Total search result: 224 (6 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
equivalent area |
سطح معادل |
|
|
Search result with all words |
|
grain |
معادل 8460/0گرم |
grain |
واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم |
therm |
معادل هزارکالری بزرگ |
therms |
معادل هزارکالری بزرگ |
half |
یکی از دو بخش معادل |
parity |
معادل بودن |
deception |
معادل cheat |
deceptions |
معادل cheat |
hard |
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است |
harder |
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است |
hardest |
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است |
menu |
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است |
menus |
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است |
logical |
معادل وضعیت منط قی درست یا یک |
logical |
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر |
remainder |
عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه |
AC |
و نیز پسوندی است لاتینی یا یونانی معادل -ieمانند |
resonance |
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود |
resonances |
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود |
knot |
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت |
knots |
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت |
high |
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1 |
highest |
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1 |
highs |
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1 |
power |
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات |
powered |
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات |
powering |
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات |
powers |
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات |
equalised |
معادل کردن . |
equalises |
معادل کردن . |
equalising |
معادل کردن . |
equalize |
معادل کردن . |
equalized |
معادل کردن . |
equalizes |
معادل کردن . |
equalizing |
معادل کردن . |
dominion |
ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است |
cent |
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است |
cent- |
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است |
centi- |
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است |
cents |
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است |
pint |
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت |
pint |
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا |
pints |
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت |
pints |
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا |
fluid ounce |
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت |
fluid ounces |
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت |
conversion |
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر |
conversions |
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر |
set |
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر |
sets |
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر |
setting up |
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر |
balance |
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند |
balances |
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند |
assemble |
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن |
assembled |
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن |
assembles |
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن |
zero |
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست |
zeroes |
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست |
zeros |
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست |
disobedience |
تقریبا" معادل desertion |
kilo |
یک کیلوگرم معادل هزارگرم |
kilo |
معادل هزار |
kilos |
یک کیلوگرم معادل هزارگرم |
kilos |
معادل هزار |
menace |
معادل blackmail |
menaced |
معادل blackmail |
menaces |
معادل blackmail |
horsepower |
واحد نیرو معادل 647 وات |
ma |
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر |
mas |
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر |
nautical mile |
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت |
nautical mile |
مایل دریایی معادل 0581متر |
nautical miles |
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت |
nautical miles |
مایل دریایی معادل 0581متر |
false |
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست |
equivalence |
دروازهای که تابع معادل انجام میدهد |
equivalence |
معادل بودن |
text |
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند |
texts |
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند |
yard |
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر |
yard |
واحد طول معادل 4419/0متر |
yards |
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر |
yards |
واحد طول معادل 4419/0متر |
mile |
معادل 53/9061 متر |
miles |
معادل 53/9061 متر |
slug |
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم |
slugged |
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم |
slugs |
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم |
memorial |
معادل memorandum |
memorials |
معادل memorandum |
match |
تنظیم ثبات معادل با دیگری |
matches |
تنظیم ثبات معادل با دیگری |
excess |
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است |
excesses |
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است |
modifies |
معادل adapt |
modify |
معادل adapt |
modifying |
معادل adapt |
equivalent |
معادل |
equivalents |
معادل |
equal |
دقیقاگ معادل |
Other Matches |
|
ntamount |
معادل |
equipollent |
معادل |
tantamount |
معادل |
b |
معادل با بایتها |
expilation |
معادل robbery |
equalled |
دقیقاگ معادل |
date labourer |
معادل daysman |
assessor |
معادل assesor |
equalling |
دقیقاگ معادل |
equals |
دقیقاگ معادل |
redemption |
معادل ransom |
equivalent circuit |
مدار معادل |
equivalent service rounds |
گلوله معادل |
reformist |
معادل reformer |
equivalent weight |
وزن معادل |
equivalence gate |
دریچه معادل |
egalitaire |
معادل equalitarianism |
t equivalent circuit |
مدار معادل " T " |
counterclaim |
معادل set-off |
writing obligatory |
معادل bond |
equaled |
دقیقاگ معادل |
equaling |
دقیقاگ معادل |
reinsurance |
معادل re-assurance |
grade equivalent |
معادل کلاسی |
reformists |
معادل reformer |
ration in kind |
معادل جیره |
order of the day |
معادل agenda |
long ton |
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم |
hecto |
پیشوندی معادل 01 به توان 2 |
giga |
پیشوندی معادل 01بتوان 9 |
faculty of law |
معادل law schoolof |
final instrument |
معادل act final |
equivalently |
بطور هم ارز یا معادل |
air mile |
هوانوردی معادل 3301 |
contango |
معادل "continuation " & "carringover " |
bi- |
پیشوند معادل با bio- |
onus probandi |
معادل proof of burden |
tnt equivalent |
معادل با قدرت انفجار تی ان تی |
business cycle |
معادل cycle trade |
t parameter equipment circuit |
مدار معادل به صورت " T " |
casus belli |
معادل War Causeof |
ration in kind |
جیره معادل یاجانشین |
age equivalent scale |
مقیاس معادل سنی |
equivalent binary digits |
ارقام دودویی معادل |
Kbit |
معادل هزار بایت |
lebensraum |
معادل living-space |
quamdiu bene se gesserit |
معادل autculpam vitam ad |
NOT function |
معادل تابع NAND |
acid equivalent |
معادل شیمیایی اسید |
computed price |
قیمت ساختگی معادل administeredprice |
height equivalent of theroretical plate |
ارتفاع معادل بشقابک نظری |
high frequency equivalent circuit |
مدار معادل فرکانس بالا |
equivalent service rounds |
گلولههای معادل گلوله جنگی |
b |
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی |
cubit |
مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ |
bushel |
مقیاس وزنی است معادل 4پک |
bushels |
مقیاس وزنی است معادل 4پک |
constant cost |
هزینه ثابت معادل cost fixed |
barye |
واحد فشار معادل 01بتوان 6- بار |
quintal |
واحد وزنی معادل 001کیلو گرم |
statute mile |
میل رسمی معادل 0825 فوت |
half crown |
سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس |
capital bonus |
سودسهام معادل کلمه dividened stock میباشد |
canonical time unit |
زمان لازم برای طی مسافتی معادل یک رادیان |
legal aid |
معافیت ازهزینه دادرسی معادل assistance judicial |
milliampere |
اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر |
krona |
مسکوک ایسلند و سوئد معادل 6202/0 دلار |
double dabble |
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی |
microbar |
واحد فشار معادل 01 بتوان 6 داین بر سانتیمترمربع |
mhz |
اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه |
hypersonic |
سرعتی معادل یا بیش از 5برابر سرعت صوت |
knot |
[واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت] |
en |
واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است |
metric ton |
مقیاس وزن معادل هزارکیلوگرم یا حدود 0022 پوند |
even time |
دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه |
kpsi |
[واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع] |
assignment |
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف |
assignments |
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف |
balun |
مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند |
angstrom |
واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر |
h.e.t.p |
plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری |
kilderkin |
چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی |
r.s.c |
قوانین مربوط به دادگاه یادیوان عالی معادل supremecourt of rules |
persec |
واحد طول در مقیاس کیهانی معادل 262/3 سال نوری |
k |
به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست |
Kbyte |
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت |
hard spun |
[نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی] |
assignment |
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد |
assignments |
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد |
sthene |
واحد نیرو در سیستم غیرمتریک معادل نیرویی که به جرمی برابر یک تن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه |
nihilism |
شورش و شدت عمل را توصیه کند مفهومی تقریبا" معادل نهیلیسم و انارشیسم از خودگذشتگی و تن به فنا دادن |
grip length |
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد |
assigned |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
assign |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
assigning |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
denier |
دنیر [واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.] |
assigns |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
coincidence element |
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند |
coincidence circuit |
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند |
dower |
درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود |
hank |
طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.] |
gate |
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است |
sabin |
واحد جذب صوت معادل قوه جذب در یک فوت مربع |
connexion |
خویشاوندی سببی معادل affinity به معنی خویشاوندی ناشی از ازدواج |
basic type single tier formwork |
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب |
gram atom |
وزن یک عنصر شیمیایی بگرم که معادل وزن اتمی انست |
gates |
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است |
kappa |
حرف دهم الفبای یونانی که معادل حرف >کاف < فارسی وK انگلیسی است |
declares |
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری |
declaring |
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری |
shadow page |
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند |
shadow memory |
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند |
declare |
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری |
rood |
مقیاس سطحی معادل یک چهارم جریب مقیاس طولی که درانگلستان 7 الی 8 یارد است |
DVD |
درایو DVD که میتواند دیسک DVD را بخواند و نرخ ارسال داده معادل نه برابر ROM-CD دارد |
e |
عدد در مبنای شانزده معادل عدد دهدهی 14 |
hartley |
بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل |
kabal |
قبال [نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.] |
lsb |
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است |
ratio print |
عکس بزرگ شده یا کوچک شده به مقیاس معین عکس معادل |
m |
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه |
okuns law |
براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد |
marginal cost pricing |
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی |