English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
regnant سلطنت کننده
Search result with all words
regina ملکه سلطنت کننده
Other Matches
subkingdom سلطنت تابع سلطنت دیگری
viceroyship نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
viceroyalty نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
realms سلطنت
queenhood سلطنت
reigned سلطنت
reigns سلطنت
kingdom سلطنت
sultanate سلطنت
sultanates سلطنت
realm سلطنت
Majesties سلطنت
Majesty سلطنت
king ship سلطنت
kinghood سلطنت
reigin سلطنت
antimonaechical ضد سلطنت
the u states سلطنت
dominion سلطنت
king dom سلطنت
reign سلطنت
the u kingdom سلطنت
raj سلطنت
constitutional monarchy سلطنت مشروطه
monarchize سلطنت کردن
absolute monarchy سلطنت مطلقه
rights of throne حقوق سلطنت
the united kingdom سلطنت متحده
regencies نیابت سلطنت
monarchist سلطنت طلب
monarchists سلطنت طلب
royalists سلطنت طلب
royalists طرفدار سلطنت
reign سلطنت کردن
monarchic سلطنت خواه
royalist طرفدار سلطنت
royalism سلطنت طلبی
reigned سلطنت کردن
royalist سلطنت طلب
constitutional monarchies سلطنت مشروطه
reigns سلطنت کردن
regency نیابت سلطنت
regality سلطنت قلمرو
antimonaechical مخالف سلطنت
kingship مقام سلطنت
monarchize تبدیل به سلطنت
monarchical سلطنت طلبی
decrown خلع از سلطنت
dethroning از سلطنت خلع کردن
dethrones از سلطنت خلع کردن
dethroned از سلطنت خلع کردن
monarchism اصول سلطنت مستقل
dethrone از سلطنت خلع کردن
reign سلطنت یاحکمرانی کردن
vice regent وابسته به نیابت سلطنت
reigin جکومت سلطنت کردن
Achaemenid دوره سلطنت هخامنشیان
reigned سلطنت یاحکمرانی کردن
viceroyal مربوط به نیابت سلطنت
reigns سلطنت یاحکمرانی کردن
viceregal مربوط به نیابت سلطنت
absolutism سیستم سلطنت استبدادی
monarchies سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
enthrone برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
monarchy سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
legitimism هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
enthroning برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthrones برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroned برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
monarchic مربوط به سلطان یا سلطنت مستقل
legitimist هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
Victorian مربوط به زمان سلطنت ملکه ویکتوریا
millenarian معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarianism اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
lese majeste خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
monarchs پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
princess regent شاهزاده خانمیکه نیابت سلطنت راعهده دارباشد
sovereignty پادشاهی و سلطنت وفرمانروایی حاکمیت و سیادت و سلطه
monarch پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
Jacobean مربوط بدوره سلطنت جیمزاول و دوم در انگلیس
lese majesty خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
crown colony بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
erastianism سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com