که برای ادرس دهی یک نمایش تصویری بکار می رود
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
capital levy مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
lightening hole سوراخی که در قسمتی ازسازه که کمتر تحت تنش قراردارد برای کاهش وزن ایجادمیشود
appropriation در CLتقاضانامه ایست که بستانکاربرای بدهکار می فرستد ودرخواست پرداخت قسمتی ازطلب خود را می نماید
breaker line خطی در رسم فنی برای نشان دادن حذف قسمتی از جسم درشکل مزبور
heterosphere قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
oblique compartment قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
recitals قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
grand tour سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
grand tours سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
limelight قسمتی ازصحنه نمایش که بوسیله نورافکن روشن شده باشد محل موردتوجه وتماشای عموم
recital قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
branch در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branches در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
acrostolium [قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
clipboards قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
controlled airspace قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
clipboard قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
preventive justice قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
noncontiguous facility تاسیسات دور از یکان یاقسمت مربوط تاسیسات خارج از محوطه قسمتی
cost plus contracts قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
swiple قسمتی از گندم کوب یاخرمن کوب که تاب خورده مستقیمابرگندم فرودمی اید
dead freight کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com