Total search result: 201 (35 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
henpeck |
سعی کردن برای تفوق یافتن |
|
|
Other Matches |
|
dominates |
تفوق یافتن |
dominated |
تفوق یافتن |
dominate |
تفوق یافتن |
overmatch |
تفوق یافتن |
outnumbered |
با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر |
outnumbering |
با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر |
outnumbers |
با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر |
outnumber |
با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر |
head-hunting <idiom> |
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق |
trial and error <idiom> |
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب |
malfunctions |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
malfunction |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
malfunctioned |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
cats |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
cat |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
keystroke |
برسی هر کلید انتخاب شده برای اطمینان یافتن از اینکه برای عملی مناسب است |
to reach for knowledge |
برای یافتن |
to get the upper hand |
برتری جستن تفوق پیدا کردن |
seeking |
جستجو برای یافتن |
seeks |
جستجو برای یافتن |
seek |
جستجو برای یافتن |
problems |
یافتن پاسخ برای مشکلی |
problem |
یافتن پاسخ برای مشکلی |
hydrostat |
الت الکتریکی برای یافتن یادیدن اب |
measure |
عملیات برای اطمینان یافتن از صحت چیزی |
waiting games |
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب |
diagnostic |
تابعی در برنامه برای کمک به یافتن خطاها در سیستم کامپیوتری |
waiting game |
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب |
get a word in <idiom> |
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند |
queried |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
queries |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
querying |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
query |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
access time |
زمان لازم برای یافتن فایل یا برنامه در حافظه اصلی یا حافظه جانبی |
post |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
posted |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
posts |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
post- |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
tug of war |
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن |
derivation graph |
ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است |
TDR |
آزمایش برای یافتن محل خطای کابل , ارسال یک سیگنال روی کابل و بررسی مدت زمان برگشت آن |
indexing |
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن |
searches |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
search |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
searchingly |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
searched |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
searching storage |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
supremacy |
تفوق |
superiority |
تفوق |
ecellency |
تفوق |
hegemony |
تفوق |
advantage |
تفوق |
paramountcy |
تفوق |
transcendence |
تفوق |
preminence |
تفوق |
transcendence or cy |
تفوق |
preemimence |
تفوق |
predominancy |
تفوق |
pre eminence |
تفوق |
pre-eminence |
تفوق |
paramountey |
تفوق |
headship |
تفوق |
headships |
تفوق |
predominance |
تفوق |
tests |
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند |
tested |
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند |
distance vector protocols |
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود |
test |
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند |
propagating |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
propagated |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
propagates |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
propagate |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
excelling |
تفوق جستن بر |
ascendance |
تفوق برتری |
excelled |
تفوق جستن بر |
air superiority |
تفوق هوایی |
excels |
تفوق جستن بر |
vantage |
تفوق فرصت |
excel |
تفوق جستن بر |
influencing |
برتری تفوق |
humdingers |
تفوق برجسته |
ascendancy |
سلطه تفوق |
humdinger |
تفوق برجسته |
fire superiority |
تفوق اتش |
influence |
برتری تفوق |
superiority |
ارشدیت تفوق |
excellence |
خوبی تفوق |
influenced |
برتری تفوق |
masterdom |
تسلط تفوق |
to gain the upper hand |
تفوق جستن |
ascendency |
سلطه تفوق |
domination |
استیلا تفوق |
influences |
برتری تفوق |
meets |
: برخورد کردن یافتن |
meet |
: برخورد کردن یافتن |
prevalence |
تفوق درجه شیوع |
insurmountably |
بطور غیرقابل تفوق |
ultramontane |
تفوق مطلق پاپ |
prepotency |
غلبه تفوق بسیار |
insurmountable |
غیر قابل تفوق |
out maneuver |
تفوق جستن در مانور |
scscalable |
تفوق پذیر بالارفتنی |
terminated |
محدود کردن خاتمه یافتن |
transfuse |
رسوخ یافتن در تزریق کردن در |
terminate |
محدود کردن خاتمه یافتن |
exchanges |
عوض کردن تسعیر یافتن |
mended |
رفو کردن بهبودی یافتن |
strengthen |
تقویت یافتن تحکیم کردن |
exchanging |
عوض کردن تسعیر یافتن |
strengthened |
تقویت یافتن تحکیم کردن |
strengthens |
تقویت یافتن تحکیم کردن |
amending |
بهتر کردن بهبودی یافتن |
amended |
بهتر کردن بهبودی یافتن |
exchanged |
عوض کردن تسعیر یافتن |
exchange |
عوض کردن تسعیر یافتن |
gain |
کسب کردن باز یافتن |
gained |
کسب کردن باز یافتن |
migrates |
سیر کردن انتقال یافتن |
improved |
بهبودی یافتن پیشرفت کردن |
migrated |
سیر کردن انتقال یافتن |
mend |
رفو کردن بهبودی یافتن |
migrate |
سیر کردن انتقال یافتن |
gains |
کسب کردن باز یافتن |
amend |
بهتر کردن بهبودی یافتن |
mends |
رفو کردن بهبودی یافتن |
improving |
بهبودی یافتن پیشرفت کردن |
improves |
بهبودی یافتن پیشرفت کردن |
terminates |
محدود کردن خاتمه یافتن |
migrating |
سیر کردن انتقال یافتن |
improve |
بهبودی یافتن پیشرفت کردن |
surpasses |
بهتر بودن از تفوق جستن |
superable |
تفوق یافتنی فائق شدنی |
surpass |
بهتر بودن از تفوق جستن |
surpassed |
بهتر بودن از تفوق جستن |
white supremacist |
طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان |
extending |
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن |
locates |
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن |
locate |
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن |
extends |
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن |
extend |
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن |
locating |
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن |
located |
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن |
center |
کانونی کردن تمرکز یافتن مرکز |
white supremacy |
تفوق سفید پوستان برنژادهای دیگر |
adjourns |
بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن |
adjourn |
بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن |
adjourned |
بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن |
adjourning |
بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن |
ultramontanism |
سکونت در ارتفاعات زیاد اعتقاد به تفوق مطلق پاپ |
formula |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
formulas |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
formulae |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
to scramble for something |
هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی] |
flows |
لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن |
paragon |
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن |
flowed |
لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن |
flow |
لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن |
paragons |
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن |
liberal education |
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای |
auto |
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط |
potatoes and point |
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است |
personal |
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر |
autos |
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط |
intubation |
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان |
bread and point |
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است |
turnaround time |
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است |
diagnostics |
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن |
weight belt |
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر |
conferencing |
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن |
nympholept |
کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد |
skimming |
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش |
ikon |
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع |
times |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
timed |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
time |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
to send round the hat |
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن |
extend |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
extending |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
extends |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
increased |
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش |
increase |
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش |
increases |
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش |
B register |
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود |
leaders |
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود |
leader |
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود |
kiosks |
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم |
kiosk |
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم |
deleted |
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن |
delete |
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن |
deleting |
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن |
deletes |
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن |
veto |
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند |
vetoes |
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند |
vetoed |
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند |
vetoing |
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند |
winterize |
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن |
ascendable |
تفوق پذیر فراز پذیر |
ascendible |
تفوق پذیر فراز پذیر |
badminton |
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان |
flavorings |
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود |