Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (6 milliseconds)
English
Persian
plateform
سطح مذاکره
Search result with all words
discussion
مذاکره
discussions
مذاکره
talk
مذاکره حرف زدن
talked
مذاکره حرف زدن
talks
مذاکره حرف زدن
consultation
مذاکره همفکری
consultations
مذاکره همفکری
symposia
مجلس مذاکره دوستانه
symposium
مجلس مذاکره دوستانه
symposiums
مجلس مذاکره دوستانه
converse
مذاکره کردن امیزش
conversed
مذاکره کردن امیزش
converses
مذاکره کردن امیزش
conversing
مذاکره کردن امیزش
sales talk
مذاکره وبازار گرمی برای فروش
conference
گفتگو مذاکره
conferences
گفتگو مذاکره
parley
مذاکره درباره صلح موقت
parley
مذاکره کردن
parleyed
مذاکره درباره صلح موقت
parleyed
مذاکره کردن
parleying
مذاکره درباره صلح موقت
parleying
مذاکره کردن
parleys
مذاکره درباره صلح موقت
parleys
مذاکره کردن
negotiate
مذاکره کردن
negotiated
مذاکره کردن
negotiates
مذاکره کردن
negotiating
مذاکره کردن
bargain
مذاکره
bargained
مذاکره
bargaining
مذاکره
bargains
مذاکره
interview
مصاحبه مذاکره
interviewed
مصاحبه مذاکره
interviewing
مصاحبه مذاکره
interviews
مصاحبه مذاکره
negotiable
قابل مذاکره
negotiator
مذاکره کننده
negotiators
مذاکره کننده
negotiation
مذاکره
negotiations
مذاکره
demarche
بعمل می اورد . به این معنی که فرستاده ویژهای برای مذاکره درباره مطلب مورد نظر و تقدیم مدارک کتبی به ان کشور نزد وزیرامور خارجه ان می فرستد
full power
اختیاری است که دولتی به نماینده خود به طور موقتی میدهد تا درمورد بخصوصی مذاکره و اخذتصمیم کند
in treaty
مشغول مذاکره و عقد پیمان
invitation to treat
دعوت به مذاکره
negotiant
مذاکره کننده
pourparler
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
proceed with deliberations
اقدام به مذاکره
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
renegotiation
مذاکره مجدد
talk out
مطرح مذاکره قرار دادن
telephone conversation
گفتگوی تلفنی مذاکره تلفنی
to talk out a bill
مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
tractarian
مقاله مذاکره
tractate
مذاکره
treater
مذاکره کننده طرف گفتگو
bring up
<idiom>
معرفی چیزی برای بحث (مذاکره)آوردن
to join in
[on]
a conversation
واسطه شدن
[میانجی شدن]
در مذاکره ای
beginning of negotiations
شروع مذاکره
to collapse
درهم شکستن
[مذاکره یا فرضیه]
to collapse
بهم خوردن
[مذاکره یا فرضیه]
to collapse
موفق نشدن
[مذاکره یا فرضیه]
debate
مذاکره کردن
discuss
مذاکره کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com