English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (9 milliseconds)
English Persian
prolapse of the uterus سقوط رحم
Search result with all words
crash land سقوط کردن هواپیما
crash-land سقوط کردن هواپیما
crash-landed سقوط کردن هواپیما
crash-landing سقوط کردن هواپیما
crash-lands سقوط کردن هواپیما
abort سقوط کردن موشک یا هواپیما
abort سقوط کردن
aborted سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborted سقوط کردن
aborting سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborting سقوط کردن
aborts سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborts سقوط کردن
crash سقوط کردن هواپیما
crash سقوط
crash سقوط کردن
crash سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashed سقوط کردن هواپیما
crashed سقوط
crashed سقوط کردن
crashed سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashes سقوط کردن هواپیما
crashes سقوط
crashes سقوط کردن
crashes سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashing سقوط کردن هواپیما
crashing سقوط
crashing سقوط کردن
crashing سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashingly سقوط کردن هواپیما
crashingly سقوط
crashingly سقوط کردن
crashingly سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
chute سقوط انحطاط
chute ریزش با سقوط
chute سقوط
chutes سقوط انحطاط
chutes ریزش با سقوط
chutes سقوط
plumper دروغ صرف سقوط
stump بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumped بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumping بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumps بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
slump یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumped یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumping یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumps یکباره فرو ریختن سقوط کردن
drop سقوط
drop قطره سقوط کردن کم کنید
drop چکه سقوط
drop افت سقوط
dropped سقوط
dropped قطره سقوط کردن کم کنید
dropped چکه سقوط
dropped افت سقوط
dropping سقوط
dropping قطره سقوط کردن کم کنید
dropping چکه سقوط
dropping افت سقوط
drops سقوط
drops قطره سقوط کردن کم کنید
drops چکه سقوط
drops افت سقوط
Marxist طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
Marxists طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
arrest جلوگیری از سقوط
arrested جلوگیری از سقوط
arrests جلوگیری از سقوط
debacle سقوط ناگهانی حکومت و غیره
debacles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
dTbGcles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
loss گریز سقوط
downfall سقوط
collapse متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapse سقوط
collapsed متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapsed سقوط
collapses متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapses سقوط
collapsing متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapsing سقوط
free fall سقوط ازاد
stumbling block سبب سقوط
stumbling blocks سبب سقوط
falling سقوط کننده
falling سقوط
skid راه شکست مسیر سقوط
skidded راه شکست مسیر سقوط
skidding راه شکست مسیر سقوط
skids راه شکست مسیر سقوط
precipitate سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitated سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitates سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitating سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
plunge سقوط سنگین فرو بردن
plunged سقوط سنگین فرو بردن
plunges سقوط سنگین فرو بردن
crack up سقوط
crack-up سقوط
Other Matches
paradrag drop سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
elapse سقوط
low dwon سقوط
downcome سقوط
prolapse سقوط
elapses سقوط
elapsing سقوط
fall سقوط
come down سقوط
prolapsus سقوط
tailspin سقوط
nosedived سقوط
nosedives سقوط
nosediving سقوط
nosedive سقوط
termination of obligations سقوط تعهدات
velocity of fall سرعت سقوط
wipe out سقوط کردن
nosedive سقوط کردن
nosedives سقوط کردن
nosediving سقوط کردن
tailspin سقوط کردن
lapse vi سقوط کردن
fall سقوط کردن
fall افت سقوط
break down سقوط ناگهانی
discharge of an obligation سقوط تعهد
fall velocity سرعت سقوط
gastroptosis سقوط معده
lapse inconduct سقوط در رفتاروکردار
nosedived سقوط کردن
proctoptosis سقوط روده راست
pash سقوط برف سنگین
drop hammer چکش سقوط ازاد
free type parachute چتر سقوط ازاد
meteor shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
meteoric shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
prolapse of the uterus درامدگی سیبک سقوط زهدان
high velocity drop بارریزی با سرعت سقوط زیاد
lysis سقوط وزوال تدریجی مرض
falling of the womb سقوط کردن پائین افتادگی
dropping ball viscosimeter گرانروی سنج با سقوط گلوله
late time زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
gravity extraction بیرون ریختن یا پرتاب بار ازهواپیما با استفاده از سقوط ازاد
red out از بین رفتن قدرت بینایی هنگام سقوط با شتاب منفی
gravity drop پرتاب بار یا بارریزی ازهواپیما با استفاده از نیروی سقوط ازاد
raker تیری که پشت دیوار بطور مایل می بندند تادیوار سقوط نکند
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com