Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
endocranium
سطح داخلی جمجمعه و سخت شامه مغز
Other Matches
matral
وابسته به نرم شامه یا سخت شامه
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
smells
شامه
pellicle
شامه
membrance
شامه
membrane
شامه
pleura
شش شامه
membranes
شامه
patagium
شامه
flair
شامه سگ
meninx
شامه مخ
smell
شامه
smelled
شامه
smelling
شامه
velum
شامه
olfaction
حس شامه بویایی
olfactory nerve
عصب شامه
synovial membrane
شامه یاغشازلالی
serous membrane
شامه ابکی
pia mater
نرم شامه
pleurotomy
برش شامه شش
pleural
وابسته به شامه شش
piamater
نرم شامه
mucous membrance
شامه مخاطی
mucosa
شامه مخاطی
anosmia
فقدان حس شامه
rhinencephalon
مرکز شامه
endocardium
درون شامه دل
mater
سخت شامه
pericardium
برون شامه دل
mater
نرم شامه
evening pragen
نماز شامه
membran
شامه دار
dura mater
سخت شامه
meningeal
وابسته به شامه مخ پاشامی
pleurisy
اماس شامه ریه
keen scented
دارای شامه تیز
peritoneum
برون شامه روده ها
perichondrium
شامه غضروف پوش
quick scented
دارای شامه تیزیاتند
pericardial
وابسته به برون شامه دل
pericardiac
وابسته به برون شامه دل
nosey
دارای شامه تیز فضول
nosy
دارای شامه تیز فضول
pericarditis
اماس برون شامه قلب
nosier
دارای شامه تیز فضول
nosiest
دارای شامه تیز فضول
bloodhounds
نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
sleuth hound
یکجور سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
bloodhound
نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
pleurohepatitis
اماس شامه شش وجگر التهاب غشاریه وکبد
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
psilosis
یکجور ناخوشی گرمسیری که نشانه ان زخم شدن شامه مخاطی دهان است
pelliculate
پوسته پوسته شامه دار
inner
داخلی
anie
داخلی
intramural
داخلی
ben
داخلی
innate
داخلی
interior
داخلی
interiors
داخلی
internal medicine
طب داخلی
territorial
داخلی
in
داخلی
in-
داخلی
esoteric
داخلی
endogenous
داخلی
municipal
داخلی
domestic
داخلی
indoor
داخلی
internal
داخلی
insides
داخلی
internal door
در داخلی
inside
داخلی
internal circuit
مدار داخلی
internal damping
میرایی داخلی
internal crack
ترک داخلی
internal defense
دفاع داخلی
internal conductance
اندوکتیویته ی داخلی
internal development
رشد داخلی
home product
محصولات داخلی
home market
بازار داخلی
internal circuit
حلقه داخلی
internal consistency
سازگاری داخلی
internal connection
اتصال داخلی
internal conductor
سیم داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
internal development
توسعه داخلی
internal conductance
اندوکتانس داخلی
internal commerce
تجارت داخلی
internal combustion
احتراق داخلی
internal current
جریان داخلی
internal clock
ساعت داخلی
internal bus
مسیر داخلی
internal bus
گذرگاه داخلی
internal brake
ترمز داخلی
inferior conjunction
مقارنه داخلی
indoor antenna
انتن داخلی
inboard aileron
شهپر داخلی
imside dimension
اندازه داخلی
inside caliper
کولیس داخلی
inside diameter
قطر داخلی
inside draft
شیب داخلی
inner zone
منطقه داخلی
inferior planets
سیارههای داخلی
inner loop
حلقه داخلی
inland waterway
ابراه داخلی
inner product
ضرب داخلی
inner liner
روکش داخلی
inner harbor
بندر داخلی
inner bottom
جدار داخلی
inland rules
قوانین داخلی
inland duty
گمرک داخلی
inside hinge
لولای داخلی
home trade
تجارت داخلی
interior guard
نگهبان داخلی
interior span
دهانه داخلی
interior wall
دیوار داخلی
intermediate structure
ساختمان داخلی
internal angle
زاویه ی داخلی
internal armature
ارمیچر داخلی
internal attack
تک داخلی یا تک از داخل
internal boffles
تیغههای داخلی
interior ballistics
بالیستیک داخلی
interior architecture
معماری داخلی
inside micrometer
میکرومتر داخلی
inside thread
مارپیچ داخلی
inside wing
بال داخلی
intercommunication
ارتباط داخلی
home rule
حکومت داخلی
interconnection
اتصالی داخلی
interference drag
پسای داخلی
interior affairs
امور داخلی
inner planets
سیارات داخلی
internal discharge
تخلیه داخلی
municipal law
حقوق داخلی
municipal court
دادگاه داخلی
marketing audit
کنترل داخلی
local subscriber
مشترک داخلی
local currency
پول داخلی
inward light
نور داخلی
intrados
قوس داخلی
interphone
مخابرات داخلی
internality
داخلی بودن
internal window sill
کف پنجره داخلی
internal transactions
معاملات داخلی
internal trade
تجارت داخلی
internal trade
بازرگانی داخلی
internal supercharger
سوپرشارژر داخلی
internal structure
ساختار داخلی
rules of procedure
نظامنامه داخلی
territorial sea
دریای داخلی
in-fighting
جنگ داخلی
domestic tariff
تعرفه داخلی
internal structure
سازه داخلی
interlan angle
زاویه داخلی
interion architecture
معماری داخلی
incoming message cassette
نوارپیغام داخلی
internal stress
تنش داخلی
internal storage
انباره داخلی
internal storage
حافظه داخلی
internal impedance
مقاومت داخلی
internal heating
گرمایش داخلی
internal furnace
کوره داخلی
internal friction
اصطکاک داخلی
internal force
نیروی داخلی
internal erosion
فرسایش داخلی
internal energy
انرژی داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
internal electrode
الکترود داخلی
internal efficiency
راندمان داخلی
internal ear
گوش داخلی
internal impedance
امپدانس داخلی
internal insulation
ایزولاسیون داخلی
internal loss
تلف داخلی
internal storage
حافظه ی داخلی
internal short circuit
کوتهمداری داخلی
internal shield
غلاف داخلی
internal security
امنیت داخلی
internal security
تامین داخلی
internal ruling
نظامنامه داخلی
internal resistance
مقاومت داخلی
internal report
گزارش داخلی
internal reflector
رفلکتور داخلی
internal programme
برنامه داخلی
internal power
مصرف داخلی
internal pole
قطب داخلی
internal modulation
مدولاسیون داخلی
internal modem
مدم داخلی
internal memory
حافظه داخلی
internal diseconomies
زیانهای داخلی
home made
ساخت داخلی
stability
ثبات داخلی
inside
قسمت داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com