English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
pixel سلول تصویر
Other Matches
spermatid سلول حاصله از تقسیم سلول منی سازکه تبدیل به سلول منی میشود
spermatogonium سلول اولیه جنس نر سلول بیضه
isogamete سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
gametangium سلول یا عضوسازنده سلول جنسی
images سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
image [سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر]
tweening محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
crop کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
cropped کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
crops کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
picture آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picturing آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictured آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictures آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
acrobat که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
acrobats که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
videos متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
video متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoed متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoing متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
image [تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
images تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
flicker تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
spherization جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
lossless compression روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
refreshes بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshed بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refresh بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
autos الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
auto الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
persistence مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
hypertext روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
pen drawing تصویر خطی تصویر مدادی
tracing تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracings تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
orthographic تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
backgrounds تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
background تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
raster scan ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
images نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
image dissector tube لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
zoogamete سلول
cells سلول
cell سلول
data cell سلول
image formation تولید تصویر تصویر
photoelectric cell سلول فتوالکتریکی
cellule سلول کوچک
cells پیل سلول
cellulated سلول دار
syncytium سلول چند هسته ایی
lymph cell سلول لنف
scarlet sage سلول اتشی
ward سلول زندان
selenium cell سلول سلنیومی
locular سلول دار
wards سلول زندان
germ cell سلول نطفه
storage cell سلول انباره
stractural cell سلول ساختاری
germ cell سلول تخم
cellulous سلول دار
cells سلول یکنفری
photoconductive cell سلول فوتورسانا
photo cell سلول فتوالکتریک
phagocytosis سلول خواری
odontoblast سلول دندانی
nerve cell سلول عصبی
mononuclear سلول یک هستهای
celluloid مانند سلول
memory cell سلول حافظه
data cell سلول داده
cytology سلول شناس
cell سلول یکنفری
galvanic cell سلول گالوانی
gametangium سلول جنسی
cell پیل سلول
gonium سلول نطفه
solar cell سلول خورشیدی
photoelectric cell سلول فتوالکتریک
gonocyte سلول جنسی
solar cells سلول خورشیدی
binary cell سلول دودویی
transformer cell سلول ترانسفورماتور
unit cell سلول واحد
active cell سلول فعال
cellular سلول دار
cleaves شکافتن سلول
cleaved شکافتن سلول
cleave شکافتن سلول
accumulator cell سلول اکومولاتور
half cell potential پتانسیل نیم سلول
barrier layer cell سلول لایه سدی
phagocyte سلول بیگانه خوار
progamete سلول مولد تخمچه
primitive cell سلول واحد ابتدایی
ideal galvanic cell سلول گالوانیکی ایده ال
endoderm لیف درخت یا سلول
ectoclast پوسته خارجی سلول
half cell reaction واکنش نیم سلول
cellulosic ساخته شده از سلول
cataplasia تغییرات قهقهرایی در سلول
gonocyte سلول تولید کننده
karyoplasm پرتوپلاسم هسته سلول
intracellular واقع در درون سلول
interneuron وابسته به سلول عصب
interneural وابسته به سلول عصب
spermatogonium سلول موجد تخم
macrogamete سلول جنسی ماده بزرگتر
acrosome برجستگی قدامی سلول جنسی نر
engramme تحولات دائمی هسته سلول
engram تحولات دائمی هسته سلول
endosarc قسمت درونی سفیده سلول
enclosure سلول تارکان دنیا [دین]
end centered unit cell سلول واحد دو وجهی متقابل پر
lysis زوال وفساد سلول وغیره
ovum سلول نطفه ماده تخمک
light sensitive cell سلول حساس در برابر نور
eletric eye سلول فوتوالکتریک چشم الکتریکی
karyokinesis تقسیم غیرمستقیم هسته سلول
loculus سلول یا حفره تخمدان مرکب
microphage سلول میکروب خوار کوچک
nucleolus هستک گرد میان هسته سلول
photovoltaic cell سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
solar cell سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
entry مقدار اطلاعات درون یک سلول مشخص
gametogenesis ایجاد سلول جنسی قابل لقاح
chromatolysis تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
fibrocyte سلول دوکی شکل بافت همبندی
guard cell یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
lysate محصول زوال وفساد تدریجی سلول
gonogenesis کمال و بلوغ سلول نطفه یاجرثومه
biont واحد مستقل موجود زنده سلول
histogram نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
unipotent دارای قدرت رویش در یک جهت یا بصورت یک سلول
gametophore سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
gamete سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
gametocyte سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
meiosis تغییرات متوالی هسته که منتهی به تشکیل سلول جدیدمیگردد
haplosis تقلیل تعدادکروموزوم ها درنتیجه تقسیم بدو سلول منفرد
mitosis تقسیم هسته سلول بدوقسمت بدون کم شدن کرموزم ها
zero condition حالت یک سلول مغناطیسی زمانی که صفر را نمایش میدهد
scanned درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scans درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
germ layer یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
gastrea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
gastraea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
histochemistry علمی که درباره پدیدههای شیمیایی سلول وبافت بحث میکند
bit mapped screen pixel یک صفحه نمایش که در ان هر سلول تصویری میتوانددر ارتباط با مکانی از حافظه
unbalanced cell سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
lymphoblast سلولی که تبدیل بذره سفید یابیرنگ بلغم یاخلط میگردد سلول نرسیده لنفی
pronucleus هسته سلول قابل لقاح پس ازتکمیل دوره بلوغ وورودنطفه به درون تخم جانور
kil مقبره این کلمه بصورت پیشوند وپسوند نیزبکاررفته وبمعنی >حجره و سلول ونهر<است
photovoltaic cell مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
gonidium یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
microphagus سلول میکروب خوار کوچک خرد خوار
cross fertilization لقاح دو سلول جنسی متفاوت لقاح متقابل
portraits تصویر
scenography تصویر
imagery تصویر
images تصویر
skews تصویر کج
skewing تصویر کج
skew تصویر کج
afterimage رد تصویر
illustrations تصویر
illustration تصویر
portrayals تصویر
portrayal تصویر
likenesses تصویر
likeness تصویر
gratings در تصویر
grating در تصویر
image line خط تصویر
ikons تصویر
vignette تصویر
vignettes تصویر
image تصویر
icon تصویر
icons تصویر
portrait تصویر
picturing تصویر
projections تصویر
picture تصویر
projection تصویر
delineation تصویر
shape تصویر
pictured تصویر
pictures تصویر
shapes تصویر
karyology هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
loculate سلول دار حجره دار
mirror images تصویر قرینه
image distortion شکستگی تصویر
image deflection انحراف تصویر
mirror image تصویر آیینه ای
mirror image تصویر قرینه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com