English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
unbleached <adj.> سفیدگری نشده
Other Matches
bleaching سفیدگری
whitesmith رویگر سفیدگری یا رویگری کردن
raw wool پشم خام [پشمی که هیچگونه عملیات سفیدگری یا شستشو روی آن صورت نگرفته باشد.]
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unredeemed جبران نشده سبک نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
gold washing شستن طلائی [نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
incomplete انجام نشده پر نشده
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
unbowed خم نشده
uncharged پر نشده
unexamined <adj.> تایید نشده
untested <adj.> کنترل نشده
unalloyed الیاژ نشده
custom uncleared ترخیص نشده
unbidden دعوت نشده
unchecked <adj.> تایید نشده
unevaluated <adj.> تایید نشده
uninspected <adj.> تایید نشده
uninspected <adj.> کنترل نشده
unaudited <adj.> تایید نشده
inedited منتشر نشده
increate افریده نشده
uninvited دعوت نشده
in sheets صحافی نشده
unaudited <adj.> تست نشده
in quires صحافی نشده
imperforate منگنه نشده
unaudited <adj.> کنترل نشده
unchecked <adj.> کنترل نشده
unevaluated <adj.> کنترل نشده
unexamined <adj.> کنترل نشده
unpaid پرداخت نشده
untested <adj.> تایید نشده
unchanged عوض نشده
unabridged کوتاه نشده
unabridged تلخیص نشده
uncommitted تقبل نشده
undisturbed مختل نشده
unabated کاسته نشده
unclaimed مطالبه نشده
unfulfilled انجام نشده
uncut از هم جدا نشده
uncut قطع نشده
uncut بریده نشده
haggard رام نشده
unsung خوانده نشده
unsung ستایش نشده
unsung سروده نشده
untested <adj.> بررسی نشده
unseen مکشوف نشده
unaudited <adj.> بررسی نشده
unchecked <adj.> بررسی نشده
unevaluated <adj.> بررسی نشده
unexamined <adj.> بررسی نشده
autochthonous جابجا نشده
uninspected <adj.> بررسی نشده
uncontrolled کنترل نشده
unasked سوال نشده
uncontrolled مهار نشده
unseen مشاهده نشده
sightless دیده نشده
unfulfilled اجرا نشده
unreconstructed بازسازی نشده
unshod نعل نشده
unset ثابت نشده
unsaved پس انداز نشده
unsaturated اشباع نشده
unsaturate اشباع نشده
unpremediated تصور نشده
unpolished پرداخت نشده
unnormalized هنجار نشده
unspotted ننگین نشده
Before it is too late. While there is stI'll time. تا دیر نشده
unsought کاوش نشده
unlicked لیسیده نشده
unleached سفید نشده
unsight دیده نشده
unsocialized اجتماعی نشده
unstudied مطالعه نشده
unquestioned بحث نشده
unquestioned بررسی نشده
unquestioned استنتاق نشده
unpublished نشر نشده
unpublished چاپ نشده
unguarded حساب نشده
unguarded حراست نشده
unearned کسب نشده
unconnected وصل نشده
wound less زخمی نشده
unworn استعمال نشده
unworn کهنه نشده
unwashed شسته نشده
unthickened تغلیظ نشده
unexploded منفجر نشده
undeterred <adj.> منصرف نشده
roughdry اطو نشده
undyed <adj.> رنگرزی نشده
non switched line خط گزینه نشده
unaudited <adj.> آزمایش نشده
unchecked <adj.> آزمایش نشده
unevaluated <adj.> آزمایش نشده
unexamined <adj.> آزمایش نشده
uninspected <adj.> آزمایش نشده
untested <adj.> آزمایش نشده
intemerate بی ناموس نشده
innascible زایده نشده
inextinct نیست نشده
tenantless اشغال نشده
the date was not specified نشده بود
non-registered [not registered] <adj.> ثبت نشده
undisiplined تربیت نشده
undirected هدایت نشده
undefined تعریف نشده
undeeded در سندقید نشده
uncoditioned شرط نشده
uncoditioned قطعی نشده
uncleared ترخیص نشده
uncircumcised ختنه نشده
unbowed سر کوب نشده
unbacked رام نشده
unaccomplished انجام نشده
unaccommodated فراهم نشده
inedited چاپ نشده
unattached اعزام نشده
unsettled تصفیه نشده
unverified <adj.> تایید نشده
untested <adj.> امتحان نشده
unverified <adj.> کنترل نشده
unaudited <adj.> ارزیابی نشده
unchecked <adj.> ارزیابی نشده
unevaluated <adj.> ارزیابی نشده
unexamined <adj.> ارزیابی نشده
unverified <adj.> بررسی نشده
open واریز نشده
unverified <adj.> آزمایش نشده
unverified <adj.> تست نشده
unchecked <adj.> امتحان نشده
undetected کشف نشده
unevaluated <adj.> امتحان نشده
inexact درست نشده
unexamined <adj.> امتحان نشده
uninspected <adj.> امتحان نشده
opens واریز نشده
uninspected <adj.> ارزیابی نشده
untested <adj.> ارزیابی نشده
uncounted شمرده نشده
unread خوانده نشده
unchecked <adj.> تست نشده
virgin استفاده نشده
unissued <adj.> توزیع نشده
unaudited <adj.> ممیزی نشده
unchecked <adj.> ممیزی نشده
unevaluated <adj.> ممیزی نشده
unexamined <adj.> ممیزی نشده
uninspected <adj.> ممیزی نشده
unoccupied اشغال نشده
vacant اشغال نشده
untested <adj.> ممیزی نشده
unissued <adj.> منتشر نشده
virgins استفاده نشده
savage رام نشده
unaudited <adj.> بازرسی نشده
outstandingly وصول نشده
outstandingly واریز نشده
unadulterated مخلوط نشده
outstanding پرداخت نشده
outstanding تصفیه نشده
outstanding وصول نشده
untested <adj.> تست نشده
unchecked <adj.> بازرسی نشده
outstandingly تصفیه نشده
outstandingly پرداخت نشده
untested <adj.> بازرسی نشده
savaged رام نشده
savages رام نشده
savaging رام نشده
unaudited <adj.> امتحان نشده
uninspected <adj.> بازرسی نشده
unexamined <adj.> بازرسی نشده
unevaluated <adj.> بازرسی نشده
uninspected <adj.> تست نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com