English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
as white as a sheet <idiom> سفید مثل گچ دیوار
Search result with all words
fresco a wall دیوار سفید کرده را
Other Matches
partition wall دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
watermark علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermarks علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall دیوار نگهبان دیوار محافظ
leukon عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
platina پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
white with blue stripes سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
adjacent نزدیک دیوار به دیوار
leukocyte گویچه سفید خون گلبول سفید خون
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
face wall دیوار بر
wellhead سر دیوار
counter-scrap دیوار
bulwark دیوار
curtains دیوار
f. with the woll دیوار
walls have ears دیوار
wall دیوار
bulkheads دیوار
enclosure wall دیوار بر
partition دیوار
walls دیوار
bulkhead دیوار
partitions دیوار
wall-to-wall از دیوار به دیوار
fence دیوار
cope سر دیوار
fences دیوار
alignment frontage بر دیوار
coping سر دیوار
bulwarks دیوار
batter of a wall شیب دیوار
load-bearing دیوار باربر
allering کنگره دیوار
one brick wall دیوار یک اجره
non load bearing wall دیوار تیغه
outer wall دیوار خارجی
quay دیوار ساحلی
gravity wall دیوار وزنی
batter of wall میل دیوار
bay فرورفتگی دیوار
posters دیوار کوب
load bearing wall دیوار حمال
shear wall دیوار برشی
side wall دیوار پهلویی
sonic boom دیوار صوتی
load bearing wall دیوار باربر
enclosures دیوار حصارکشی
retaining wall دیوار ضامن
enclosure دیوار حصارکشی
quays دیوار ساحلی
non bearing wall دیوار تیغه
sleeper wall دیوار کرسی
sidewall دیوار پهلویی
sonic booms دیوار صوتی
bailey دیوار بیرونی
batter of a wall میل دیوار
septate دیوار دار
poster دیوار کوب
party walls دیوار مشترک
panel wall اگین دیوار
outwall دیوار بیرونی
retaining wall دیوار حائل
render a wall استرکشی دیوار
partition wall دیوار تیغه
niche تو رفتگی در دیوار
coping قرنیس دیوار
rear wall دیوار پشت
front wall دیوار جلو
gable wall دیوار لچکی
petard بمب دیوار کن
party wall دیوار مشترک
niches تو رفتگی در دیوار
bearing wall دیوار بارگیر
bearing wall دیوار باربر
seawall دیوار یا سد دریایی
load-bearing wall دیوار حمال
lie-by تو رفتگی دیوار
sea dike دیوار ساحلی
mason up ساختن دیوار
gable wall دیوار سنتوری
murals دیوار نما
hollow walls دیوار دو جداره
mural دیوار نما
embankments دیوار خاکی
dwarf wall دیوار نیمه
embankment دیوار خاکی
quay wall دیوار بارانداز
weephole ابرو دیوار
wall paint رنگ دیوار
cavity walls دیوار دو جداره
interior wall دیوار داخلی
an interstice in a wall ترک در دیوار
inwall دیوار گرفتن
partitions دیوار تیغه
partition دیوار تیغه
vallation دیوار خاکی
common wall دیوار مشترک
cavity walls دیوار صندوقهای
cross wall دیوار همبر
weephole راه اب در دیوار
counterfort دیوار تکیه
counterfort دیوار تقویتی
wall opening روزنه دیوار
wall lining اندود دیوار
wall lining پوشش دیوار
wall insulator عایق دیوار
cavity wall دیوار صندوقهای
cavity wall دیوار دو جداره
cranny شکاف دیوار
tow brick wall دیوار دواجره
thickness of a wall ضخامت دیوار
clay wall دیوار چینه
cordon سرپوش دیوار
tow brick wall دیوار دو اجری
cut off wall دیوار جداکننده
guide bank دیوار هادی سد
thickness of a wall کلفتی دیوار
the pictures on the wall ی روی دیوار
decorated wall دیوار تزیینی
spine wall دیوار اساسی
dike دیوار مانع
cordons سرپوش دیوار
key wall دیوار اب بند
conservative wall دیوار باغچه
curtain wall دیوار پردهای
cut off دیوار اببند
cobwall دیوار کاهگلی
abutment دیوار پشتیبان
alabastrine سفید
blankest سفید
miniver خز سفید
blank سفید
chalk گل سفید
chalks گل سفید
blank check چک سفید
chalking گل سفید
chalked گل سفید
snow-white سفید
whiting گچ سفید
blank cheques چک سفید
blank cheque چک سفید
snowy سفید
hoary headed مو سفید
white tailed دم سفید
shiro سفید
silvery سفید
sow white سفید
minever خز سفید
hoary سفید
whitest سفید
white سفید
whiter سفید
point [wall socket] [British] پریز روی دیوار
power outlet پریز روی دیوار
lining of the wall پوشش روی دیوار
socket [wall socket] پریز روی دیوار
backboard دیوار تمرین تنیس
half brick wall دیوار نیم اجره
abamurus [مستحک کننده دیوار]
bell's bund دیوار هدایت کننده اب
My head hit the wall. سرم خورد به دیوار
approach parapets جان پناه دیوار
immurement در دیوار قرار دادن
screened دیوار تخته حفاظ
screen دیوار تخته حفاظ
mural واقع برروی دیوار
murals واقع برروی دیوار
electrical outlet پریز روی دیوار
abutment بست دیوار نزدیکی
mason up بالا اوردن دیوار
screens دیوار تخته حفاظ
bracket light چراغ دیوار کوب
To stick a poster on the wall. اعلان به دیوار چسباندن
screening, screenings دیوار تخته حفاظ
facing روکش محافظ دیوار
concrete core wall دیوار با هسته بتنی
wall entrance عبور از داخل دیوار
wailing wall دیوار قدیمی اورشلیم
dragon-bracket طاقچه دیوار کوب
toss ball against a wall تمرین ابشار با دیوار
toe wall دیوار پای خاکریز
to encircle with a wall دیوار یا چینه کشیدن
to deafen a wall عایق کردن دیوار
to deaden a wall عایق کردن دیوار
fire wall دیوار اتش بند
buttress دیوار پشت بند
buttressed شمع پشتیبان دیوار
buttressed دیوار پشت بند
wall socket پریز روی دیوار
coping of a wall قرنیس روی دیوار
facings روکش محافظ دیوار
rockeries دیوار کوه نما
rockery دیوار کوه نما
baffle دیوار ارام کننده
baffled دیوار ارام کننده
baffles دیوار ارام کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com