English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (7 milliseconds)
English Persian
ascendancy سلطه تفوق
ascendency سلطه تفوق
Other Matches
dominance submission سلطه گری- سلطه پذیری
ascendance submission سلطه گری- سلطه پذیری
domineering سلطه جو
dominant سلطه گر
aggressive سلطه جو
sways سلطه
sway سلطه
sovereignty سلطه
swayed سلطه
mastery سلطه
dominance سلطه
domination سلطه
submissive سلطه پذیر
rule حکومت سلطه
empery سلطه کامل
domination سلطه گری
submission سلطه پذیری
ascendance سلطه گری
thalassocracy سلطه دریایی
submissiveness سلطه پذیری
dominance سلطه گری
dominance need نیاز سلطه گری
domineer سلطه جویی کردن
sways اهتزاز سلطه حکومت کردن
in a battle for world domination مبارزه برای سلطه جهان
powers اقتدار سلطه نیروی برق
emancipating از زیر سلطه خارج کردن
emancipates از زیر سلطه خارج کردن
swayed اهتزاز سلطه حکومت کردن
sway اهتزاز سلطه حکومت کردن
powering اقتدار سلطه نیروی برق
powered اقتدار سلطه نیروی برق
power اقتدار سلطه نیروی برق
emancipated از زیر سلطه خارج کردن
emancipate از زیر سلطه خارج کردن
pre eminence تفوق
advantage تفوق
predominancy تفوق
ecellency تفوق
preemimence تفوق
preminence تفوق
paramountcy تفوق
transcendence تفوق
transcendence or cy تفوق
paramountey تفوق
predominance تفوق
pre-eminence تفوق
supremacy تفوق
headship تفوق
headships تفوق
hegemony تفوق
superiority تفوق
sovereignty پادشاهی و سلطنت وفرمانروایی حاکمیت و سیادت و سلطه
excel تفوق جستن بر
vantage تفوق فرصت
fire superiority تفوق اتش
excelled تفوق جستن بر
excelling تفوق جستن بر
masterdom تسلط تفوق
overmatch تفوق یافتن
influencing برتری تفوق
influences برتری تفوق
influenced برتری تفوق
to gain the upper hand تفوق جستن
influence برتری تفوق
excels تفوق جستن بر
humdinger تفوق برجسته
dominates تفوق یافتن
air superiority تفوق هوایی
dominate تفوق یافتن
dominated تفوق یافتن
ascendance تفوق برتری
humdingers تفوق برجسته
domination استیلا تفوق
superiority ارشدیت تفوق
excellence خوبی تفوق
insurmountably بطور غیرقابل تفوق
scscalable تفوق پذیر بالارفتنی
prevalence تفوق درجه شیوع
ultramontane تفوق مطلق پاپ
outnumbering با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
prepotency غلبه تفوق بسیار
insurmountable غیر قابل تفوق
outnumber با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
outnumbered با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
outnumbers با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
out maneuver تفوق جستن در مانور
surpass بهتر بودن از تفوق جستن
surpassed بهتر بودن از تفوق جستن
white supremacist طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان
superable تفوق یافتنی فائق شدنی
surpasses بهتر بودن از تفوق جستن
to get the upper hand برتری جستن تفوق پیدا کردن
white supremacy تفوق سفید پوستان برنژادهای دیگر
henpeck سعی کردن برای تفوق یافتن
ultramontanism سکونت در ارتفاعات زیاد اعتقاد به تفوق مطلق پاپ
front de liberation national جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
ascendible تفوق پذیر فراز پذیر
ascendable تفوق پذیر فراز پذیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com