Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
squirish
سلحشور وار شبیه حامی زن
Other Matches
rink
سلحشور
rinks
سلحشور
knight
سلحشور
knights
سلحشور
knighting
سلحشور
knighted
سلحشور
warrior
سلحشور محارب
squire
ارباب سلحشور
amazon
زن سلحشور وبلندقامت
squires
ارباب سلحشور
warriors
سلحشور محارب
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
actor
حامی
actors
حامی
unbacked
بی حامی
shield
حامی
shields
حامی
bulwarks
حامی
bulwark
حامی
patrons
حامی
supporter
حامی
supporters
حامی
support r
حامی
supportless
بی حامی
sustentacular
حامی
patronless
بی حامی
backer
حامی
backers
حامی
patron
حامی
vindicator
حامی
upholder
حامی
upholders
حامی
abetter
حامی
supportive
حامی
sponsor
حامی
abetter or abettor
حامی
advocate
حامی
sponsoring
حامی
sponsors
حامی
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
patroness
حامی مونث
partizan etc
هواخواه حامی
partizan etc
حامی طرفدارانه
our esteemed patron
حامی محترم ما
factioneer
هوادار حامی
robin hood
حامی ضعفا
protector
حامی سرپرست
sponsored
حامی سرپرست
nepotist
حامی خویشاندان
protectors
حامی سرپرست
tribune
حامی ملت
sponsors
التزام دهنده حامی
sponsoring
التزام دهنده حامی
partisan
حامی پیرو متعصب
boosters
حامی ترقی دهنده
tribuneship
مقام حامی ملت
booster
حامی ترقی دهنده
advocates
طرفداری کردن حامی
advocating
طرفداری کردن حامی
hamito semitic
از نژاد حامی وسامی
partizan
حامی پیرو متعصب
sponsor
التزام دهنده حامی
advocated
طرفداری کردن حامی
partisans
حامی پیرو متعصب
maecenas
حامی و حافظ علم وادب
younker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
yonker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
lar n
در روم باستان نام یکی ازخدایان حامی خانه
patron saints
امام یا شخص مقدس حامی شخص
patron saint
امام یا شخص مقدس حامی شخص
analogous
شبیه
similes
شبیه
simile
شبیه
personator
شبیه
luteous
شبیه گل
more like;most like
شبیه تر
nearing
شبیه
papilionaceous
شبیه
similar
شبیه
pygidial
شبیه دم
quasi
شبیه
make
شبیه
anthoid
شبیه به گل
feathery
شبیه به پر
akin
<adj.>
شبیه
alike
<adj.>
شبیه
similar
<adj.>
شبیه
medal
شبیه
medals
شبیه
imitations
شبیه
near
شبیه
womanlike
شبیه زن
wifelike
شبیه زن
imitation
شبیه
nears
شبیه
simulant
شبیه
similiar
شبیه
similar to that
شبیه به ان
makes
شبیه
like
<adj.>
شبیه
related
<adj.>
شبیه
nearer
شبیه
near-
شبیه
neared
شبیه
nearest
شبیه
dermoidal
شبیه پوست
nomological
شبیه قانون
chochleate
شبیه صدف
crystalloid
شبیه بلور
computer simulation
شبیه سازی
dermoid
شبیه پوست
claustral
شبیه حجره
citied
شبیه شهر
chylaceous
شبیه کیلوس
chartaceous
شبیه کاغذ
encephaloid
شبیه مغز
epithelial
شبیه بشرهای
ichthyoid
شبیه ماهی
henny
شبیه بمرغ
vee
شبیه حرف v
haemoid
شبیه خون
haematoid
شبیه بخون
grapy
شبیه انگور
goosy
شبیه غاز
vermiform
شبیه کرم
vestibular
شبیه رخت کن
ghostliness
شبیه به روح
for all the world like
کاملا` شبیه
fiddleback
شبیه کمانچه
fiddleback
شبیه ویولون
farfetched
شبیه بعید
vestibular
شبیه اتاقک
eugenoid
شبیه اوگانا
epithelioid
شبیه بشرهای
keel shaped
شبیه ته کشتی
assonant
شبیه در صدا
stellar
شبیه ستاره
woodsy
شبیه چنگل
simulated
شبیه ساخته
popish
شبیه کاتولیک
likes
شبیه همچون
liked
شبیه همچون
like
شبیه همچون
airily
شبیه هوا
alike
شبیه یکسان
astral
شبیه ستاره
nebulous
شبیه سحاب
adrenergic
شبیه ادرنالین
cervine
شبیه گوزن
carinal
شبیه زورق
butyraceous
شبیه کره
berrylike
شبیه توت
b
هرشکلی شبیه به B
bovine
شبیه گاو
argillaceous
شبیه خاک رس
virgulate
شبیه میله
waterish
هر چیزی شبیه اب
whippy
شبیه شلاق
prismoidal
شبیه منشور
alkaloid
شبیه قلیا
aliform
شبیه بال
goosey
شبیه غاز
lacertilian
شبیه مارمولک
sculpturesque
شبیه مجسمه
reniform
شبیه کلیه
quasi easement
حق شبیه به حق ارتفاق
sulfurous
شبیه گوگرد
sulphurous
شبیه گوگرد
psittaceous
شبیه طوطی
susurrous
شبیه نجوا
protean
شبیه Proteus
polypous
شبیه بواسیرلحمی
polypose
شبیه بواسیرلحمی
plumy
شبیه پر کرکی
plexiform
شبکهای شبیه رگ
plexiform
شبیه شبکه
platy
شبیه بشقاب
platinoid
شبیه پلاتین
pisiform
شبیه نخود
susurrus
شبیه نجوا
rhizome
شبیه ریشه
styloid
شبیه نیزه
semblable
شباهت شبیه
simulant of
مانند شبیه
sloughy
شبیه دله
snakelike
شبیه مار
screwlike
شبیه اچار
scotic
شبیه اسکاتلندیها
sagittate
شبیه تیر
rooty
شبیه ریشه
snuffy
شبیه انفیه
soupy
شبیه ابگوشت
spathulate
شبیه مرهم کش
spatulate
شبیه مرهم کش
spheroid
شبیه کره
splenoid
شبیه به طحال
stomatic
شبیه دهان
stubbly
شبیه کاهبن
piscine
شبیه ماهی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com