English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
general price level سطح عمومی قیمت ها
Search result with all words
quantity theory of money حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
Other Matches
kinked demand curve و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
current standard cost مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
unbundled software نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
underprice قیمت پایین تراز قیمت بازار
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
paasche price index یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
shadow price شبه قیمت قیمت ضمنی
normal price قیمت عادی قیمت معمولی
last price اخرین قیمت حداقل قیمت
quantum valebat در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
spiral of wages and prices حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
marginal cost pricing قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
trover دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
hackneyed عمومی
general porpose عمومی
ecumenic عمومی
universal عمومی
rife عمومی
generic عمومی
commonest :عمومی
overt عمومی
common :عمومی
generals عمومی
general عمومی
common عمومی
commoners :عمومی
commoners عمومی
commonest عمومی
outlined خط عمومی
common user عمومی
outlines خط عمومی
oecumenical عمومی
widest عمومی
outlining خط عمومی
wider عمومی
popular عمومی
the public voice عمومی
public عمومی
outline خط عمومی
wide عمومی
fourth estate مطبوعات عمومی
secularize عمومی کردن
secularising عمومی کردن
generalised عمومی کردن
generalises عمومی کردن
generalising عمومی کردن
generalize عمومی کردن
generalizes عمومی کردن
generalizing عمومی کردن
folkway احساسات عمومی
secularises عمومی کردن
public opinion افکار عمومی
secularised عمومی کردن
state property اموال عمومی
plebiscites اراء عمومی
overheads هزینههای عمومی
rule of thumb قانون عمومی
general register ثبات عمومی
dispensary داروخانه عمومی
general relativity نسبیت عمومی
pissoir مستراح عمومی
collective مشترک عمومی
general reserve احتیاط عمومی
general staff ستاد عمومی
respublica رفاه عمومی
suffrage universal حق رای عمومی
plaza میدان عمومی
general requirements نیازهای عمومی
latrine مستراح عمومی
public warehouse انبار عمومی
general practitioner پزشک عمومی
public relations روابط عمومی
general psychology روانشناسی عمومی
folkway طرزفکر عمومی
open house جشن عمومی
general quarters اسایشگاههای عمومی
official submission مناقصه عمومی
dispensaries داروخانه عمومی
GHQ ستاد عمومی
potlatch جشن عمومی
public nuisances مزاحمت عمومی
commonwealth ثروت عمومی
general meeting جلسه عمومی
general plan نقشه عمومی
commonwealths ثروت عمومی
general meeting گردهمایی عمومی
general intelligence هوش عمومی
general grant کمک عمومی
plebiscite اراء عمومی
general factor عامل عمومی
general paresis فلج عمومی
public nuisance مزاحمت عمومی
general election انتخابات عمومی
general strikes اعتصاب عمومی
general outpatient clinic درمانگاه عمومی
general strike اعتصاب عمومی
general mobilization بسیج عمومی
general outpost پاسدار عمومی
general message پیام عمومی
general meeting مجمع عمومی
general elections انتخابات عمومی
general paralysis فلج عمومی
amnesty عفو عمومی
general equilibrium تعادل عمومی
overhead costs هزینههای عمومی
open court محکمه عمومی
general act سند عمومی
general ability توانایی عمومی
g/a خسارت عمومی
public expenditures مخارج عمومی
public schools مدارس عمومی
amnesties عفو عمومی
secularizing عمومی کردن
secularizes عمومی کردن
social good کالاهای عمومی
general allotment اختصاصات عمومی
public sector بخش عمومی
general education اموزش عمومی
general depot امادگاه عمومی
general depot انبار عمومی
general concepts تدبیر عمومی
general cargo بار عمومی
general assembly مجمع عمومی
general amnesty عفو عمومی
offices شغل عمومی
office شغل عمومی
secularized عمومی کردن
general stock سهام عمومی
public goods کالاهای عمومی
public amnsement نمایشگاه عمومی
public affairs روابط عمومی
collective call sign معرف عمومی
public a وکیل عمومی
mass poverty فقر عمومی
common grid شبکه عمومی
common hardware قطعات عمومی
public benefits منافع عمومی
public borrowing استقراض عمومی
public finance مالیه عمومی
cameralistic science مالیه عمومی
public enterprises موسسات عمومی
public domain خط مشی عمومی
public deposits سپردههای عمومی
central war جنگ عمومی
general damage خسارت عمومی
public decency عفت عمومی
checkup معاینه عمومی
public debt قرضه عمومی
public cost هزینه عمومی
bussing مسیر عمومی
busses مسیر عمومی
common labour کارگر عمومی
common language زبان عمومی
common nuisance اضرار عمومی
common parts قطعات عمومی
common purse وجوه عمومی
common user خدمات عمومی
common user items اقلام عمومی
outlining خط مقاومت عمومی
outlines خط مقاومت عمومی
outlined خط مقاومت عمومی
outline خط مقاومت عمومی
common items قطعات عمومی
bussed مسیر عمومی
busing مسیر عمومی
buses مسیر عمومی
bused مسیر عمومی
bus مسیر عمومی
baths استخر عمومی
public baths استخر عمومی
consolidated annuities دیون عمومی
public image تصور عمومی
general supplies تدارکات عمومی
public utilities تسهیلات عمومی
burdens هزینه عمومی
burden هزینه عمومی
public services خدمات عمومی
alameda گردشگاه عمومی
public servant مستخدم عمومی
public property مال عمومی
public policy سیاست عمومی
public facilities تسهیلات عمومی
public place مکان عمومی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com