Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
spermatid
سلول حاصله از تقسیم سلول منی سازکه تبدیل به سلول منی میشود
Other Matches
spermatogonium
سلول اولیه جنس نر سلول بیضه
isogamete
سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
gametangium
سلول یا عضوسازنده سلول جنسی
karyokinesis
تقسیم غیرمستقیم هسته سلول
haplosis
تقلیل تعدادکروموزوم ها درنتیجه تقسیم بدو سلول منفرد
mitosis
تقسیم هسته سلول بدوقسمت بدون کم شدن کرموزم ها
gametocyte
سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
lymphoblast
سلولی که تبدیل بذره سفید یابیرنگ بلغم یاخلط میگردد سلول نرسیده لنفی
photovoltaic cell
مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
data cell
سلول
cells
سلول
zoogamete
سلول
cell
سلول
solar cells
سلول خورشیدی
binary cell
سلول دودویی
cellule
سلول کوچک
memory cell
سلول حافظه
cell
سلول یکنفری
cellular
سلول دار
solar cell
سلول خورشیدی
transformer cell
سلول ترانسفورماتور
lymph cell
سلول لنف
unit cell
سلول واحد
cleave
شکافتن سلول
cells
سلول یکنفری
galvanic cell
سلول گالوانی
gametangium
سلول جنسی
mononuclear
سلول یک هستهای
ward
سلول زندان
wards
سلول زندان
scarlet sage
سلول اتشی
photo cell
سلول فتوالکتریک
cellulous
سلول دار
photoconductive cell
سلول فوتورسانا
photoelectric cell
سلول فتوالکتریکی
photoelectric cell
سلول فتوالکتریک
cell
پیل سلول
pixel
سلول تصویر
cytology
سلول شناس
phagocytosis
سلول خواری
cellulated
سلول دار
nerve cell
سلول عصبی
cleaved
شکافتن سلول
selenium cell
سلول سلنیومی
cleaves
شکافتن سلول
odontoblast
سلول دندانی
cells
پیل سلول
celluloid
مانند سلول
data cell
سلول داده
germ cell
سلول تخم
gonium
سلول نطفه
active cell
سلول فعال
gonocyte
سلول جنسی
germ cell
سلول نطفه
stractural cell
سلول ساختاری
accumulator cell
سلول اکومولاتور
storage cell
سلول انباره
syncytium
سلول چند هسته ایی
locular
سلول دار
half cell reaction
واکنش نیم سلول
progamete
سلول مولد تخمچه
gonocyte
سلول تولید کننده
karyoplasm
پرتوپلاسم هسته سلول
endoderm
لیف درخت یا سلول
half cell potential
پتانسیل نیم سلول
barrier layer cell
سلول لایه سدی
primitive cell
سلول واحد ابتدایی
interneural
وابسته به سلول عصب
ideal galvanic cell
سلول گالوانیکی ایده ال
phagocyte
سلول بیگانه خوار
intracellular
واقع در درون سلول
spermatogonium
سلول موجد تخم
ectoclast
پوسته خارجی سلول
interneuron
وابسته به سلول عصب
cataplasia
تغییرات قهقهرایی در سلول
cellulosic
ساخته شده از سلول
microphage
سلول میکروب خوار کوچک
endosarc
قسمت درونی سفیده سلول
end centered unit cell
سلول واحد دو وجهی متقابل پر
macrogamete
سلول جنسی ماده بزرگتر
eletric eye
سلول فوتوالکتریک چشم الکتریکی
enclosure
سلول تارکان دنیا
[دین]
lysis
زوال وفساد سلول وغیره
acrosome
برجستگی قدامی سلول جنسی نر
loculus
سلول یا حفره تخمدان مرکب
ovum
سلول نطفه ماده تخمک
engram
تحولات دائمی هسته سلول
engramme
تحولات دائمی هسته سلول
light sensitive cell
سلول حساس در برابر نور
solar cell
سلول خورشیدی
[الکترونیک مهندسی برق]
entry
مقدار اطلاعات درون یک سلول مشخص
chromatolysis
تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
biont
واحد مستقل موجود زنده سلول
photovoltaic cell
سلول خورشیدی
[الکترونیک مهندسی برق]
lysate
محصول زوال وفساد تدریجی سلول
fibrocyte
سلول دوکی شکل بافت همبندی
nucleolus
هستک گرد میان هسته سلول
gonogenesis
کمال و بلوغ سلول نطفه یاجرثومه
gametogenesis
ایجاد سلول جنسی قابل لقاح
guard cell
یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
histogram
نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
unipotent
دارای قدرت رویش در یک جهت یا بصورت یک سلول
zero condition
حالت یک سلول مغناطیسی زمانی که صفر را نمایش میدهد
gamete
سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
gametophore
سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
meiosis
تغییرات متوالی هسته که منتهی به تشکیل سلول جدیدمیگردد
histochemistry
علمی که درباره پدیدههای شیمیایی سلول وبافت بحث میکند
gastrea
رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
gastraea
رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
germ layer
یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
bit mapped screen
pixel یک صفحه نمایش که در ان هر سلول تصویری میتوانددر ارتباط با مکانی از حافظه
unbalanced cell
سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
pronucleus
هسته سلول قابل لقاح پس ازتکمیل دوره بلوغ وورودنطفه به درون تخم جانور
kil
مقبره این کلمه بصورت پیشوند وپسوند نیزبکاررفته وبمعنی >حجره و سلول ونهر<است
gonidium
یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
cross fertilization
لقاح دو سلول جنسی متفاوت لقاح متقابل
microphagus
سلول میکروب خوار کوچک خرد خوار
karyology
هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
loculate
سلول دار حجره دار
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
sectors
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
profits a prendre
درCL عامل در حق علف چر وسایر منافع حاصله از زمین هم ذیحق میشود
residue check
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
rational number
عددی که به عنوان تقسیم دو عدد کامل نوشته میشود
sofa-beds
نیمکت که تبدیل به تختخواب میشود
sofa-bed
نیمکت که تبدیل به تختخواب میشود
processor
تقسیم کننده سیگنال که توسط ریز پردازندهای در شبکه کنترل میشود
worded
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
fractions
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fraction
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
luminous energy
نیرویی که تبدیل به اشعه نورانی میشود
rear takedown with double leg tackle
زیر یک دو خم که تبدیل به خورجین تکان میشود
source
که بعداگ توسط کامپایلر به کد ماشین تبدیل میشود
flan
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
flans
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
final act
سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
baseband
روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
base band
روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
morphing
جلوههای ویژه در بازی ها و سیستمهای چندرسانهای که یک تصویر به تدریج به دیگری تبدیل میشود
one for one
مرحلهای غالبا" مربوط به یک اسمبلر که در ان یک جمله زبان منبع به یک دستور کارزبان ماشین تبدیل میشود
modulo arithmetic
شاخهای از ریاضی که از باقی ماندن عدد وقتی بر عدد دیگر تقسیم میشود استفاده میکند
fibre optics
لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
divisor
عملوندی که برای تقسیم مقسوم علیه در عمل تقسیم به کار می روند
fissiparous
تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
single transposition
نوعی تبدیل به رمز که فقط ازیک نوع کلید رمز استفاده میشود
hard sectoring
می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد
fragmentation
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
vernier
درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
hand-held
وسیله کوچکی که در دست جا میشود براس اسکن عکسهای کوچک و رسم خط و تبدیل آنها به تصاویر گرافیکی که قابل استفاده در کامپیوتر هستند
hyphen
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
coalitions
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalition
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
segment
فضای آدرس حافظه که به فضاهایی به نام سگمنت تقسیم میشود. آدرس دادن به یک محل خاص , مقدار سگمنت و امنت باید مشخص باشند
segments
فضای آدرس حافظه که به فضاهایی به نام سگمنت تقسیم میشود. آدرس دادن به یک محل خاص , مقدار سگمنت و امنت باید مشخص باشند
imported
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
digitize
تصویری که برای تولید سیگنال آنالوگی که بعد به دیجیتال تبدیل میشود و روی کامپیوتر ذخیره شود یا نمایش داده شود
importing
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
baseband
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
trellis coding
روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
subdivides
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivide
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdividing
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivided
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
novatio non presumiter
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
advantages accruning from
مزایای حاصله
ration strenght
انرژی حاصله از جیره
assessments
تعیین نتایج حاصله
elbow grease
نیروی حاصله از کاردستی
emblements
منافع حاصله از زمین
feed back
بکارگیری اطلاعات حاصله
assessment
تعیین نتایج حاصله
coriolis effect
اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
fleshment
خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
gulps
صدای حاصله از عمل بلع
gulping
صدای حاصله از عمل بلع
end product
قطعات حاصله دستگاه نهایی
ergotism
مسمومیت حاصله از خوردن سگاله
emblements
منافع حاصله اززمین مزروعی
gulped
صدای حاصله از عمل بلع
gas form natrural gas
بنزین حاصله از گاز طبیعی
gulp
صدای حاصله از عمل بلع
bombing errors
اشتباهات حاصله از پرتاب بمب
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
solunar
حاصله در اثر خورشید و ماه باهم
spirochetosis
ابتلا به بیماری حاصله از میکروب اسپیروکت
scumble
نرمی حاصله در اثر سایس یامالش
capitalized value
درامد حاصله از سرمایه گذاری در یک سال
thermojet
نیروی جت حاصله از حرارت موتور جت حرارتی
click
صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
flash burns
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
flash burn
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com