English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
unbalanced cell سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
Other Matches
nickel cadmium battery باطری الکتریکی نیکل کادمیوم
gonidium یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
chargers دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
charger دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
spermatid سلول حاصله از تقسیم سلول منی سازکه تبدیل به سلول منی میشود
spermatogonium سلول اولیه جنس نر سلول بیضه
isogamete سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
gametangium سلول یا عضوسازنده سلول جنسی
cargo outturn message پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
clearing تخلیه محل تخلیه بیماران
clearings تخلیه محل تخلیه بیماران
unipolar سلولهای عصبی یک قطبی
odontoblast سلولهای عاج ساز
somatogenic ایجادکننده سلولهای جداری وجسمی
somatogenic ناشی از سلولهای جداری وبدنه
leukocytoblast سلولهای موجدگلبولهای سفید خون
turgor ورم سلولهای زنده گیاهی
dendrite شاخههای متعدد سلولهای عصبی
extracellular واقع درخارج سلولهای بدن
myeloma تومور بدخیم سلولهای مغز استخوان
manubrium سلولهای استوانهای میان جدار داخلی
acanthoma اماس سلولهای خارداربافت پوششی مالپیقی
exodermis لایهء خارجی سلولهای زنده محیطی
autogenesis ترکیب یا امیختگی سلولهای همانند یا هم نوع باهم
nickels نیکل
invar نیکل
nickle نیکل
nickle silver نیکل
nickel نیکل
haploid دارای نیمی ازکروموزومهای اصلی مانندکروموسوم سلولهای جنسی
nichrome نیکل کروم
nickle اب نیکل دادن
nickeliferous حاوی نیکل
pig nickel نیکل شمش
nickel recovery بازیابی نیکل
nickel ore کانه نیکل
ferro nickel فرو نیکل
nickel powder گرد نیکل
nickel plating ابکاری نیکل
garnierite معدن نیکل
nickeliferous نیکل دار
nickel alloy الیاژ نیکل
garnierite سنگ نیکل
macromere سلولهای بزرگتری که در اثر تقسیم سلولی نامساوی تخم ایجادمیشود
nickel plate اب نیکل دادن گالوانیکی
chrome nickl steel فولاد کروم - نیکل
nickel steel فولاد نیکل دار
nickel iron battery باتری نیکل-اهن
nicalloy الیاژی از نیکل و اهن
nickel silver الیاژی مرکب از مس و روی و نیکل
kovar الیاژی از اهن نیکل کبالت
alumel الیاژی از نیکل و کرم جهت ترموکوپلها
nickel سکه پنج سنتی اب نیکل دادن
nickels سکه پنج سنتی اب نیکل دادن
anoxia فقدان اکسیژن در سلولهای خونی و بافتی که اغلب منجربه زیانهای جبران ناپذیری میشود
deep cycling روشی برای نگهداری باطریهای نیکل- کادمیم
incolen الیاژهای مقاوم اهن و کرم با نیکل زیاد
monel الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
platinum metal ترکیب نیکل و روی و مس که تا اندازهای خواص پلاتین راپیدا میکند
invar الیاژی از نیکل و اهن باضریب انبساط حرارتی نزدیک صفر
battery باطری
cells باطری
batteries باطری
bettery باطری
exchange battery باطری
capacitor باطری
cell باطری
chip قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
hi res graphics graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود
cotainer جعبه باطری
cell tester ازمایشگر باطری
accumulator battery اکومولاتور باطری
primery battery باطری اولیه
dry pile باطری قلمی
battery charger شارژر باطری
dry cell battery باطری خشک
dry cell باطری خشک
pole قطب باطری
poles قطب باطری
oven battery باطری کوره
microphone battery باطری میکروفن
torch battery باطری قلمی
battery box جعبه باطری
c battery باطری شبکه
battery clamp ترمینالهای باطری
biasing battery باطری بایاس
battery switch کلید باطری
battery terminal ترمینال باطری
low voltage battery باطری فیلامان
heating battery باطری فیلامان
thermal battery باطری حرارتی
ideal galvanic cell باطری ایده ال
battery backup باطری پشتیبان
solar battery باطری افتابی
battery acid اسید باطری
lighting battery باطری نور
microbattery باطری کوچک
mercury battery باطری جیوهای
ampere hour capacity فرفیت باطری
main battery باطری اصلی
otherwise <adv.> به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر]
chromel الیاژی شامل اهن نیکل کرم برای ساختن ترموکوپلهای با حرارت زیاد
batteries باطری برجک توپ
high tension battery باطری فشار قوی
high voltage battery باطری فشار قوی
clip ترمینال باطری بست
flashlight battery باطری چراغ قوه
cells جزء اصلی باطری
clips ترمینال باطری بست
internal battery مقاومت داخلی باطری
cells پیل خانه باطری
cell جزء اصلی باطری
cell پیل خانه باطری
battery backup system سیستم پشتیبان باطری
battery output توان برونداد باطری
point قطبهای باطری یاپلاتین
battery box leg پایه نگهدارنده باطری
anode قطب مثبت باطری
clippings ترمینال باطری بست
traction battery باطری وسیله نقلیه
coke oven battery باطری کوره ذغالی
grid battery باطری بایاس شبکه
anodes قطب مثبت باطری
grid bias battery باطری بایاس شبکه
battery باطری برجک توپ
clipped ترمینال باطری بست
fissiparous تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
hydrometer وسیله ازمایش اسید باطری
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
ignition battery باطری سیستم جرقه زنی
dynamo battery ignition unit سیستم جرقه زنی دینام -باطری
data cell سلول
cells سلول
cell سلول
zoogamete سلول
grids مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
grid مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
locular سلول دار
germ cell سلول تخم
active cell سلول فعال
cellular سلول دار
accumulator cell سلول اکومولاتور
gonium سلول نطفه
germ cell سلول نطفه
celluloid مانند سلول
cleaves شکافتن سلول
galvanic cell سلول گالوانی
unit cell سلول واحد
transformer cell سلول ترانسفورماتور
cleaved شکافتن سلول
cleave شکافتن سلول
solar cells سلول خورشیدی
stractural cell سلول ساختاری
storage cell سلول انباره
gonocyte سلول جنسی
solar cell سلول خورشیدی
gametangium سلول جنسی
syncytium سلول چند هسته ایی
cellulated سلول دار
cells سلول یکنفری
cellule سلول کوچک
cellulous سلول دار
cells پیل سلول
mononuclear سلول یک هستهای
phagocytosis سلول خواری
photo cell سلول فتوالکتریک
ward سلول زندان
nerve cell سلول عصبی
photoelectric cell سلول فتوالکتریک
photoconductive cell سلول فوتورسانا
photoelectric cell سلول فتوالکتریکی
pixel سلول تصویر
cell پیل سلول
scarlet sage سلول اتشی
cytology سلول شناس
cell سلول یکنفری
memory cell سلول حافظه
data cell سلول داده
binary cell سلول دودویی
selenium cell سلول سلنیومی
odontoblast سلول دندانی
lymph cell سلول لنف
wards سلول زندان
conversion وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
cordless drill driver دریل برقی [دریلی که با باطری کار می کند] [ابزار]
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time دفعه دیگر [وقت دیگر]
tunnelling روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
gonocyte سلول تولید کننده
half cell reaction واکنش نیم سلول
half cell potential پتانسیل نیم سلول
phagocyte سلول بیگانه خوار
cellulosic ساخته شده از سلول
karyoplasm پرتوپلاسم هسته سلول
barrier layer cell سلول لایه سدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com