English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
meringue سفیده تخم مرغ وشکر که روی شیرینی وکیک میگذارند نوعی کیک میوه دار
meringues سفیده تخم مرغ وشکر که روی شیرینی وکیک میگذارند نوعی کیک میوه دار
Other Matches
pasties شیرینی میوه دار
pasty شیرینی میوه دار
doughboy نان شیرینی میوه دار
brownies یکنوع نان شیرینی میوه دار
pattie نان شیرینی میوه داریاگوشت دار
brownie یکنوع نان شیرینی میوه دار
patty نان شیرینی میوه داریاگوشت دار
patties نان شیرینی میوه داریاگوشت دار
blintz نوعی شیرینی
blintze نوعی شیرینی
elecampane نوعی شیرینی
pasting نوعی شیرینی چسباندن
marshmallows نوعی شیرینی خمیرمانند
buttercup نوعی شیرینی کوچک
marshmallow نوعی شیرینی خمیرمانند
paste نوعی شیرینی چسباندن
pasted نوعی شیرینی چسباندن
pastes نوعی شیرینی چسباندن
buttercups نوعی شیرینی کوچک
sweethearts نوعی نان شیرینی بشکل قلب
girgerbread نوعی نان شیرینی که زنجبیل دارد
sweetheart نوعی نان شیرینی بشکل قلب
glair سفیده تخم مرغ سفیده
gingersnap نوعی نان شیرینی ترد زنجبیل دار
bergamot نوعی میوه ازخانواده نارنج
muffins نوعی شیرینی یاکلوچه که گرماگرم باکره میخورند بشقاب سفالی کوچک
muffin نوعی شیرینی یاکلوچه که گرماگرم باکره میخورند بشقاب سفالی کوچک
avocado نوعی میوه شبیه انبه یا گلابی بزرگ
dumpling نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
dumplings نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
avocados نوعی میوه شبیه انبه یا گلابی بزرگ
mince pie نوعی دسرغذا که بجای میوه دران گوشت قرار دارد
mince pies نوعی دسرغذا که بجای میوه دران گوشت قرار دارد
griddle cake نوعی نان شیرینی پهن ونازک که دو طرفش را روی اهن کلوچه پزی سرخ میکنند
mincemeat مخلوطی ازکشمش وشکر وگوشت
wassail ابجو یاشراب مخلوط با ادویه وشکر
swizzle انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر
torte کیک تخم مرغ وشکر ومغزگردو
cambric tea نوشابه گرمی از اب و شیر وشکر و اغلب چای
indusium پرده یا پوشش روی میوه غلاف میوه
glaireous سفیده وش
cellaret گنجهای که شیشههای باده دران میگذارند
crate صندوقی که چینی یا شیشه دران میگذارند
dress improver لایی که درپشت دامن زنانه میگذارند
crates صندوقی که چینی یا شیشه دران میگذارند
improver لایی که درپشت دامن زنانه میگذارند
epergne زیورشاخه دارکه دروسط میزغذاخوری میگذارند
flies blow meat حشرات روی گوشت تخم میگذارند
protoplasm سفیده یاخته
glaire سفیده تم مرغ
idioplasm اصل سفیده
glaire سفیده لعاب
chalk stone سفیده نقرسی
cytoplasm سفیده یاخته
cruet stand پایه تنگ هاوشیشه هاکه درسفره میگذارند
white of an egg سفیده تخم مرغ
egg-white سفیده تخم مرغ
sarcode سفیده یاخته حیوانی
plasmic وابسته به سفیده یاخته
sclera صلبیه یا سفیده سخت چشم
endosarc قسمت درونی سفیده سلول
plasma membrane غشاء خارجی سفیده یاخته
glairy مثل سفیده تخم مرغ چسبناک
scrambled eggs نیمروی زرده و سفیده مخلوط شده
mortarboards کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
mortarboard کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
jobot توری یا چین چینی که برای ارایش درسینه بند زنانه میگذارند
plasmolysis چروک و انقباض سفیده یاخته وخروج از جداریاخته
protagon جسم فوسفوری که جزاصلی سفیده مخ را تشکیل میدهد
diaeresis دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
dieresis دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
to beat the egg-white until it is stiff سفیده تخم مرغ را آنقدر بزنند که سفت شود
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
putlock تیر وتخته روی تخته بندی ساختمان که معماران پا روی ان میگذارند کف چوب بست
putlog تیر وتخته روی تخته بندی ساختمان که معماران پا روی ان میگذارند کف چوب بست
changelings بچهای که پریان بجای بچهای که دزدیده اند میگذارند
changeling بچهای که پریان بجای بچهای که دزدیده اند میگذارند
bittersweet نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
Mamihlapinatapai نگاهی که ۲ نفر با یکدیگر به اشتراک میگذارند که در آن هردو میخواهند و مایلند که طرف مقابل حرفی بزند ولی هیچ کدامشان نمیخواهند آغاز کنند.
asses' ears نوعی گوشه [نوعی شاخه]
goody شیرینی
love liness شیرینی
melodiousness شیرینی
mellifluence شیرینی
saccharinity شیرینی
marzipan شیرینی
confection شیرینی
nicy شیرینی
confections شیرینی
bonbon شیرینی
goodies شیرینی
sugar شیرینی
sugars شیرینی
pastry شیرینی
confetti شیرینی
amiability or amiableness شیرینی
loveliness شیرینی
lolipops شیرینی
amiability شیرینی
patisserie شیرینی
sweetness شیرینی
patisseries شیرینی
sweetmeat شیرینی
sugar candy شیرینی
sweet stuff شیرینی
pastries شیرینی
tuck شیرینی مربا
bakemeat نان شیرینی
freshness شیرینی بی نمکی
baked meat نان شیرینی
confectionary شیرینی سازی
cooky شیرینی بیسکویت
confectioners شیرینی فروش
tucks شیرینی مربا
wafers شیرینی پنجرهای
ingratiation خود شیرینی
sweetmeat شیرینی جات
confectioner شیرینی فروش
box suitmeats جعبه شیرینی
sweet tooth شیرینی دوست
tucking شیرینی مربا
sugared شیرینی زده
cookies شیرینی بیسکویت
wafer شیرینی پنجرهای
cooky شیرینی خشک
corn ball شیرینی چس فیل
custard pie یکجور شیرینی
sweet tooth علاقمند به شیرینی
cookies شیرینی خشک
puff pastry شیرینی پفکی
costs arabicus قسط شیرینی
kissing comfit شیرینی معطر
cracker یکجور شیرینی
crackers یکجور شیرینی
cookie شیرینی خشک
cookie شیرینی بیسکویت
Too much sweetnes cloys. شیرینی زیاد دل را می زند
shine up to <idiom> خود شیرینی کردن
patisserie مغازهی شیرینی پزی
ingratiating خود شیرینی کردن
patisseries مغازهی شیرینی پزی
marchpane نان شیرینی بادامی
ingratiates خود شیرینی کردن
confectionery صنعت شیرینی سازی
insinuative مبنی بر خود شیرینی
ingratiatingly ازراه خود شیرینی
tart نان شیرینی مربایی
tarts نان شیرینی مربایی
to pick thanks خود شیرینی کردن
mint شیرینی معطر با نعناع
minting شیرینی معطر با نعناع
mints شیرینی معطر با نعناع
nougat شیرینی بادام دار
sweetshop شیرینی فروشی قنادی
minted شیرینی معطر با نعناع
custard یکجور شیرینی یا فرنی
ratafia نان شیرینی بادامی
ratafee نان شیرینی بادامی
insinuator خود شیرینی کننده
ingratiate خود شیرینی کردن
ingratiated خود شیرینی کردن
puff paste نان شیرینی پف کردن
kuchen نان شیرینی کاکائودار
bagel نان شیرینی حلقوی
fondants شیرینی ای که در دهان اب میشود
french pastry شیرینی اردینه فرانسوی
to have a sweet tooth شیرینی دوست بودن
douceur شیرینی وفرافت رفتار
fondant شیرینی ای که در دهان اب میشود
confectionary شیرینی ساز قنادی
Wont you have sweets (candies) شیرینی میل نمی کنید ؟
frosting رویه خامهای کیک یا شیرینی
croissants نان شیرینی هلالی شکل
floating island جزیره شناور ومصنوعی شیرینی
bakery دکان نانوایی یا شیرینی پزی
puff pastry شیرینی دارای خامهی پف کرده
elf dock شیرینی که اززنجبیل شامی سازند
bakemeat شیرینی اردی غذای پخته
baked meat شیرینی اردی غذای پخته
bakeries دکان نانوایی یا شیرینی پزی
doughnut نان شیرینی گرد ومانند حلقه
to crawl to somebody برای کسی خود شیرینی کردن
to curry favour [British E] /favor [American E] with somebody برای کسی خود شیرینی کردن
pastile قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
She is fond of sweet things. از چیزهای شیرین ( شیرینی ) خوشش می آید
marsh mallow یکجور شیرینی که از ریشه خطمی میسازند
pastille قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
pastilles قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
limonene هیدروکربن شیرینی بفرمول 61H 01C
shortening روغن ترد کننده شیرینی وغیره
pastil قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
to smarm over somebody برای کسی خود شیرینی کردن
to make up to any one پیش کسی خود شیرینی کردن
icing شکر و تخم مرغ روی شیرینی
doughnuts نان شیرینی گرد ومانند حلقه
cybercafe نیز قهوه و شیرینی در آن موجود است
I clinched a lucrative deal. معامله چربی ( شیرینی ) انچام دادم
polish the apple <idiom> خود شیرینی کردن ،لعاب دادن به کسی
pastry کماج وکلوچه ومانند انها شیرینی پزی
pastries کماج وکلوچه ومانند انها شیرینی پزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com