Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (8 milliseconds)
English
Persian
datum
سطح مبنا
Search result with all words
basis
مبنا بنیاد
basis
مبنا
benchmark
مبنا
benchmarks
مبنا
elevation
تراز از سطح مبنا
elevations
تراز از سطح مبنا
range
تغییر کردن خط مبنا
range
منحنی مبنا
ranged
تغییر کردن خط مبنا
ranged
منحنی مبنا
ranges
تغییر کردن خط مبنا
ranges
منحنی مبنا
foundation
پایه مبنا
sanctuaries
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
base rate
تعرفه مبنا
base rate
نرخ مبنا
base rates
تعرفه مبنا
base rates
نرخ مبنا
absolute paths
مسیر نسبت به یک مبنا
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
base address
آدرس مبنا
base camp
پایگاه مبنا
base circle
هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
base depot
امادگاه واقع در پایگاه امادگاه مبنا
base line
خط مبنا
base line end station
ایستگاه انتهایی خط مبنا
base map
نقشه مبنا
base mortar
خمپاره مبنا
base mortar
قبضه مبنا
base number
عدد مبنا
base peak
پیک مبنا
base period
زمان مبنا
base piece
توپ مبنا
base piece
قبضه مبنا
base point
نقطه مبنا
base price
قیمت مبنا
basic price
قیمت مبنا
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
base speed
سرعت مبنا
base stock control
کنترل موجودی مبنا
base symbol
علایم قراردادی مبنا
base unit
یکان مبنا
basic capacity
گنجایش مبنا
basic load
بار مبنا
basic ration
جیره مقدماتی جیره مبنا
basing rate
نرخ مبنا
basis price
قیمت مبنا
bench mark
نشانه مبنا
bottom plate
صفحه مبنا
cellular unit
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
chart base
چارت مبنا
datum
مبنا
datum deck
پل مبنا
datum line
خط مبنا
datum plane
افق مبنا
design speed
سرعت مبنا
flat paint
رنگ مبنا
flash color
رنگ مبنا
grade line
خط مبنا
hex
سیستم اعداد به همراه اعداد مبنا و A تا F
hexadecimal notation
سیستم اعداد به همراه اعداد مبنا و A تا F
mixed radix notation
نشان گذاری امیخته مبنا
outline plan
طرح مبنا
plene administravit
بر این مبنا که اموال متوفی مستغرق دیونش شده است و دیگر چیزی باقی نمانده است
radix
مبنا
radix complement
مکمل مبنا
radix point
نقطه مبنا
reciprocal agreement
قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
reference cell
پیل مبنا
reference datum
سطح مبنای نقشه برداری سطح مبنا
reference electrode
الکترود مبنا
reference line
خط راهنمای تعیین جهات خط برگشت خط مبنا
reference phase
فاز مبنا
reference piece
توپ مبنا
reference point
نقطه مبنا
rise and fall
تعیین پستی و بلندی نقاط نسبت به سطح مبنا
test piece
توپ مبنا یا توپ نمونه درخصلت یابی
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com