English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
meteor shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
meteoric shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
Other Matches
paradrag drop سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
armor piercing ثاقب
falling stars ثاقب
falling star ثاقب
spurrey ثاقب مهمیزدار
piercing shell گلوله ثاقب
spurry ثاقب مهمیزدار
shooting stars ستاره ثاقب
shooting star ستاره ثاقب
shooting star شهاب ثاقب
meteors شهاب ثاقب
meteor شهاب ثاقب
shooting stars شهاب ثاقب
armor piercing capped دارای کلاهک ثاقب
armor piercing capped گلوله باکلاهک ثاقب
aerolite شهاب ثاقب شخانه
sabot روکش گلوله ثاقب
meteoroid شهاب ثاقب احجار سماوی
cannelure شیار استقرار روکش گلوله ثاقب
consecutive پیاپی
successive پیاپی
serials پیاپی
serial پیاپی
succession پیاپی
successions پیاپی
stand-off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
vomiturition استفراغ پیاپی
serial feeding خورش پیاپی
serial number شماره پیاپی
successively پیاپی پشت سر هم
serial correlation همبستگی پیاپی
serial numbers شماره پیاپی
serializer پیاپی ساز
serial access دستیابی پیاپی
consecutive پیاپی متوالی
continuous reinforcement تقویت پیاپی
biotic succession پیاپی زیستی
bursts گروهی از خطاهای پیاپی .
accumulative sampling نمونه گیری پیاپی
consecutive number of the chart شماره پیاپی نقشه
serial access memory حافظه با دستیابی پیاپی
burst گروهی از خطاهای پیاپی .
serialises نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialising نوبتی کردن پیاپی ساختن
serializes نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialize نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialised نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialized نوبتی کردن پیاپی ساختن
pepper فلفلی باضربات پیاپی زدن
peppering فلفلی باضربات پیاپی زدن
peppers فلفلی باضربات پیاپی زدن
quick firer تفنگی که پیاپی میتواندتیراندازی کند
continual آنچه به طور پیاپی رخ میدهد
serializing نوبتی کردن پیاپی ساختن
sample size مدت زمان بین دوالگوی پیاپی
Seven solid years. هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
continuous سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
splice ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
spliced ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
splices ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
splicing ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
alliteration اغاز چند کلمه پیاپی با یک حرف متشابه الصورت
sprocket چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
sprocket wheel چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
defragmentation سازماندهی مجدد فایل ها روی شیاری دیسک سخت به صورت پیاپی
byte ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
bytes ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
jabber سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbered سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
carriers حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carrier حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
jabbering سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbers سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
collapse سقوط
downfall سقوط
downcome سقوط
come down سقوط
falling سقوط
low dwon سقوط
fall سقوط
prolapse سقوط
crack up سقوط
collapsing سقوط
crack-up سقوط
elapse سقوط
collapses سقوط
elapses سقوط
collapsed سقوط
elapsing سقوط
prolapsus سقوط
chutes سقوط
crash سقوط
nosedive سقوط
dropped سقوط
crashed سقوط
crashes سقوط
drop سقوط
nosedived سقوط
crashing سقوط
nosedives سقوط
chute سقوط
nosediving سقوط
crashingly سقوط
dropping سقوط
tailspin سقوط
drops سقوط
perforations خط سوراخهای کوچک در یک ورقه کاغذ یا کاغذهای پیاپی برای کمک به پاره کردن آنها
optical شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری
discharge of an obligation سقوط تعهد
chute ریزش با سقوط
fall velocity سرعت سقوط
gastroptosis سقوط معده
lapse inconduct سقوط در رفتاروکردار
prolapse of the uterus سقوط رحم
lapse vi سقوط کردن
chute سقوط انحطاط
crashingly سقوط کردن
aborts سقوط کردن
aborting سقوط کردن
aborted سقوط کردن
crash سقوط کردن
break down سقوط ناگهانی
abort سقوط کردن
crashed سقوط کردن
tailspin سقوط کردن
fall افت سقوط
fall سقوط کردن
crashing سقوط کردن
chutes سقوط انحطاط
drops افت سقوط
dropped افت سقوط
free fall سقوط ازاد
stumbling blocks سبب سقوط
stumbling block سبب سقوط
dropped چکه سقوط
arrest جلوگیری از سقوط
wipe out سقوط کردن
termination of obligations سقوط تعهدات
dropping چکه سقوط
velocity of fall سرعت سقوط
dropping افت سقوط
falling سقوط کننده
drops چکه سقوط
drop افت سقوط
nosedived سقوط کردن
nosediving سقوط کردن
crashes سقوط کردن
loss گریز سقوط
arrests جلوگیری از سقوط
nosedives سقوط کردن
chutes ریزش با سقوط
nosedive سقوط کردن
drop چکه سقوط
arrested جلوگیری از سقوط
soaks اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
soak اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
proctoptosis سقوط روده راست
crash land سقوط کردن هواپیما
crash-land سقوط کردن هواپیما
crash-landing سقوط کردن هواپیما
crash-lands سقوط کردن هواپیما
free type parachute چتر سقوط ازاد
crash-landed سقوط کردن هواپیما
drop hammer چکش سقوط ازاد
plumper دروغ صرف سقوط
crashingly سقوط کردن هواپیما
crashing سقوط کردن هواپیما
crashes سقوط کردن هواپیما
crashed سقوط کردن هواپیما
pash سقوط برف سنگین
crash سقوط کردن هواپیما
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
lysis سقوط وزوال تدریجی مرض
prolapse of the uterus درامدگی سیبک سقوط زهدان
dTbGcles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
drops قطره سقوط کردن کم کنید
skids راه شکست مسیر سقوط
skidding راه شکست مسیر سقوط
skidded راه شکست مسیر سقوط
skid راه شکست مسیر سقوط
drop قطره سقوط کردن کم کنید
dropped قطره سقوط کردن کم کنید
dropping قطره سقوط کردن کم کنید
debacles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
debacle سقوط ناگهانی حکومت و غیره
plunge سقوط سنگین فرو بردن
plunged سقوط سنگین فرو بردن
plunges سقوط سنگین فرو بردن
high velocity drop بارریزی با سرعت سقوط زیاد
abort سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborted سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborting سقوط کردن موشک یا هواپیما
falling of the womb سقوط کردن پائین افتادگی
dropping ball viscosimeter گرانروی سنج با سقوط گلوله
aborts سقوط کردن موشک یا هواپیما
slumping یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumps یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumped یکباره فرو ریختن سقوط کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com